همیشه انسانهای مؤدب برایم تحسینبرانگیز بودند. من نیز ادب را دوست داشتم، اما نمیدانستم چگونه در جایگاههای مختلف، آداب صحیح را به جا بیاورم. دانش و آگاهی در زمینه آداب معاشرت، علمی بسیار وسیع است؛ به طوری که فکر میکنم حتی اگر سالها تجربه کسب کنم و در این زمینه بیاندیشم، باز هم جای کار بسیاری باقی است. هر موقعیت و جایگاهی، آداب خاص خود را میطلبد. وقتی در جایگاه راهنما قرار میگیری، تازه متوجه میشوی که چقدر هنوز در این زمینه ناآگاهی؛ اما چارهای نیست و باید ذرهذره و به روش «دیاستی» (DST)، آن را بیاموزم.
من میتوانم با رعایت ادب، با همه انسانها معاشرت خوبی داشته باشم. در مقابل، بیادبی باعث میشود که نتوانم با اطرافیانم سازگار شوم؛ و به قول استاد دژاکام، ناسازگاریِ یک شخص، نشانه نادانی و حماقت اوست. اگر اندازه و حدود این آداب را بیشتر بشناسم و رعایت کنم، به سمت تعادل حرکت میکنم؛ تعادلی که مرا به زندگی زیباتر و خوشایندتر رهنمون میسازد. امروزه میدانم که تعادل چقدر در سلامت و زیباییِ درونی من نقش دارد و چقدر باعث میشود توانمندتر شوم و بیشتر به جامعهام خدمت کنم. تعادل همان چیزی است که مرا از شکست خوردن نجات میدهد و سرافراز نگه میدارد. امیدوارم این آموختههای اساتیدم را به بهترین شکل یاد بگیرم و اجرا کنم تا به سعادت، خوشبختی و تعادلی که مد نظر «کنگره ۶۰» است، برسم. قدردان تمام اساتید و خدمتگزاران کنگره هستم و به همگی آنان که بستر را برای آگاهی و دانایی من فراهم میکنند، خداقوت میگویم. تا ابد خود را مدیون کنگره و اعضای خدمتگزار آن میدانم.
«معشوقه به سامان شد، تا باد چنین بادا / کفرش همه ایمان شد، تا باد چنین بادا»
آقای مهندس میفرمایند: «درمان فوقِ ترک و تعادل فوقِ درمان است». تعادل یعنی رسیدن به پایداری، و کلمه عدالت نیز از همین ریشه گرفته شده است. مشکلی که در حال حاضر وجود دارد، این است که انسانها ذرهذره از تعادل خارج شدهاند؛ این مسئله تنها مربوط به قشر مصرفکننده نیست، بلکه شامل حال همه انسانها در هر قشر و مقامی میشود که با خروج از تعادل، موجب رنج و عذاب اطرافیان خود میگردند.
وقتی فردی از مرحله حیوانی وارد مرحله انسانی میشود، باید آداب معاشرت و روشهای آن را به درستی اجرا کند؛ مواردی مانند چگونه غذا خوردن و چه میزان خوردن. کسی که این آداب را به جا بیاورد، مؤدب و کسی که رعایت نکند، بیادب است.
به طور کلی، هیچ انسانی ذاتاً بد نیست و اگر بدی میکند، به دلیل نرسیدن به دانایی و آگاهی است؛ چرا که همه بدبختی بشر از جهل و نادانی اوست. ما باید با کسب دانش، آگاهی و تجربه، ذرهذره سطح داناییمان را بالا ببریم. اگر این تفکر را داشته باشیم که بدیِ انسانها ناشی از عدم آگاهی و دانش آنهاست، تا حد زیادی از درد و رنج خودمان کاسته خواهد شد.
مقاله: راهنما لژیون پنجم همسفر اسد
تایپ و بارگذاری: همسفر نیما
سایت همسفران آقا نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
62