English Version
This Site Is Available In English

ادب، از نوع رفتار فرد مشخص و شناخته می‌شود

ادب، از نوع رفتار فرد مشخص و شناخته می‌شود

جلسه یازدهم از دوره چهلم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی فردوسی مشهد به استادی همسفر منصوره، نگهبانی همسفر نرگس و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی » روز دوشنبه ۱۸ خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

از نگهبان جلسه، لژیون مرزبانی و راهنمای خوبم سپاسگزارم که فرصت خدمت در این جایگاه را به من سپردند تا آموزش بگیرم. دستور جلسه این هفته آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی است. به نظر من این سه مقوله ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند و در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

اهمیت موضوع آدابِ معاشرت تا حدی است که آقای مهندس آن را در لیست دستور جلسات هفتگی قرار داده‌اند و در این زمینه نیز فایل صوتی بسیار آموزنده‌ای ارائه کرده‌اند. من پیش از گوش دادن به این سی‌دی تصور می‌کردم که آداب معاشرت را به‌طور کامل می‌دانم؛ اما پس از شنیدن آن متوجه شدم که قبل از انجام هر کاری، مثل مهمانی رفتن، غذا خوردن، صحبت کردن و حضور در محیط‌های اداری آداب خاص خودش را دارد. برای من بسیار جالب بود که آقای مهندس به نکات بسیار ظریفی اشاره می‌کنند که در عین سادگی، تأثیر عمیقی بر شخصیت و جایگاه اجتماعی ما دارند.

برای نمونه، نکته ایشان درباره نحوه صحیح غذا خوردن و حفظ وقار در هنگام صرف غذا، نگاه مرا در ارتباط با دیگران تغییر داد و باعث شد نسبت به رفتارهای ساده روزمره حساس‌تر شوم. آقای مهندس می‌فرمایند: یک مصرف‌کننده مؤدب، بسیار ارزشمندتر از یک فرد تحصیل‌ کرده بی‌ادب است. این جمله به من یادآوری می‌کند که ادب، مدرک تحصیلی یا جایگاه اجتماعی با پول به دست نمی‌آید.

زمانی که ما با کسی در ارتباط هستیم، اگر آن فرد به ما حس آرامش بدهد و ما نیز از او حس امنیت بگیریم، این ارتباط بسیار بیشتر به دل می‌نشیند تا اینکه طرف مقابل بی‌ادب باشد. ادب از نوع رفتار فرد مشخص و شناخته می‌شود. حدود یک سال از سفرم می‌گذشت، با اینکه بسیاری از مسائل درونی‌ام حل شد و حالم نسبت به قبل خیلی بهتر بود؛ اما هنوز یک حلقهٔ گمشده‌ای داشتم، چیزی که باعث می‌شد آن حسِ آرامشِ کامل را نداشته باشم و به توصیه راهنمای خوبم وارد لژیون ویلیام شدم. آن‌جا خودم را از زاویه‌ای دیگر دیدم.

رفتارهایی که من اسم‌شان را محبت، فداکاری و ادب گذاشته بودم، در بسیاری موارد ناشی از بی‌تعادلی من بودند. همیشه فکر می‌کردم هر چه بیشتر از خواسته‌هایم بگذرم یا همه را خشنود سازم، انسان مودب‌تر و مهربان‌تری هستم؛ اما در کنگره به من یاد دادند که این نگاه همیشه درست نیست. زمانی احترام گذاشتن به دیگران ارزشمند می‌شود که من اول برای خود ارزش قائل باشم و خویشتن را نادیده نگیرم.

لژیون ویلیام برای من خیلی خوب بود، آن‌جا خیلی چیزها را فهمیدم، از جمله اینکه اگر احترام یا محبتی را از روی تعادل انجام ندهم، آن حس خوب و آرامش را دریافت نخواهم کرد. به نظر من، آداب معاشرت و تعادل چیزی نیست که یک‌ شبه به دست بیاید؛ بلکه باید حتماً آموزش ببینیم، تمرین کنیم و بارها و بارها آن را در زندگی‌مان کاربردی کنیم.

خدا را شکر می‌کنم که کنگره این فرصت را به من داد تا خود را بیشتر بشناسم، اشتباهاتم را در زندگی پیدا کنم و آموزش‌ها را در عمل به کار بگیرم. امیدوارم همه ما بتوانیم آموزش‌هایی را که از کنگره می‌گیریم، در زندگی خود عملی کنیم و به آن حس آرامش و تعادل که می‌خواهیم برسیم. کنگره به من یاد داد، تعادل یک قانون و بی‌تعادلی، بی‌قانونی است.

هر که خود را شناخت، راه را یافت و هر که راه را یافت، آرامش را یافت.

رهایی ۴۰ سی‌دی  همسفر هدی به راهنمایی همسفر سمیرا لژیون هفتم

رهایی ۳۰ سی‌دی همسفر نسا به راهنمایی همسفر سمیرا لژیون هفتم

 

مرزبان کشیک: همسفر نسرین
عکاس: همسفر آیدا رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون پانزدهم)
تایپیست: همسفر کوثر رهجوی راهنما همسفر مژگان (لژیون هجدهم)
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون شانزدهم) نگهبان سایت
نمایندگی همسفران شعبه فردوسی 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .