جلسه پنجم از دوره نود و یکم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی شادآباد با استادی مسافر حسن، نگهبانی مسافر عیسی و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی» روز شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، حسن هستم یک مسافر. امیدوارم حال همه شما عزیزان نیکو باشد. از خداوند سپاسگزارم که شرایطی را فراهم نمود تا در این جایگاه قرار گیرم، خدمت کنم، آموزش ببینم و از دانش عظیم کنگره ۶۰ بهرهمند شوم.دستور جلسه امروز شامل دو بخش است: بخش اول، دستور جلسه هفتگی با موضوع «آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی» و بخش دوم، جشن اولین سال رهایی مسافر امیر و مسافر محمدعلی است. لازم به ذکر است که جلسه چهارشنبه آقای مهندس به دلیل تعداد بالای مراجعهکنندگان برای رهایی برگزار نشد. اما از دوستان خواهش میکنم به سخنان سال گذشته ایشان در مورد این دستور جلسه مراجعه کرده و آن را بشنوند.
«ادب» به مجموعهای از رفتارها و کردارهای پسندیده اطلاق میشود. در مقابل، کارها و رفتارهایی که مورد قبول و مورد پسند نیستند، «بیادبی» محسوب میگردد. بخشی از این موضوع به صور پنهان بازمیگردد. برای نمونه، کودکی هفت یا هشت ساله که آموزشهای لازم را ندیده و هنوز به آگاهی کافی نرسیده، اما بسیار مؤدب است، این خصلت میتواند ریشه در پیشینه و باطن او داشته باشد. اما در بخش صور ظاهر، منِ مسافر باید ادب را از طریق آموزشها کسب کنم و این امر با دانش و آگاهی حاصل میشود. به مجموعه رفتارهای پسندیده در چهارچوب قواعد و ضوابط خاص، «آداب» گفته میشود. اگر بخواهم به چند نمونه از آداب معاشرت و ادب در کنگره اشاره کنم تا مسافران تازهوارد با آنها آشنا شوند، به موارد زیر میتوانم اشاره نمایم:
اگر منِ مسافر در کنار یک دیدهبان راه بروم، به دلیل اینکه جایگاه ایشان از من بالاتر است، باید در سمت چپ ایشان قرار گیرم؛ یعنی جایگاه بالاتر همواره در سمت راست قرار میگیرد. همچنین، زمانی که فرد دارای جایگاه بالاتر دست خود را دراز کرد، من میتوانم دست بدهم؛ یعنی من نباید پیش از او دستم را به سمتش دراز کنم. در هنگام بغل کردن و در آغوش گرفتن که در کنگره مرسوم است، من نباید دستانم را به نشانه در آغوش گرفتن مقام بالاتر باز کنم، بلکه باید منتظر باشم تا او این کار را انجام دهد.
به خاطر دارم در شعبه قبلی، دیدهبان محترم آقای سلامی، استاد جلسه بودند. پس از پایان جلسه، یکی از مسافران به سمت ایشان رفت و ایشان را محکم در آغوش گرفت و صورتشان را بوسید. آقای سلامی تذکر دادند که ما در کنگره بوسیدن نداریم. خود من بارها مشاهده کردهام که وقتی استاد امین شخصی را در آغوش میگیرند، با یک دست او را بغل میکنند و به صورت نمادین و با فاصله چند سانتیمتر، شانه طرف مقابل را میبوسند. هرچند فلسفههای متعددی مانند چاکراها، انتقال انرژی به یکدیگر و مواردی از این قبیل برای بغل کردن وجود دارد، اما باید دقت کنیم که این عمل نیز آداب خاص خود را دارد و باید آنها را رعایت کنیم. حتی اگر منِ مسافر، همسفری در کنگره داشته باشم، باید دقت کنم که هنگام بالا رفتن از پله، پشت سر او حرکت کنم تا در صورت افتادن به عقب، بتوانم از وی محافظت کنم. همچنین هنگام ورود به آسانسور، ابتدا باید همسفر وارد شود. اینها نمونههایی از ادب و رفتار پسندیده هستند که مستلزم آن است که من آنها را از طریق آموزش فراگیرم.
