مشارکت مکتوب همسفر زهره
دستور جلسه «آداب معاشرت» یک سری رفتارها قراردادی نیستند آداب معاشرت آن ادب و بیادبی؛ بلکه این آداب معاشرت شخصیت ما انسانها را میسازد، اینکه من چگونه رفتار میکنم با دیگران من چگونه شخصیتی دارم و به نظر من اینکه فقط الفاظ معاشرت لطفاً، متشکرم اینها را به کار ببرم اینها نشانه آداب معاشرت و ادب من نیست؛ بلکه باید آنها را در رفتار، اعمالمان و کردار آن را باید نشان بدهیم فکر میکنم کسی که آداب معاشرت را به خوبی یاد گرفته باشد، به درستی آن را طی کرده باشد در ادامه آن ادب و تعادل را یاد گرفته اگر در دستور جلسه هم نگاه کنیم اول آداب معاشرت است، بعد ادب و بیادبی بعد، تعادل بی تعادلی؛ یعنی اگر من آداب معاشرت را به درستی یاد گرفته باشم آن ادب و تعادل در ادامهاش خواهد آمد فکر میکنم تعادل؛ یعنی پایداری و ثبات تعادل هنر انسان بالغ است انسان هر چقدر بالغتر باشد تعادلش بیشتر است؛ اینکه زمانی من میتوان بگویم انسان با تعادلی هستم که وقتی خشمگین میشوم آن نوع رفتار من چگونه رفتاری است، آن نوع کلام من چگونه کلامی است آن موقع من میتوانم بگویم انسان با تعادلی هستم وگرنه در آرامش همه انسانها با تعادل هستند؛ ولی در زمان خشم و به هم ریختگی است که من متوجه میشوم انسان با تعادلی هستم یا نه، آن موقع است که من میتوانم خشم را کنترل کنم یا نه، کنترل ندارم. تمام اینها را اگر انسان به درستی یاد بگیرد آن رشد درمانی اتفاق میافتد و باعث میشود که رشد پیدا و اینها نشانه آگاهی، آموزش و تمرین است اگر یک انسان را میبینیم که با تعادل و با ادب است؛ یعنی این فرد آموزش گرفته، تمرین کرده تا به اینجا رسیده و برای تک تک ما امکانپذیر است اگر فکر کنم من انسان بی تعادلی هستم نمیتوانم روی خشم خودم کنترل داشته باشم نمیتوانم روی بعضی رفتارهایم کنترل داشته باشم اینها همه با هم با تمرین شکل میگیرد چرا که ما در مکانی داریم درس میگیریم و آموزش میبینیم که تمام اینها نکاتی است که باید رعایت شود و نکته به نکته از غذا خوردن گرفته، نوع لباس پوشیدن، نوع حرف زدن همه و همه اینها آموزش است و فکر میکنم اگر به درستی بتوانم اینها را رعایت کنم به آن تعادل میرسم چرا که هدف کنگره۶۰ رسیدن انسانها به تعادل است؛ اگر دارم به کنگره میآیم هدفم چیست؟ هدف رسیدن به تعادل و آرامش است، چون انسانی که به تعادل میرسد به آن آرامش رسیده نمیتواند زود خشمگین شود، نمیتواند قضاوت کند، تمام اینها درش حل شده تعادل در کنگره همان نوع حرکت و نوع رفتار ما است و اینکه کنترل رفتار خودمان را داشته باشیم اینکه چگونه با دیگران رفتار کنم آن نوع تعادل است. در مورد ادب معاشرت گفتم آداب معاشرت ؛یعنی من با دیگران چگونه برخورد کنم؛ ولی نه فقط با کلام با رفتارم چگونه برخورد میکنم همیشه ما در کنگره یاد گرفتیم سپاسگزار باشیم قدردان دیگران باشیم و اینها همه از آداب معاشرت میآید اینکه طلبکار دیگران نباشیم اگر کسی برای من کاری انجام میدهد طلبکارش نباشم و فکر نکنم که مثلاً راننده تاکسی که من را تا اینجا رسانده وظیفهاش است و پولش را میگیرد در صورتی اگر نباشد من چقدر به مشکل بر میخورم گاهی وقتا ما اینها را اصلاً نمیبینیم و فکر میکنیم دیگران وظیفه دارند به ما احترام بگذارند و به ما خدمت کنند در صورتی که هیچکس وظیفهای ندارد ما باید قدردان آنها باشیم.اگر کسی به ما چیزی آموزش میدهد کاری برای من انجام میدهد همه و همه به خاطر خوبی آن شخص است و قدردان آن باشیم خدا را شکر در کنگره هستم و از آموزشها استفاده میکنم و آنها را در جامعه بتوانم کاربردی کنم انشالله بتوانم به آن تعادلی که مد نظر هست برسم.
