English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده- درمان، فوق ترک است و تعادل فوق درمان.

گروه خانواده- درمان، فوق ترک است و تعادل فوق درمان.

جلسه نهم از دوره چهارم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی گلمکان به استادی همسفر طیبه، نگهبانی همسفر حمیده و دبیری همسفر حوا با دستور جلسه « آداب و معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی » روز دوشنبه ۱۸خرداد‌ماه  ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد‌.

خلاصه سخنان استاد

خداوند را شاکرم که فرصت خدمت کردن را به من عطا کردند. همچنین از راهنما همسفر انسیه تشکر می‌کنم؛ چرا که تمام آموزش‌هایی که دریافت کردم، از زحمات و کارهای ارزشمند ایشان بوده است.

در باب دستور جلسه، وقتی به واژه‌ی آداب و معاشرت فکر می‌کنیم، یاد روزهایی می‌افتم که در طوفان‌های زندگی، کنار مسافرم همه چیز را فراموش کرده بودم. در آن روزها، اولین چیزی که من همسفر فراموش کرده بودم، تعادل بود.
ما در کنگره یاد گرفتیم که: «درمان، فوق ترک است و تعادل، فوق درمان.»

من فهمیدم که بی‌ادبی و رفتارهای نادرست من، ناشی از تعادل نداشتنم بود؛ نه اینکه من یا مسافرم واقعاً آدم‌های بدی باشیم. جهل و ناآگاهی مانند ابری بود که اجازه نمی‌داد چشم‌هایمان حقیقت ادب و تعادل را ببیند.
من شخصاً تجربه کردم که چگونه بی‌تعادلی، حریم‌های زندگی‌ام را از بین برد. یادم هست در آن روزها، حتی راه رفتنم هم همراه با حرف زدن بود و اضطراب درونی‌ام روی غذا خوردنم هم تأثیر گذاشته بود. آن‌قدر بی‌تعادل بودم که تا همه چیز را برای دیگران آماده نمی‌کردم، نمی‌توانستم به جلسه یا لژیون بروم.

در سفر اولم، خانم انسیه به من یادآوری کردند که: چرا این‌گونه رفتار می‌کنی؟ اول باید برای خودت ارزش قائل شوی و تعادل خودت را حفظ کنی.

واقعاً همان جمله برای من یک تجربه شد. از آن روز به بعد، کم‌کم تلاش کردم خودم را با این آموزش‌ها وفق بدهم؛ هرچند برایم سخت بود، چون سال‌ها با این عادت‌ها زندگی کرده بودم. اما فهمیدم این مسیر، تدریجی است؛ همان‌طور که ذره‌ذره بیمار شدیم، باید ذره‌ذره و با آموزش‌های کنگره و دیدن الگوهای درست، یاد بگیریم چگونه انسان باشیم.
واقعاً در این دو سالی که به کنگره می‌آیم، از نظر ادب، رفتار، کردار، دوست داشتن خودم و بسیاری از جنبه‌های زندگی، به تعادل رسیده‌ام. چیزی که برایم بسیار سخت بود، این بود که خودم را دوست داشته باشم؛ اما امروز یاد گرفته‌ام که اول برای خودم ارزش قائل شوم تا خانواده‌ام هم این را یاد بگیرند.

از روزی که این مفاهیم مثل تعادل، ادب و آرامش را در خانه و زندگی‌ام جاری کردم، زندگی من و مسافرم به لطف خدا، آرام‌تر و کم‌دغدغه‌تر شده است. و همه‌ی این‌ها را مدیون آموزش‌های کنگره و به‌ویژه راهنمایم هستم.
حال بدی داشتم؛ آن‌قدر بی‌تعادل بودم که گاهی محبت‌های بی‌جا به بچه‌هایم می‌کردم و آن‌قدر درگیر رسیدگی به دیگران بودم که خودم و کارهای اصلی‌ام را فراموش می‌کردم. اما امروز فرزندانم یاد گرفته‌اند که روی برنامه باشند و مسئولیت‌های خودشان را انجام دهند.
این‌ها همه نتیجه‌ی آموزش‌های کنگره است. ماندن در کنگره، حال دلم را خوب کرد، روحیه‌ام را بهتر کرد و به زندگی‌ام آرامش داد. امروز از رفتن به کنگره، از فضای احترام و از محبت‌های واقعی‌ای که در آنجا می‌بینم، لذت می‌برم. قبلاً شاید احترام را فقط در ظاهر می‌دانستم، اما از ته دل و با عشق نبود؛ بیشتر از روی اجبار بود. اما امروز یاد گرفته‌ام که با عشق رفتار کنم.

اگر به بچه‌ام یا مسافرم خوبی می‌کنم، با عشق است و دیگر توقعی از آن‌ها ندارم.

من حال خوبی نداشتم، اما امروز به آرامشی رسیده‌ام که هم در رفتار مسافرم دیده می‌شود و هم در رابطه‌ی من با فرزندانم. مسافرم هم حالا آن‌قدر تغییر کرده که برایم وقت می‌گذارد.
خوشحال شدم که در کنار شما  آموزش گرفتم و امیدوارم همه‌ی عزیزان نیز این جایگاه را تجربه کنند.


مرزبانان کشیک: همسفر زهرا و مسافر محسن
تایپیست: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول)
عکاس: همسفر عذرا رهجوی راهنما همسفر انسیه  (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا (مرزبان خبری)
همسفران نمایندگی گلمکان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .