English Version
This Site Is Available In English

فوق درمان یعنی تعادل

فوق درمان یعنی تعادل

جلسه هفتم از دوره نهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره‌۶۰، نمایندگی ماهشهر به استادی مسافر حمید‌رضا، نگهبانی مسافرعارف و دبیری همسفر محمد با دستور جلسه 《 آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی و تعادل و بی‌تعادلی  》 در روز یکشنبه ۱۷ خردادماه راس ساعت ۱۷ آغاز شد.

سخنان استاد:

سلام دوستان، من حمیدرضا هستم یکمسافر.
دستور جلسه این هفته: «آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی» است،
در کنگره ۶۰ تعادل چیست؟ به معنی پایداری است.  من قبل از اینکه وارد کنگره شوم، می‌خواستم از اعتیادم، از آن جهان تاریکی رها شوم، واقعاً در بدترین شرایط بودم.جسمم تعادل نداشت، روانم تعادل نداشت و جهان‌بینی خوبی از دنیای پیرامون اطرافم نداشتم و  نمی‌دانستم دارم چه کار می‌کنم. زندگی من شب و روز سپری می‌شد و دچار افسردگی شده بودم. دیگر مواد به من لذت نمی‌داد. فقط طوری بود که یک جورایی بتوانم تعادل جسمی داشته باشم، نه روانی، نه حال خوش، نه نشئگی؛ چون دوران سر‌خوشی و اعتیادم دیگر به آن حد بالا رسیده بود که هیچ لذتی برای من نداشت.
کنگره ۶۰ هدفش این است که ما را به تعادل برساند. در کنگره ۶۰ درمان شکل می‌گیرد. جای‌های دیگر می‌گویند «ترک»، ما در کنگره ۶۰ می‌گوییم «درمان» و به تعادل رسیدن می‌شود «فوق درمان». یعنی از درمان یک پله بالاتر است و تعادل جسم، روان و جهان‌بینی انجام می‌شود با آموزش گرفتن، با «سی‌دی» نوشتن، با ورزش کردن، با آن لژیون‌هایی که هستند. دور هم جمع می‌شویم و از سی‌دی‌های مهندس که راهنمای همه ما هستند، در کنگره ۶۰ استفاده می‌کنیم. حال خوش نصیب خودمان می‌شود و می‌توانیم بگوییم حداقل به یک تعادل نسبی رسیدیم. ما که حال خوشی نداشتیم، دست به دامن کنگره شدیم و درمانمان را شروع کردیم.
حالا در مثلث درمان که جسم، روان و جهان‌بینی هست، باید تعادل شکل بگیرد. وقتی که من جسمم به تعادل برسد، به واسطه مصرف دارویی که راهنما به من ساعت و مقدارش را می‌گوید، جسمم در حالت تعادل قرار می‌گیرد. و روانم با توجه به آموزش‌هایی که این جا می‌گیرم، و آن سی‌دی‌ها و آموزش‌هایی که خود کنگره به من می‌دهد، در نظر دارد من مصرف‌کننده‌ای که به تعادل نرسیدم را به حال خوش برگرداند. این سه ضلع  با هم باعث می‌شود حال من خوب شود.
در مثلث دانایی هم که شامل آموزش، تفکر و تجربه است، آنجا هم باید تعادلی ایجاد بشود. این درمانی که شکل می‌گیرد باید تعادل در آن قرار بگیرد.
قسمت دیگر در مورد ادب و بی‌ادبی است. من ادب را اینجا یاد می‌گیرم. وقتی که مرزبان وارد می‌شود  من وظیفه دارم اگر در لژیون هستم، به واسطه آن شالی که روی گردن یک مرزبان هست، به آن شال احترام بگذارم و بلند می‌شوم، به هر حال این شال ممکن است گردن کسی باشد که من با او خوب نباشم، باید به  شال و جایگاهش احترام بگذارم. و هدف از این کار این است که من احترام را یاد بگیرم.
مرزبان اگر گفت: شما روی نظم نیستید. سر ساعت نمی‌آیید، سی‌دی نمی‌نویسید. به وسیله قانونی که کنگره ۶۰ برای من گذاشته، دشمن من نیست. ما تابع قانون هستیم.
در بیرون از کنگره نیز ادب بسیار مهم است، مثلا  یک راننده وقتی شما را به جایی می‌رساند، هزینه هم دادید، از ایشان تشکر کنید.در مورد آداب غذا خوردن، وقتی سفره پهن می‌شود، اول خود صاحب‌خانه باید شروع کند تا مهمان خجالت نکشد؛ باید آخرین نفر صاحب‌خانه بلند شود.
ان‌شاءالله که ما بتوانیم قدر مهندس را بدانیم، قدر جایگاه‌ها را بدانیم، با کمک همدیگر بتوانیم  برای رشد کنگره بیشتر تلاش کنیم، و همسفران ما نیز در کنار ما در امنیت و آرامش به آن درمان و حال بهتر دست پیدا کنند. ان‌شاءالله این اتفاق برای همه ما بیفتد.


گروه سایت نمایندگی ماهشهر
تایپ: مسافر عارف، مسافر محمود از لژیون یکم و مسافر علی از لژیون دوم
ویرایش و ارسال مطلب: مسافر فضیل

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .