English Version
This Site Is Available In English

آقای مهندس می‌گویند من یک مصرف‌کننده با لباس کثیف را ترجیح می‌دهم به یک شخص تحصیل‌کرده و شیک‌پوش اما بی‌ادب.

آقای مهندس می‌گویند من یک مصرف‌کننده با لباس کثیف را ترجیح می‌دهم به یک شخص تحصیل‌کرده و شیک‌پوش اما بی‌ادب.

جلسه سوم از دوره هفدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی نائین، به استادی :مسافر مصطفی و نگهبانی: مسافر نعمت الله و دبیری: مسافر جلال بادستور جلسه «آداب معاشرت ، ادب و بی ادبی ، تعادل و بی تعادلی » یکشنبه 17 خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱7:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، مصطفی هستم یک مسافر.

تشکر می‌کنم از ایجنت شعبه و مرزبانان که این اجازه را دادند در این جایگاه آموزش بگیرم.

قبل از اینکه در مورد دستور جلسه صحبت کنم، من در شعبه میرداماد سفر اولم را تمام کردم و الان چهار سال است که از سفر دومم می‌گذرد و هنوز نوبتم نشده که استاد جلسه باشم. در شعبه نائین باید خوشحال باشید، چون این شعبه مانند یک مجموعه غیرانتفاعی است و شرایطی شبیه یک شعبه خصوصی دارد که به‌راحتی می‌توانید در هر قسمتی خدمت کنید و آموزش بگیرید.

اما در مورد دستور جلسه «ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی».

منِ مصطفی قبل از اینکه به رهایی برسم، یکی از صفاتی که داشتم بی‌ادبی بود. زمانی به رهایی واقعی می‌رسیم که به تعادل برسیم و یک‌سری کارهای درست و انسانی انجام دهیم.

خود من وقتی می‌خواستم وارد کنگره شوم، ماسک می‌زدم تا کسی مرا نشناسد؛ اما بعد از مدتی که آموزش گرفتم و درمان شدم، با خودم گفتم چرا باید ماسک بزنم؟ آموزش‌هایی که گرفته بودم به من این اجازه را داد که کنگره را به بچه‌های محل، فامیل و آشنایان معرفی کنم.

وقتی دیدند مصطفی که زمانی مصرف‌کننده بود و تعادل نداشت، به جایی رفته که این‌قدر تغییر کرده و به تعادل و ادب رسیده است، برایشان سؤال شد که این تغییر چگونه به وجود آمده است.

همان‌طور که در دوران دبستان به ما آموختند: «ادب از که آموختی؟ از بی‌ادبان.»

آقای مهندس می‌گویند من یک مصرف‌کننده با لباس کثیف را ترجیح می‌دهم به یک شخص تحصیل‌کرده و شیک‌پوش اما بی‌ادب.

در جامعه افراد زیادی هستند که جایگاه بالایی دارند، اما در برخورد و اخلاق بسیار ضعیف هستند و رفتارشان در شأن یک انسان نیست.

یکی از نشانه‌های ادب این است که انسان در اولین برخورد سلام کند و این موضوعی است که آقای مهندس در کنگره به ما آموزش داده‌اند. کنگره ادب و اخلاق ما را اصلاح کرده است.

حتی یک تازه‌وارد نیز وقتی وارد کنگره می‌شود، از همان ابتدا می‌گوید: «سلام دوستان، مصطفی هستم یک تازه‌وارد.»

در کنگره به ما یاد می‌دهند که از الفاظ ناشایست استفاده نکنیم، یکدیگر را تحقیر نکنیم و احترام همدیگر را حفظ کنیم.

آقای مهندس در سی‌دی‌ها درباره آداب معاشرت صحبت می‌کنند. حتی در مورد غذا خوردن نیز آموزش می‌دهند که باید شخصیت و احترام مجلس را حفظ کنیم.

کنگره به ما می‌آموزد که با خانواده، فرزندان و همسر خود درست برخورد کنیم.

در مورد تعادل نیز آقای مهندس می‌گویند درمان در تعادل است و اگر نتوانیم تعادل را اجرا کنیم، نمی‌توانیم به درمان برسیم.

در زمان مصرف، ما نوعی بی‌تعادلی را تجربه می‌کردیم. زمانی که مواد مصرف می‌کردیم، در ظاهر حالمان خوب بود و زمانی که خمار می‌شدیم، به اوج بی‌تعادلی می‌رسیدیم.

البته این بی‌تعادلی فقط مخصوص مصرف‌کنندگان نیست. افراد زیادی هستند که مصرف‌کننده نیستند، اما باز هم تعادل ندارند.

خدا را شکر می‌کنم که کنگره منِ مصطفی را به ادب و تعادل رساند.

از اینکه به من فرصت دادید در کنار شما آموزش بگیرم، سپاسگزارم.

عکاس: همسفر علیرضا (لژیون ششم)
تایپیست: مسافر جلال (لژون چهارم)
ویرایش، تنظیم و ارسال: همسفر علیرضا (لژیون ششم)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .