English Version
This Site Is Available In English

ادب شامل قوانین نانوشته‌ای است که در طول زندگی از بزرگان و آموزگاران آموخته ام

ادب شامل قوانین نانوشته‌ای است که در طول زندگی از بزرگان و آموزگاران  آموخته ام

بنام قدرت مطلق الله

موضوع: دستور جلسۀ «آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی»
سلام دوستان داوود هستم یک مسافر. از دیدگاه من، ادب، بی‌ادبی و آداب معاشرت موضوعاتی هستند که بخش زیادی از آن‌ها از کودکی به ما آموزش داده شده است. به نظر من، این آداب از مجموعه‌ای از رفتارها و کارهایی تشکیل شده که بزرگ‌ترها از همان دوران کودکی به ما گوشزد کرده‌اند؛ همچنین شامل قوانین نانوشته‌ای می‌شود که در طول زندگی از بزرگان، آموزگاران و جامعه شنیده و دیده‌ایم.
برای مثال، در کودکی به ما گفته می‌شد که کوچک‌ترها در حضور بزرگ‌ترها پاهای خود را دراز نکنند، بلند بلند صحبت نکنند، حرف دیگران را قطع نکنند، بیشتر گوش دهند و «چشم گفتن» را یاد بگیرند. از دیدگاه من، همین آموزش‌ها همان ادب هستند که ما در طول زندگی فرا می‌گیریم. در واقع، این‌ها رفتارهایی بودند که ما را از انجام خلاف آن‌ها، یعنی بی‌ادبی، منع می‌کردند.
اما در مورد آداب معاشرت، من در جامعه، میان دوستان و فامیل چیزهای زیادی یاد گرفته‌ام. زمانی که مهمانی دعوت می‌کردیم، هنگام ورود مهمان به استقبال او می‌رفتیم و برایش احترام و ارزش قائل می‌شدیم. پیش از آمدن مهمان، به بچه‌ها گفته می‌شد که مؤدب باشند؛ اگر مهمان، فرزندی هم‌سن آن‌ها داشت، با خوش‌رویی با او صحبت کنند و بازی کنند.
هنگام صحبت بزرگ‌ترها، ساکت می‌نشستیم و گوش می‌دادیم. اگر صحبت خنده‌داری مطرح می‌شد، با صدای بلند نمی‌خندیدیم. هنگام ورود مهمان با کمال ادب برخورد می‌کردیم و تا زمانی که از ما چیزی نپرسیده بودند، بی‌مورد صحبت نمی‌کردیم. موقع غذا خوردن آرام غذا می‌خوردیم و هنگام خداحافظی نیز مهمانان را تا بیرون همراهی می‌کردیم.
حتی اگر پیش از ورود مهمان ناراحتی، دلخوری یا بحثی پیش آمده بود، باز هم رفتار مناسبی از خود نشان می‌دادیم و با روی خوش به استقبال مهمان می‌رفتیم. زمانی هم که خودمان به مهمانی می‌رفتیم، همین اصول را رعایت می‌کردیم. بیرون از خانه و در هر جایی که وارد می‌شدیم، سلام کردن بخشی از اولین برخورد ما بود؛ فرقی نمی‌کرد طرف مقابل کوچک‌تر باشد یا بزرگ‌تر.
برای همسایه‌ها تا جایی که امکان داشت مزاحمتی ایجاد نمی‌کردیم. اگر فرد سالمندی در اطراف ما بود، مراقب حال او بودیم و حقوق دیگران را رعایت می‌کردیم. هنگام بازی سعی می‌کردیم برای دیگران مزاحمتی ایجاد نکنیم. اگر کسی در خانه راه می‌رفت، مراقب بودیم به او تنه نزنیم تا زمین نخورد. اگر کسی به کمک نیاز داشت، حتماً به او کمک می‌کردیم. هنگام عبور از کوچه و خیابان آب دهان روی زمین نمی‌انداختیم، زباله نمی‌ریختیم و به حقوق دیگران احترام می‌گذاشتیم.
نگارش: مسافر داوود ل۱۱
تایپ: مسافر فرزاد ل۲
تنظیم و ارسال: مسافر جواد ل۱۴

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .