هفتمین جلسه از دوره سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی وکیلی یزد، به استادی راهنما همسفر مهدیه، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر ناهید با دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی» در روز دوشنبه ۱۸ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را بسیار سپاسگزارم که امروز نیز در شعبه حضور دارم و میتوانم آموزش بگیرم. از همسفر فاطمه ایجنت شعبه و گروه مرزبانی، همچنین نگهبان جلسه همسفر فاطمه تشکر میکنم که اجازه خدمت در این جایگاه را به من دادند.
دستور جلسه امروز «آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی» است. به مجموع رفتارهایی که ما انجام میدهیم؛ اعم از نشستن، غذاخوردن، برخورد و نوع نگاه ما به دیگران، آداب معاشرت گفته میشود؛ یعنی آن حدودی که رعایت میکنم، آداب معاشرت من را نشان میدهد و بهطور کلی با ادب تفاوت دارد.
ادب یک تربیت درونی است که ناگهانی به انسان داده نمیشود؛ انسان باید آن را جستوجو کند تا به آن دست یابد و یک کار مشخص نیست. به عقیده من نوعی سبک زندگی است که انسان باید در زندگی روزمره آن را رعایت کند، حتی زمانیکه تنها باشد.
آقای استاد امین در سیدی غیب فرمودند: ما انسانها به چیزهایی باور داریم که شاید آنها را نمیبینیم و به میزان باورهایمان احترام میگذاریم؛ مانند وجود خداوند. وقتی من مهدیه با چیزهایی روبهرو میشوم که شاید قانونی برای رعایت آنها وجود نداشته باشد و حتی وظیفهای هم در قبالشان نداشته باشم؛ اما از روی ادبی که دارم آنها را رعایت میکنم. زمانیکه حضور خداوند را در کنار خود حس نمایم، حتی اگر با یک فرد خطاکار تنها باشم؛ مثل مسافرم یا حتی فرزندم که مرتکب خطایی شدهاست، به خودم اجازه نمیدهم هرگونه سخنی با هر لحنی که میخواهم بیان نمایم یا از واژههای نامناسب استفاده کنم؛ اگر حضور خداوند را در کنار خود حس نمایم، هرگز حاضر نیستم توهین یا سرزنش کنم.
ادب باید باعث ارتقاء ما شود؛ یعنی وقتی کنار یکدیگر نشستهایم و آموزش میگیریم، این آموزشها و آگاهیهایی که دریافت میکنیم باید ما را به ادب نزدیکتر کند. اگر خدایی ناکرده بعد از چند سال حضور در کنگره، نه تنها باادبتر نشدهام؛ بلکه گستاختر شده باشم یعنی برداشت درستی از آموزشها نداشتهام.
حال چگونه میتوانم در جایگاه همسفری باادبتر باشم؟! ما همسفرها معمولاً بهعنوان میزبان شناخته میشویم. همیشه میزبان افرادی در زندگی خود هستیم؛ یعنی انسانهایی که در زندگی ما حضور دارند مهمانهای ما هستند. عدهای وجود دارند که سر سفره ما مینشینند، کسانی در دامان ما تربیت میشوند و رشد میکنند و تعدادی از آنها فقط منتظر یک لبخند یا نگاه محبتآمیز از سوی ما هستند.
درعینحال بعضی افراد هم در زندگی ما هستند که از حضورشان احساس خوشایندی نداریم و حس خوبی از آنها نمیگیریم. گاهی بهدنبال راهی هستیم تا آنها را تغییر دهیم یا حتی از زندگی خود حذف کنیم؛ اما باید بدانیم که در سیدی چشم سر، آقای مهندس بیان کردند: نظام خلقت از نظم خاصی برخوردار است و نباید تلاش کنیم آن نظم را از بین ببریم. اینکه من بخواهم به زور فردی را تغییر دهم؛ یعنی در کار هستی دخالت میکنم و محاسبات را بر هم میزنم.
درست است که گاهی لازم میباشد بیش از اندازه حمایت کنیم و مسئولیت ما سنگین است؛ اما باید بدانیم که این توفیق به همه داده نمیشود. شاید بسیاری از توفیقها در لباس بلا خود را به ما نشان دهند. اینکه مسافری در زندگی من حضور دارد، بهنظر من تصادفی نیست. طبق آموزشهایی که از کنگره دریافت کردهام، قطعاً باید به آن مسافر کمک کنم؛ این کمک میتواند یک نگاه محبتآمیز، کلام شیرین یا حتی تفکری مثبت در قبال او باشد.
این را بدانم که اگر به مرحله ادب برسم و بتوانم در این مرحله قدم بگذارم، مرحلهای که این آموزشها میخواهد من را به آن برساند، هر سلامی که از من صادر شود، بیپاسخ نمیماند و هر عملی که انجام میدهم، بدون مزد نخواهد ماند. آن عالم غیبی که استاد امین از آن صحبت میکنند، برای من مهدیه از عالم غیب به عالم حضور تبدیل میشود و جز این کار دیگری ندارم تا در مسیر آموزشها و در راستای باادبشدن، تلاش کنم و بهتر آموزش ببینم.
ممنونم از اینکه به صحبتهای من گوش دادید.
.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر مهدیه و مسافر علیمحمد
تایپیست: همسفر منیره رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون پنجم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر مهدیه
همسفران نمایندگی وکیلی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
120