جلسه نهم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی سلمان فارسی به استادی دنور همسفر زهره و نگهبانی پهلوان همسفر فائزه و دبیری پهلوان همسفر خدیجه با دستور جلسه " آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی"روز دوشنبه ۱۸ خرداد ماه ۱۴۰۵ در ساعت۱۴:۳۰ آغاز بکار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
این دستورجلسه فوقالعاده کلیدی، مهم و مرتبط با حرمتهای کنگره است اولین جملاتی که فرد در کنگره با آن آشنا میشود اینکه درمان فوق ترک است و تعادل فوق درمان است با آموزش جهانبینی و کاربردی کردن آن میتوانیم به تعادل برسیم دکتر امین در سیدی انواع تعادل فرمودند: همه انسانها دوست دارند به تعالی برسند؛ اما باید در نظر داشت که برای رسیدن به تعالی ابتدا بایستی به تعادل رسید سپس آن مرحله را طی کنند انواع تعادل شامل؛ پایدار، ناپایدار و بیتفاوت است که بخش عمدهای از آرامش و آشفتگی زندگی ما به این موضوع مرتبط میشود که بسیاری از دوستیها، موفقیتها حتی رهایی مسافران یا حضور ما در کنگره از یک رفتار محترمانه و مؤدبانه شکل گرفته و بسیاری از ناراحتیها، فاصلهها و دلخوریهای ما از بیادبی و عدم رعایت حرمتها صورت میگیرد انسان ذاتاً موجودی اجتماعی است و قادر نیست به تنهایی زندگی کند.
برای برقراری ارتباط باید احترام، محبت و ادب را فراگرفته تا بتوانیم به رشد و آرامش برسیم اگر این ارتباط برپایه بیاحترامی، قضاوت، تحقیر و بد رفتاری باشد قطعاً این رفتار به انسان و اطرافیان آسیب میزند چرا بعضی از افراد میتوانند تعادل خود را در یک موضوع یا مشکلی حفظ کنند ولی بعضیها کاملاً از تعادل خارج میشوند؟ تعادل درونی است انسان باید آموزش دیده باشد و سطح جهانبینی و آگاهی او بالا رفته باشد تا بتواند بحران را مدیریت کند در غیر این صورت امکانپذیر نخواهد بود دکتر امین در سیدی انواع تعادل فرمودند: زمانی انسان میتواند به تعادل برسد که در صراط مستقیم حرکت کند. آیا ادب تنها در کلام ما کفایت میکند؟ قطعاً اینطور نیست در کنگره فراگرفتیم که حس اولین شروع بکارگیری قوه عقل است زمانی که من صحبت میکنم حس من زودتر از من حرکت میکند و به طرف مقابل انتقال داده میشود، بنابراین این کافی نیست نگاه کردن، لحن صحبت کردن، احترام به دیگران، رعایت حقوق دیگران، سکوت در زمانی که لازم است، گفتاری که با کردار ما هماهنگ باشد و حتی انتقاد کردن تمامی اینها باید در صورآشکار و صورپنهان یکی باشد تا آن حس خوب و ادب به طرف مقابل برسد در آداب معاشرت اینها تأثیرگذار است.
آداب معاشرت تنها یک موضوع ظاهری و تشریفاتی نیست، بلکه ریشه در شخصیت و جهانبینی فرد دارد در کنگره مثلث درمان شامل؛ جسم، روان و جهانبینی است یک مسافر یا یک همسفر تا زمانیکه خشم، منیت، بیصبری، قضاوت و بیاحترامی را در رفتار خود داشته باشد به جهانبینی دست نمییابد شاید جهانبینی را آموزش گرفته باشد؛ اما نتوانسته در رفتار خود عملی کند عمل کردن به آموزشها میتواند آداب و معاشرت و تغییر در رفتار ما را رقم بزند اگر سطح آگاهی و جهانبینی خود را افزایش دهیم در نتیجه در صحبت کردن آرامش داریم، کمتر قضاوت میکنيم، بیشتر احترام میگذاریم و از نظر مالی و معنوی نیز اگر بخشش داشته باشیم در ادامه به آرامش دست مییابیم گاهی رفتار مؤدبانه نوعی بخشش محسوب میشود زمانیکه من از غرور و قضاوت فاصله بگیرم و با احترام صحبت کنم بهجای دعوا سکوت و محبت را جایگزین خشم خود کنم این نیز نوعی بخشش است که با حرکت خود باعث به تکامل رسیدن نفس خود میشوم.
