همسفر سمیه و مسافرشان محمود با بیش از بیست سال تخریب وارد کنگره۶۰ شدند با مصرف انواع آنتی ایکس، آخرین آنتی ایکس مصرف شیره خوراکی، مدت سفر اول یازده ماه به راهنمایی مسافر صفر علی لژیون هشتم گرگان و همسفر ملیحه لژیون یکم آزاد شهر ،ورزش مسافر در کنگره۶۰ بدمینتون ،ورزش همسفر والیبال، اکنون هم به یاری خدا و دستان پر مهر جناب مهندس سه سال و یک ماه آزاد و رها هستند.
در ابتدا با توجه به دستورجلسه ادب و بیادبی برایمان بفرمایید ادب به چه معنایی است ؟
به مجموعه آداب، ادب گفته میشود و فردی که این آداب را رعایت میکند فردی مؤدب تلقی میشود. به قول آقای مهندس: «هر انسانی پس از گذر از نفس حیوانی و ورود به مرحله انسانی، باید بداند هر مرحله و قدمی از زندگی آداب، اصول، روش، سنت و قانون خودش را دارد و سرکشی و تعدی از این اصول و قوانین به ضرر خود اوست»
اگر بخواهم مثال بزنم؛ آداب غذا خوردن ، لباس پوشیدن، سخن گفتن، ورزش کردن، نشست و برخاست و راه رفتن، مهمان داری، خوابیدن...
ساعت درکنگره۶۰ اختراع شده است بر مبنای این جمله چگونه میتوانیم به تعادل برسیم؟
به لطف معرفت آقای مهندس، جهانبینی در زمینه وقتشناسی و خوش قولی در کنگره۶۰ آموزش داده میشود که این خود نوعی اختراع ساعت یا آموزش مجدد آداب زمانشناسی محسوب میشود. درواقع به موقع بودن نیز آداب خود را دارد و پیروی از آن نشانه بخشی از ادب فرد است.
در کنگره۶۰ یاد میگیریم چه موقع حضور داشته باشیم و چه موقع محل را ترک کنیم، و همین مسأله را بیرون از کنگره۶۰ نیز رعایت کنیم. اگر قولی میدهیم سر زمان و محل توافق شده حاضرباشیم و با بدقولی خود موجبات اذیت و ناراحتی دیگران را فراهم نکنیم.
.
با توجه به جمله؛ «درمان فوق ترک و تعادل فوق درمان است» مراحل تعادل در سفر اول به چه نحوی است؟
درمان در اذهان عمومی، تنها به معنای بازگشت سلامتی در جسم و روان است، درحالی که؛ تعادل، درمان تفکرات را نیز شامل میشود.
در سفر اول، درمان در بخش جسم و روان مسافران انجام میشود، اما برای رسیدن به تعادل باید جهانبینی درست نیز در آنها رشد کرده و به تعادل برسد، حال آنکه در همسفران کنگره۶۰ از همان ابتدای ورود آموزشهای جهانبینی شروع و کاربردی میشود، تا تعادل به مرور حاصل گردد.
آموزش جهانبینی درواقع آموزش یادگیری آداب هر بخش از زندگی است.
همانطور که کنار گذاشتن یک شبه مواد از نظر کنگره۶۰ ترد و نفی شده، کنارهگیری ضربالعجلی از ضدارزشها هم مقبول نیست.
شخص خطاکار هم اگر قصد تزکیه و پالایش و رسیدن به آرامش را دارد، نمیتواند یک باره و یکشبه کارهای نادرست خود را کنار بگذارد، چراکه عدم کسب دانایی شخص را به پله اول برمیگرداند، پس باید بکوشد تا به همان روش پلهای و تدریجی، با کسب دانایی(تفکر، تجربه، آموزش) پایداری و تعادل را در سه بخش جسم، روان و جهانبینی خود ایجاد کند.

اعمال ضدارزشی چگونه انسان را از تعادل خارج میکند؟
انجام اعمال ضدارزشی که همان عدم رعایت آداب زندگی است، حال خواسته یا ناخواسته، باعث تخریب در سیستم حیاتی فرد و در نهایت خروج از تعادل میشود. به عنوان مثال؛ اگر آداب و روش درست ورزش کردن یا غذا خوردن یا نشستن را ندانیم، قطعاً به سیستم جسم و به دنبال آن روان آسیب خواهیم زد، و جسم آزرده هم ارتباط مستقیم با تخریب تفکر و عدم آموزش پذیری درست (جهانبینی) دارد.
