جلسه یازدهم از دوره دوم سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 ویژه مسافران نمایندگی کاشان، با استادی مسافر یونس، نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر مصطفی با دستور جلسه " وادی سوم و تاثیر آن روی من (باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشن خویش فکر نمیکند)". روز یکشنبه مورخه 3 خردادماه 1405 ساعت 17 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان یونس هستم یک مسافر. تشکر میکنم از ایجنت محترم و مرزبانان عزیز نگهبان جلسه و دبیر جلسه و همه شما عزیزان که به من امروز فرصت دادید امروز در این جایگاه قرار بگیرم تا خدمت کنم و آموزش بگیرم. دستور جلسه امروز وادی سوم است. داشتم فکر میکردم اولین باری که وارد کنگره شدم با کتابی آشنا شدم به نام 14 وادی برای رسیدن به خود، اول فکر کردم که این 14 وادی چیست؟ بعد که وادی اول را نگاه کردم دیدم وادی اول به من آموزش میدهد که برای هرکاری که میخواهم انجام بدهم و یا هر راهی بخواهم بروم اول تفکر کنم. برای خودم یک مبدا و یک مسیری را مشخص کنم و یک مقصد و یا یک هدفی داشته باشم. وادی دوم هم به من آموزش داد که هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم بر این حیات نگذاشته است. خودم قبل از ورود به کنگره میگفتم خدایا من برای چه آفریده شدم؟ مسوولیت و وظیفه من چیست؟ خیلی هم سردرگم بودم، تا این که به وادی سوم رسیدم. باید دانست هیچ موجودی به اندازه ی خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند. اول این وادی از کلمه باید استفاده کرده، یعنی بدون هیچ قید و شرطی من باید بدانم که هیچ شخصی به اندازه خود من به من فکر نمیکند. همین وادی باعث شد که دوباره بشینم فکر کنم با خودم ببینم الان من که در این راه قدم گذاشتهام، برای درمان اعتیادم چه کاری را باید برای خودم انجام بدهم و مسوولیتش را به عهده بگیرم.
اولین چیزی که به من یاد دادند مصرف دارو بود که باید این دارو را طبق این زمان طبق این ساعت و این دوز مصرف کنم. راهنما راه را به من نشان داد ولی انجامش با خودم است. همین امر یک نقطه تفکری شد برای من و برای هر کاری چه داخل کنگره و چه بیرون کنگره باید اول خودم به فکر خودم باشم. شاید چندین سال بود که دنبال یک کار خوب میگشتم ولی آیا خودم کاری میکردم.
بعد از این که وارد کنگره شدم با وادیها آشنا شدم فهمیدم که خودم باید برای خودم کاری انجام بدهم. بعد از اتمام سفر اولم کار خوبی پیدا کردم، پس نه تنها کنگره بلکه در زندگی بیرون این وادی خیلی تاثیر گذار است، که هر کاری را بخواهم انجام بدهم که باید خودم باید برای خودم کاری انجام بدهم، ولی داشتم به این فکر میکردم که چند ماهی کنگره تعطیل بود، تازه قدر کنگره را میدانیم. انسان همیشه بعد از اینکه چیزی را از دست داد، قدر آن را میفهمد. آقای مهندس هم میگوید قدر داشته هایتان را بدانید. قدر این لحظاتی که در کنار هم و در کنار راهنما هستیم و از وی استفاده میکنیم. قدر این موقعیتی که درآن قرار گرفته ایم، برای درمان اعتیاد و درمان سیگار.
همیشه راهنمای من به من میگفت چه تضمینی است که یک سری دیگر بتوانی بیایی سفر کنی یا چه تضمینی است که کنگره یک دوره دیگر در اختیار شما قرار بگیرد، پس باید از این راهی که در اختیار ما قرار گرفته، قدرش را بدانیم و حداکثر استفاده را ببریم. قدر این حس و حال خوب شعبه خودتان را بدانید من که خیلی لذت بردم. از اینکه به صحبتهای من توجه کردید از همه شما عزیزان متشکرم.

تایپ، ویرایش و ارسال: مرزبان خبری، مسافر آرش
گروه خبری مسافران
- تعداد بازدید از این مطلب :
27