در سیدی حقیقت که مربوط به تاریخ ۱۴۰۲/۱/۱۶ است استاد امین میفرمایند: ما در کنگره۶۰ با تعریف قوانین و مفاهیم آشنا میشویم، جهانبينی میآموزیم و کلید علم جهانبینی را بهدست میآوریم؛ اما مهم اینجاست که از این کلید چگونه، کجا و چه زمانی استفاده شود، این یعنی معرفت. کلید علم و دانش باید در دست معرفت باشد تا نتیجه مطلوب بهدست بیاید.
حال این معرفت چگونه بهدست میآید؟ زمانی که من آموخته خودم را روی خودم تمرین کنم؛ برای مثال در کنگره سالها زمان برد تا ظرف من کمی آماده شود تا ببخشم، اگر در جایی فردی را ديدم که نمیتواند گذشت و بخشش داشته باشد باید گذشته خود را به یاد بیاورم، نه اینکه دچار قضاوت شده و او را سرزنش کنم که این نشان از جهالت و نداشتن معرفت در مورد آن علم است.
وقتی انسانی دانش و مهارتی کسب میکند اعتماد به نفسش بالا میرود، در خلق و خوی انسان یا به فرموده مهندس؛ «روان» او تغییر ایجاد میشود، اگر تغییر سازنده باشد یعنی من کلید معرفت را یافتهام، مسیر دریافت برایم ادامهدار خواهد بود و به پایداری میرسم.
و اما «حقیقت» چیست؟ برای رسیدن به معرفتِ حقیقت باید اول مفهوم درست آن را بدانیم. حقیقت یعنی آنچه حق است و هر چیزی که بوده، هست و خواهد بود. هستی در تعادل است؛ پس حق است و هیچگاه تغییر نخواهد کرد.
آقای مهندس تعريف دومی هم در مورد حقیقت دارند؛ هر آنچه که در جهت منافع من باشد حقیقت است! انسانهایی که در ناآگاهی هستند چنین تفسیری دارند. آنها برای رسیدن به خواستههای نامعقول خود لباسی میدوزند و هر آنچه با آن همخوانی نداشته باشد میشود تفکرات غلط، پوچ و خرافات.
چرا انسان تنها چیزهایی که به نفعش هستند را حقیقت میداند؟ چون وقتی خواستههايش برآورده میشوند در او احساس لذت بهوجود میآید و ملاک سنجش انسان احساس اوست. «تا از خود نگذری به خود نرسی» یعنی چه؟ یعنی اولویت منافع خود را کنار گذاشتن و پس از آن میتوان حقیقت را دریافت کرد.
اگر از تجربه خودم بخواهم بگویم اینکه مفهوم و حقیقت «رها کردن» را نمیدانستم. هر وقت راهنمایم میگفت مسافرت را رها کن، میگفتم کاری به او ندارم؛ اما در درونم، افکارم و خلوتم محکم به او چسبیده بودم و همین باعث شد سفری طولانی با حالی پریشان داشته باشم. رها کردن یعنی رهایی در ظاهر و باطن، در صور آشکار و پنهان. دانستن مفاهیم و تفسیر درست یعنی در مورد آن موضوع معرفت داشتن.
وقتی در کنگره آموزش میگیریم و وارد مرحله خدمت میشویم باید از حقیقت تعریف درستی بکنیم؛ آن وقت نقابهایی که زدهایم یکیيکی کنار میروند. در کلام الله آمده است: «انسان چیزی نیست جز سعی و تلاش خود»؛ پس هیچ جایگاه ارزشمندی بدون سعی و تلاش بهدست نمیآید. کسی که تلاش میکند، سختی میکشد و حاضر نمیشود بار خود را بر دوش دیگران بیاندازد، نقطه تحمل بالایی دارد و معمولا حقیقت را در مسیر زندگی خود انتخاب میکند. آقای مهندس فرمودهاند؛ هوش مهم نیست، پشتکار و تلاش مهم است، تزکیه و پالايش در سایه تلاش و سختی اتفاق میافتد.
منبع: سیدی حقیقت (استاد امین)
نویسنده: راهنما همسفر مریم الف. (لژیون دوم)
ارسال: راهنما همسفر سعیده (لژیون هشتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی لویی پاستور
- تعداد بازدید از این مطلب :
10