ارتباط این دستورجلسه با لژیون سردار به این منظور است که ارتباط بین بخشش، ادب و تعادل را معنا کنیم طبق فرمایش دکتر امین؛ تا معنای واقعی چیزی را متوجه نشوید نمیتوانید نسبت به آن آگاه شوید بخشش به معنای رها شدن از بند تاریکیهای نفس و ادب به مجموعهای از آگاهیها که انسان را از خطا دور میکند تعادل ریشه در عدالت دارد یعنی هر چیزی سرجای خودش باشد این سه مورد نیاز به آگاهی دارد در بدو ورود به کنگره این آگاهی و دانش را به بهترین شکل ممکن و با حس خوب به ما آموزش دادند قطعاً من نیز در برابر دریافت آموزشها وظیفهای دارم که باید بهای آن را پرداخت کنم که بهای آن را با حضور در لژیون سردار، حمایت سبد و خدمت کردن در کنگره بپردازم بخشیدن به این معنا نیست که من اشتباه دیگران را تأیید میکنم زمانیکه یک نفر را میبخشم به خود آرامش میدهم گاهی نفس از روی غرور، ناآگاهی و توقعات بیمورد موانع اصلی بخشش میشوند هرچه انسان باادبتر باشد تعادل بیشتری دارد و انسانی که چنین است میتواند ببخشد. همه ما میدانیم زمانیکه تعهدی میبندیم باید به آن تعهد پایبند باشیم و فراموش نکنیم که قبل از ورود به کنگره چه حس و حالی داشتیم و با حضور در کنگره چه تاثیرات خوبی در زندگی ما پدیدار شده است چرا که اگر تأثیری نداشت قطعاً به این مسیر ادامه نمیدادیم بنابراین مواظب باشیم که تعهدهای مادی و معنوی که با خود بستهایم را فراموش نکنیم.
آقای مهندس همیشه تأکید میکنند هنگام مشارکت از تجربه شخصی خود بیان کنید من نیز تجربه خودم را از برکت لژیون سردار بیان میکنم دو سال پیش در حال برگشت از کربلا بودم کیفی همراه من بود که تمام مدارک و هزینه سفر در آن قرار داشت در طول سفر کیف دور گردن من بود در آخرهای مسیر در اتوبوس به خواب رفتم زمانیکه به مرز رسیدیم مدارک را خواستند و همان لحظه متوجه شدم کیف دور گردنم نیست تجربه تلخی بود همان لحظه با مسافرم در میان گذاشتم ایشان به برکت حضوری که در کنگره داشت با رعایت ادب تعادل خود را حفظ کرد، ولی در آن لحظه که هوا تاریک و سطح زمین پر از زباله بود پیدا کردن کیف غیر ممکن بود همان لحظه در قلبم نیت کردم که نصف پولی که در کیف دارم را برای لژیون سردار کنار بگذارم تا کیف پیدا شود هنوز ده قدم جلوتر نرفته بودم که چشمم به کیف افتاد و من معجزه را با تمام وجودم حس کردم بعد از سفر به شعبه آمدم و برای لژیون سردار کارت کشیدم از من سؤال کردند دنوری هست؟ من کمی سکوت کردم و گفتم انشاءالله شب به خانه آمدم از مسافرم پرسیدم اگر کیف پیدا نمیشد چه اتفاقی میافتاد؟ مسافرم گفت باید یک هفته در بغداد میماندیم تا گذرنامه صادر کنند و سختیهای بسیاری داشت از مسافرم درخواست کردم که با دنوری من موافقت کند و ایشان به شکر خدا پذیرفتند و این حس خوب را تجربه کردم برای تکتک شما عزیزان این حس خوب را خواستارم.

تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون شانزدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون بیستم) نگهبان سایت
عکاس: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون یازدهم)
نمایندگی همسفران سلمان فارسی
- تعداد بازدید از این مطلب :
58