یا از طرف دیگر، به قول وادی اول؛«اگر روش صحیح تفکر کردن را بلد نباشیم، اعم از داشتن تفکراتی منفی چون؛ گمان بد، قضاوت و غیبت یا خیانت و یا عدم توانایی در شناخت و تمیز دادن راه درست از غلط و درنهایت انتخاب راه غلط، موجب میشود؛ هم با دریافت امواج مخرب تفکرات غلط و منفی، عملکرد سیستم ایکس بدن را مختل کرده و خود را دچار بیماری میکنیم، و هم در مشکلات و سختیها فرو رویم».
طبق فرمایش آقای مهندس «کسی که ادب دارد تعادل دارد، کسی که بیادب است گویی تعادل ندارد» لطفاً قدری این موضوع را برایمان تشریح کنید.
کسی که آداب زندگی را رعایت میکند قطعاً سلامت جسم، روان و جهانبینی خود را تضمین کرده است. کسی که این سه بخش از وجودخود را به پایداری رسانده باشد فردی متعادل است، که تمام کارها را برحسب اصول و قوانینی تعریف شده به انجام میرساند، و به عنوان فردی مؤدب و باشخصیت شناخته میشود.
به نظر شما یک همسفر چگونه میتواند به تعادل برسد؟ اگر تجربه خاصی در این مورد دارید لطفاً بیان بفرمایید.
به نظر من این امر مستلزم تزکیه و پالایش است. درواقع کاربردی کردن همین آموزشهای جهانبینی درکنگره۶۰ تزکیه و پالایش است. از طرفی متن و جهانبینی کنگره۶۰ به نوعی آموزش آداب، در هر مرحله و قسمت در زندگی است، که آموزش گرفتن و کاربردی کردن آنها کار خیلی آسانی نیست، صبر، پشتکار و زمان طولانی میخواهد .بهقول جناب مهندس: «فرد یکشبه معتاد نشده است که یکشبه هم درمان شود». زمان میخواهد. حال یک همسفر هم یکشبه درگیر افکار و اعمال منفی نشده که بخواهد یکشبه هم بخواهد به اعمال ارزشی روی بیاورد،؛ پس باید صبوری کند و ناامید نشود. به گفته آقای مهندس«: زمانی که انسان روی خود را به سمت نور و ارزشها میکند و اولین قدم را برمیدارد، نیروهای الهی خداوند به کمک انسان میآیند و دستش را گرفته، هدایتش میکنند».
وعده خدا دروغ نیست! یک همسفر با افکار منفی و حرکت در مسیر غلط که از سر ناآگاهی است و از طرف دیگر، زندگی در بستر اعتیاد، به سیستم وجودی خود آسیب زده است. جسم، روان و تفکرات را درگیر نیروهای منفی کرده و از تعادل خارج شده که ممکن است رفتار و گفتاری غیرمتعارف داشته باشد. حال که در کنگره۶۰ با آموزش و کاربردی کردن صحیح، تفکر کردن و درنهایت آداب درست زندگی، این مشکلات و معایب حل و درمان میشود.
خود من هم جزئی از افرادی بودم که تفکر کردن را بلد نبودم که درنتیجه آن، نمیتوانستم راه و کار درست را از غلط آن تشخیص دهم، از آنجایی که راه غلط بهنظر آسان و راهگشا میآمد، آن را انتخاب میکردم و همیشه هم ضربه میخوردم و این کار را بارها و بارها تکرار میکردم، تا اینکه به لطف خدا با کنگره۶۰ آشنا شدم و به نسبت قبل بهتر میتوانم راه غلط را از درست تشخیص دهم و امروز به لطف خدا به تعادلی نسبی رسیدهام و روانی آسودهتر دارم. الان میدانم چه چیز را بگویم؟ کجا بگویم؟ چگونه بگویم؟ چطور حرف بزنم؟ چطور بپوشم؟
دیگر کمتر میترسم، کمتر عصبانی میشوم، بیشتر میاندیشم و بیشتر رها میکنم و میبخشم. اینها باعث شد بیشتر از سابق حفظ شوم و کمتر ضربه بخورم و در نهایت، آداب هرکاری را در کنگره۶۰ بلد شدهام.
طراحان سوال: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون پنجم) همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون دوم) همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون پنجم) همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر طاهره(لژیون هفدهم)
ویرایش و مصاحبه کننده: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر یاسمن رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون شانزدهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی شفا
- تعداد بازدید از این مطلب :
95