English Version
This Site Is Available In English

تعادل یعنی رسیدن به پایداری

تعادل یعنی رسیدن به پایداری

یازدهمین جلسه از دوره چهل و سوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰نمایندگی نیمایوشیج بهشهر به استادی مسافر رمضان علی،نگهیانی مسافر محمد رضا و دبیری مسافر صمد با دستور جلس

(آداب معاشرت،ادب و بی ادبی،تعادل و بی تعادلی)در روز سه شنبه مورخ ۱۴۰۵/۰۳/۱۹ رأس ساعت ۱۷اغاژ به کرد 

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان رمضان علی هستم یک مسافر. شاکر خداوندم که به واسطه ی کنگره ۶۰ سرزندگی و این نشاط پایدار را در زندگی من جاری نمود. تشکر می کنم از راهنمای عزیزم آقا ابوذر که به من این فرصت را دادند تا در این جایگاه خدمت کنم،ضمن اینکه هم از ایشان سپاسگزارم بابت راهنمایی های نابی که به من عرضه داشتند و هم از تمامی خدمتگزاران نمایندگی که با برقراری شعبه باعث پویایی مسیر درمان کسانی می شوند که خواهان رهایی و رسیدن به حال خوبند.گروه مرزبانی،اوتی،سایت و نشریات و همه ی کسانی که در این راه زحمت می کشند جای دارد قدردانی کنم ممنون همه شما هستم.

در رابطه با دستور جلسه امروز؛اولین مسئله به نظرم من در این مبحث،تعادل و بی تعادلی است. جناب مهندس می فرماید:درمان فوق ترک و تعادل فوق درمان است.تعادل یعنی به پایداری رسیدن و عدالت هم از همین لغت نشأت گرفته شده. همه ی انسان ها آداب معاشرت و بدی و خوبی را می دانند،ولی بلد نیستند چطور استفاده کنند.

ما در زمان مصرف خودمان بیشتر مواقع از خانواده دور بودیم و به آداب معاشرت بی اعتنایی می کردیم. حتی اگر کسی از من چیزی درخواست می کرد با بی اعتنایی پاسخ می دادم،به همین خاطر قادر نبودیم به فرزندان خود آداب رفتار پسندیده را آموزش دهیم. فرزندان ما در بیرون از منزل و در برخورد با جامعه و مواجهه با مردم گنگ رفتار می کردند و رفتار به هنجاری نداشتند،چرا که ادب و احترام برایشان واژه ای تقریبا مجهول بود.این ما بودیم که در یاد دهی آداب معاشرت به آنها غفلت کردیم پس قصور از ماست و آنها ایرادی نداشتند.دلیل این اتفاق دوری ما از بستر خانواده بود.

آقای مهندس درباره آداب معاشرت نکات کلیدی را بیان می کنند که در عین سادگی بسیار مهم است،مثلا در رابطه با آداب غذا خوردن و نحوه ی پوشش یا ساعت خواب و بیداری و نوع صحبت کردن.شاید به ظاهرکلیشه ای باشد ولی اهمیت آن در لحظات زندگی و رفتارهای روز مره ما نمود پیدا می کند.تشکر‌و‌قدردانی یکی از از اصول در اهمیت در آدابی است که مورد اشاره مهندس در زندگی باید به آن توجه کنیم. همه ی انسان ها از آداب معاشرت برخوردارند ولی نحوه ی استفاده از آن را بلد نیستند. همانطور که مهندس می گوید حال خراب فقط مصرف کننده نیست بلکه آدمهای سالم هم ممکن از حال بدتری داشته باشند،بنابراین باید درس را بیاموزیم و کنگره جایی است که این مسائل را یاد
می گیریم.

تنها جایی که آداب معاشرت و رفتارهای درست را آموزش می دهد و به خوبی در تعادل ما تاثیر می گذارد و ادب را در زندگی ما وارد می کند همین کنگره است.در اکثر جاهایی که تجربه حضور و زندگی در آن را داشتم معدود دفعاتی شاید اتفاق افتاده باشد که رعایت این موارد را دیده باشم یاخیلی کمرنگ و کم اهمیت یه این موضوعات پرداخت می‌شد.مثلا در محل کار یا اجتماعی که برای امری دور هم گرد آمده بودند حتی در خدمت و اسارتی که ما بودیم. بخاطر یک نخ سیگار اتفاق افتاده که هم بندی خورد را می فروخت و یا کتک می زدند، این را من تجربه کردم.

خاطرم هست در دوره اسارت به یک عراقی گفته بودم که از انتظامات درخواست یک‌نخ سیگار را برای من بدهد،یکی صحبت هایم را شنید و سریعا با یک گزارش اشتباه مبنی برا نقشه ی فرار داشتن من باعث دردسری برایم شد و بدون سوال پرسیدن شکنجه شدم و با انبر ناخن انگشتان مرا کشیدن تا جایی که بیهوش شدم و با سطل آب مرا بهوش می آوردند و دوباره کتکم می‌زدند.در این مکان ها هم این اتفاق ها می افتاد و برای آسودگی خود دیگران. ا می‌فروختند و آداب و اخلاق هیچ رنگ و بویی نداشت.

در اداره ها و سازمان ها هم برای گرفتن پشت و جایگاه و حقوق بهتر همدیگر را می فروختند و این مورد بسیار اتفاق می افتد.ما در کنگره مهربانی را دیدیدم و محبت در ما ریشه زد.با یک بغل کردن پیوند عمیق محبت بین اعضا شکل می گیرد و این آداب زیبا در کنگره هر روز تکرار می شود.نوع پوشش یکسان و یک دست و منظم بودن،مهمترین چیز آن هم زمان را کنترل کردن و دقیق بودن آداب پر تکرار و قشنگ کنگره است که کاملا در زندگی کاربری است. به قول راهنمایم آقا ابوذر ما زمانی که مواد مصرف می کردیم می رفتیم بهترین جنس را از ساقی می‌خواستیم و پول زیادی را با او می‌دادیم تا مواد تهیه کنیم ولی ساقی با بی احترامی مواد را برای ما پرت می کرد و می گفت برو تا مامور نیامد.

الان همان هایی که به نظرشان ما هیچ بودیم و جایگاهی در جامعه نداشتیم می آیند و از پیشنهادات و نظرات ما بهره می برند و می‌گویند در جلسات ما اول شما باید حرف هایتان را بزنید تا ما استفاده کنیم. واقعا درس هایی که از کنگره می گیریم در بیرون چنین آموزشی وجود ندارد حتی در دانشگاه های کشور چنین رخدادی به صورت مؤثر وجود ندارد.بی جهت نیست که جناب مهندس می فرماید چه با سواد باشی چه بی سواد برای من در کنگره هیچ فرقی نمیکند. مهم همان ادب است.بخاطر همین است که به ما احترام می گذارند.ما در خانواده و اجتماع صاحب جایگاه شدیم و به ما توجه می کنند و نظرات ما از اهمیت برخوردار است.امیدوتذم که ادب و احترام برای همه ی ما منجر به تعادل پایدار شود به گونه ای که نشاط و آرامش در زندگی ما جاری شود.در خاتمه از همه شما عزیزان تشکر می کنم که به صحبت های من گوش کردید.

مرزبان خبری مسافر مسلم 

عکس و تایپ:مسافر سبحان لژیون ششم

ویرایش و بارگذاری مسافر محمد جواد لژیون هشتم 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .