سومین جلسه از دورهی هفتم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی محمدیپور قم با استادی مسافر محمد و نگهبانی مسافر سینا و دبیری مرزبان محترم مسافر حامد با دستور جلسهی"آداب معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی" روز سه شنبه ۱۹ خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، حامد هستم، مسافر؛ خدا را شاکرم که امروز توفیق داشتم در جمع شما باشم و روی این صندلی بنشینم و آموزش بگیرم. از ایجنت محترم و گروه مرزبانی تشکر میکنم که اجازه دادند امروز در این جایگاه خدمت کنم. همچنین از راهنمای محترم لژیون سوم، آقا هادی، بسیار ممنونم که این فرصت را به من دادند تا امروز در این جایگاه حضور داشته باشم.
دستور جلسه امروز درباره آداب معاشرت، ادب و بیادبی و تعادل و بیتعادلی است. امروز داشتم صحبتهای آقای مهندس را که روز چهارشنبه سال ۱۴۰۳ بیان کرده بودند گوش میکردم و نکاتی برایم یادآوری شد که جالب بود. وقتی به یاد آوردم که زمانی خودم این مسائل را بیرون از کنگره رعایت نمیکردم. میدانستم و احساس میکردم که خیلی چیزها را میدانم، ولی آنها را عملی نمیکردم.
وقتی وارد کنگره شدم، بهتر آموزش گرفتم و یاد گرفتم که این نکات را باید رعایت کنم. اگر بخواهم دربارهاش توضیح بدهم، آقای مهندس گفتهاند که وقتی کاری را از کسی میخواهیم، استفاده از کلمه «لطفاً» خیلی بهتر است و باعث میشود آن شخص با کمال میل کار را انجام دهد. همچنین اگر اشتباهی کردیم، نباید فکر کنیم عذرخواهی یا گفتن «ببخشید» ما را کوچک میکند یا برایمان شرمآور است. بالعکس، این نشان دهنده کمال ادب است که بابت اشتباهی که کردهایم عذرخواهی کنیم.
در خصوص نحوه خطاب کردن افراد، آقای مهندس توضیح دادهاند که من در کنگره نباید افراد بزرگتر یا راهنمای خود را با اسم کوچک یا به صورت مفرد صدا بزنم، بلکه باید از «شما» استفاده کنم. این نکته بسیار مهمی است.
همچنین درباره آداب لباس پوشیدن، آقای مهندس اشاره کردهاند که هرچند بیرون از کنگره مردم لباسهای متنوع میپوشند، اما در کنگره چهارچوب خاصی برای لباس پوشیدن تعریف شده است. اگر مرزبان تذکر میدهد که کسی نباید لباس یا پوشش خاصی داشته باشد، فقط به دلیل رعایت قوانین و آداب کنگره است.
نکته مهم بعدی یادآوری وقتشناسی است؛ چه در کنگره و چه بیرون از آن رعایت وقت، یکی از نشانههای ادب است. یادم میآید زمانی که در شعبه امین سفر اول بودم، یک روز حدود دو یا سه دقیقه پس از ساعت پنج رسیدم و کسی که ثبتنام میکرد حضور غیاب را چک میکرد، نام من را ننوشته بود. وقتی به لژیون رسیدم، راهنمای عزیزم آقای اسماعیل اجازه ندادند وارد شوم و سر لژیون نگهام داشتند. آن موقع برایم خیلی سخت و ناراحتکننده بود. اما حالا میدانم که آقا اسماعیل با این کار بزرگترین خدمت را به من کردند. چرا؟ چون اگر آن روز اجازه میدادند من وارد شوم، احتمالاً دفعه بعد فکر میکردم چون آن روز گذشتم، دیگر همیشه میتوانم دیر برسم و این باعث میشد نظم رعایت نشود.
بعد از آن، مدتی غیبت کردم و از کنگره دور شدم. پس این اتفاق به من آموخت که وقتشناسی چقدر اهمیت دارد و باید برای وقت و زحمات دیگران ارزش قائل باشم. فهمیدم که جمع زیادی خدمتگزار در کنگره مثل راهنماها، مرزبانان و ایجنتها هستند که همه به فکر پیشرفت و درمان منند. نهایت ادب من این است که زمان را رعایت کنم.
یکی دیگر از نکات کنگره که آموختم، ترک کردن برخی رفتارهاست که شاید بیرون از کنگره اشتباه به حساب نیاید، اما در اینجا آداب محسوب میشود. مثلاً پا روی پا انداختن که در کنگره ممنوع است، یا در لژیون اگر تلفنم زنگ بخورد، نباید بدون اجازه بلند شوم و بیرون بروم و جواب بدهم. همچنین هنگام دیدار با یکدیگر، فقط سلام و احوالپرسی معمول انجام میدهیم، بلند کردن دست از دور یا بغل کردن فقط زمانی مجاز است که طرف مقابل بزرگتر باشد و اجازه دهد.
این نکات ممکن است ریز و کوچک به نظر برسند، ولی رعایت آنها به من کمک میکند تا طبق تابلوی ورودی کنگره که نوشته «اولین شرط برای قوی شدن رعایت ادب است»، رشد و پیشرفت کنم. مسئولین و خدمتگزاران کنگره این نکات را به ما یادآوری میکنند نه برای سختگیری، بلکه برای پیشرفت خود ماست.
همچنین هنگام خروج از در کنگره، ابتدا باید بزرگتر یا کسی که شال دارد از در خارج شود، سپس من بروم. رعایت این مسائل کمک میکند که به تعادل نسبی برسیم. در کنگره کسی که راهنما یا خدمتگزار است بیتعادل نیست؛ چون همه یاد گرفتهایم آداب و معاشرت را رعایت کنیم تا قوی و متعادل شویم.
از اینکه به صحبت های من توجه نمودید متشکرم.

گروه خبری سایت نمایندگی محمدی پور
- تعداد بازدید از این مطلب :
0