بخش دوم جلسه مربوط به تولد یکسال رهایی مسافر محمدعلی و مسافر امیر است. هر دوی این عزیزان از خدمتگزاران کنگره هستند. این تولد زیبا را در رأس به جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان، به ایجنت محترم نمایندگی، مرزبانان و کلیه اعضای نمایندگی شادآباد صمیمانه تبریک میگویم. محمدعلی و امیر تقریباً دو سال و نیم پیش وارد لژیون بیست و یکم شدند. محمدعلی با آنتیایکس مصرفی سنگین شیشه و با حالی بسیار نابسامان وارد لژیون ۲۱ شدند. راهنمای تازهواردین محمدعلی، آقای شیرخانلو بودند که همینجا از ایشان بسیار سپاسگزارم؛ چراکه با رفتار و مهارت خاص خود، نقش مؤثری در جذب محمدعلی به کنگره ایفا کردند. محمدعلی فردی بسیار نجیب، باادب و خدمتگزار بخش اوتی است. دبیری را نیز پشت سر گذاشته و هماکنون جایگاه نگهبانی را تجربه میکند. سفر سیگار خود را با آقای یاراحمدی انجام داده و بدین مناسبت به ایشان نیز تبریک میگویم. محمدعلی بسیار درست و استاندارد سفر کرد. اکنون از رهجویانی است که نه تنها ادب را با گفتار و کردارش رعایت میکند، بلکه حتی با زبان بدن نیز این مهم را به جا میآورد. اگر رهجویی با راهنمای خود در حال گفتوگو باشد، محمدعلی نزدیک نمیآید و دو یا سه متر عقبتر منتظر میماند تا صحبت به پایان برسد، سپس اجازه گرفته و نزدیک میشود. من بارها به رفتار او دقت کردهام و
دریافتهام که این اصل را نسبت به تمام کسانی که دارای جایگاه هستند رعایت میکند. همانطور که در پیام تولد او نیز نوشتهام، او درد و رنج بسیاری کشیده و هنوز هم مشکلاتی دارد، اما مطمئناً با تلاش و کوشش، همه این موانع برطرف خواهند شد. استاد امین در یکی از سیدیها جملهای را از خواجه عبدالله انصاری نقل کردند که بیان آن را ضروری میدانم: «من چه میدانستم که مادر شادیها رنج است و زیر هر ناکامی هزاران گنج». اصلاً نباید از ناکامیها و رنجها ناراحت شویم؛ چرا که پشت آنها شادی، گشایش و اتفاقات نیکویی نهفته است.
امیر عزیز هم با مصرف سنگین تریاک وارد لژیون شد و شرایط بسیار دشواری داشت. هر دوی این عزیزان به طور مشترک با مشکلی روبرو هستند که امیدوارم برای هر دوی آنها مرتفع شود. در این حد باید بگویم که اگر ما به هستی ضربهای بزنیم، هستی نیز به ما ضربه میزند و اگر زخمی وارد کنیم، در مقابل زخم دریافت خواهیم کرد. اگر گرفتاری برای ما پیش میآید، باید بدانیم که خود در آن مؤثر بودهایم و باید تلاش کنیم تا مشکلات را برطرف سازیم. پیامی که برای امیر نوشتهام، در واقع فرمانی برای ادامه تحصیل اوست. چند وقت پیش همین موضوع را به او گفتم، اما در آن زمان هنوز قطع مصرف نداشت. اکنون که رها شده، این سخن برای او یک فرمان محسوب میشود. اگر این فرمان را اجرا کند و در مسیر ادامه تحصیل گام بردارد، قطعاً به موفقیتهای درخشانی دست خواهد یافت. از توجه شما سپاسگزارم.
.jpg)
صحبت های مسافر امیر در جشن تولد اولین سال رهایی:
اول از هر چیز تشکر میکنیم از آقای مهندس و خانواده محترمشان. بعد عرض تشکر دارم از راهنمای اول خودم جناب آقای ورمزیار.
در بدو ورود حالم خیلی خیلی خراب بود که الان نمیخواهم به آن بپردازم چون دیگر به آن روزها فکر نمی کنم. در همان اوایل درمان یعنی بعد از ۲۰ روز راهنمای اولم دوره اش به اتمام رسید و من برای ادامه درمان وارد لژیون ۲۱ شدم و با آقای اسدی ادامه این مسیر ناب آموزش و رسیدن به درمان قطعی اعتیاد را پیمودم. ایشان خیلی برای من زحمت کشیدند که تا وقتی زنه هستم از ایشان ممنونم. من تمام سلامتی خودم رو مدیون ایشان هستم.