مشارکت مکتوب همسفر مریم
با عرض خسته نباشید خدمت استاد محترم و تمام عزیزان.
در مورد دستور جلسه « آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی» در مورد قسمت سوم دستور جلسه که تعادل و بیتعادلی است اگر بخواهیم صحبت کنیم، واژه تعادل دو معنی دارد، یکی؛ به معنی پایداری و دیگری؛ به معنی عدل و عدالت. پایداری به این صورت است که در هر ساختاری، زمانی یک ساختار متعادل و پایدار است که دارای برنامهریزی باشد؛ مثل ساختار کنگره۶۰. علت پایداری کنگره۶۰ تعادلی است که دروناش وجود دارد و معنی دوم تعادل، عدل و عدالت است.
که پایداری نتیجه عدل و عدالت است. مثلاً یک داربست را برای ساخت و ساز میبندیم؛ اگر نیروی وارد شده به آن پایهها به صورت مساوی قرار گرفته باشد این داربست سرپا است و
میتواند تمام سختیها و سنگینی بار را تحمل کند. در وادی چهاردهم گفته میشود که زندگی انسانها به دو صورت تک بعدی و چند بعدی است و اگر انسان در زندگی شخصی خودش این تعادل را رعایت کند؛ یعنی در ورزش، زندگی، کاروآموزش میتواند یک زندگی با تعادل و پایداری داشته باشد. علت پایدار بودن کنگره۶۰ هم تعادل و این پایداری و عدالتی است که در کنگره قرار گرفته است.
مشارکت مکتوب همسفر آذر
خدا را شکر که توانستم در کنگره حضور داشته باشم و از آموزشهای آقای مهندس و استاد گرامی استفاده کنم. دستور جلسه « آداب معاشرت ، ادب و بیادبی ، تعادل و بیتعادلی». آقای مهندس با هر کدام از کلمات،دنیایی از آموزش برای ما قرار دادهاند،گ؛ که اگر رعایت کنیم، حتما به نتیجه میرسیم. اگر من جسم سالم داشته باشم حتماً به تعادل میرسم. که آقای مهندس هم میفرمایند:« برای داشتن جسمی سالم، حتما باید ورزش کنیم». من اگر ورزش نکنم وقتی استخواندرد، پا درد، کمردرد، دست درد بگیرم مشخص میشود که بیتعادل هستم و وقتی بیتعادل باشم، زندگی برایم مفهومی ندارد. اگر ورزش کنم، به جسمم اهمیت بدهم، حتما به تعادل میرسم. و به فرمودهی راهنمای خوبم همیشه هر کسی، هر کاری برای تو انجام داد، به تو لطف کرده است، حتی اگر مسافرت باشد؛ ولی اگر تو کاری برای کسی انجام دادی، وظیفهات بوده وظیفه من است که با ادب باشم، کارم را درست انجام بدهم. و تمام اینها به شخصیت من برمیگردد اگر من بیادب باشم، آداب معاشرت بلد نباشم، از آموزش های آقای مهندس استفاده نکرده باشم، تعادل نداشته باشم، اینها به بیشخصیتی، ناآگاهی و نادانی من برمیگردد؛ باید تمام اینها را رعایت کنیم تا به تعادل برسیم نه؛اینکه من ادب داشته باشم اما بخواهم قیاس کنم، یا سرزنش کنم که من ادب دارم؛ ولی تو نداری تمام اینها را روی خودمان پیاده کنیم، تا به نتیجه برسیم انشاءالله که یک به یک اینها را عملی کنیم تا به تعادل و زندگی سالمی برسیم.
تایپ: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون یکم) دبیر سایت
ویراستاری و ارسال: همسفر پریسا رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون سوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی زاگرس
- تعداد بازدید از این مطلب :
0