از راهنمای محترم آقای علیرضا مردی هم تشکر میکنم چون خيلی از آموزش های ایشان یاد گرفته ام و در مسیر درمان ار آن استفاده کردم.
آقای اسدی همیشه حال خرابی های من را خیلی صبورانه تحمل کردند و من هیچوقت نمیتوانم این محبت هایشان را فراموش کنم. از خدا میخوهم عوض این محبت هایشان را به خودشان و خانواده گرامیشان برگرداند.
در آخر هم از مرزبان های دوره قبل و مرزبان های این دوره و ایجنت های دوره قبل و دوره حاضر خیلی خیلی تشکر می کنم.
خدا را شکر می کنم که به لطف آموزش های کنگره۶۰ و راهنمای عزیزم توانستم به حال خوشی که الان دارم برسم.
من بیرون از کنگره هنوزم مشکلات زيادی دارم ولی وقتی قدم به داخل شعبه می گذارم حالم خیلی خوب میشود و کلی انرژی دریافت می کنم و تمام غم ومشکلات خود را به فراموشی می سپارم.
از اینکه به حرف های من گوش دادید و در جشن من شرکت کردید از همگی شما عزیزان متشکر و ممنون هستم.
.jpg)
صحبت های مسافر محمدعلی در جشن تولد اولین سال رهایی:
الحمدلله رب العالمین
خدا را شکر می کنم که بالاخره قسمت من شد در این جایگاه خدمت کنم.
اول سخن را با این شعر دوست دارم شروع کنم:
گاهی گمان نمیکنی ، ولی خوب میشود
گاهی نمیشود، که نمیشود، که نمیشود
گاهی بساط عیش خودش جور میشود
گاهی دگر تهیه بدستور میشود
گه جور میشود خود آن بی مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور میشود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود
گاهی گدایِ گدایی و بخت باتو یار نیست
گاهی تمام شهر گدایِ تو میشود
در ابتدای سخن های خود وظیفه می دانم تشکر و قدردان جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان باشم بابت ایجاد چنین بستری برای امثال من، که با حال خراب بیایند و با کوله باری از علم و سلامتی و حال خوش رها شوند و به ادامه زندگی بپردازند.
با حال بسیار خرابی وارد شعبه شادآباد شدم. از همان ابتدا وقتی فضا و رفتار اعضای شعبه را دیدم فهمیدم که جای متفاوتی است و با کمپ و جاهای مشابه خیلی فرق دارد. به سرعت مشاوره شدم و انتخاب لژیون را انجام دادم.
در جلسه اول در لژیونی که انتخاب کردم مبحث وادی اول را کار میکردند. دیدم راهنما مدام در مورد اهمیت تفکر و نقش فکرکردن قبل از هر کاری توضیح می دهد. همانجا مطمین شدم که اینجا جایی است که به من کمک خواهد کرد و جواب تمام سوالهای ذهن پریشانم را خواهم گرفت. خدا را شکر الان که برمیگردم به گذشته میبینم که جواب تمام سوالات و دلیل اکثر مشکلات خود را در این دوران گرفته ام.
در اینجا از راهنمای بسیار عزیزم جناب آقای اسدی صمیمانه سپاس گزارم. همچنین راهنمای تازه واردین من آقای سجاد شیرخانلو بودند که با راهنمایی های خوبشان کاری کردند که من در کنگره ماندگار شدم. در ادامه
به رسم ادب از تمام راهنمایان شعبه شادآباد تشکر میکنم چون به قول راهنمای عزیزم ما باید در کنگره به تمام افراد احترام بگذاریم و رسم ادب را به جا آوریم چون در نهایت به این جمله میرسیم که رهایی با طعم ادب از کاملترین نوع هایی رهایی در کنگره 60 می باشد. همان گونه که آقای مهندس در جلسه هفته قبل هم فرمودند که اولین چیزی که قبل از هر برخورد از یک فرد نمایان می شود ادب و آداب معاشرت اوست. در انتها قدر دانی میکنم از تمام کسانی که در رسیدن به این حال خوش من را یاری نمودند
.jpg)
.jpg)
تایپ و ارسال از خدمتگزاران سایت نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
57