English Version
This Site Is Available In English

آداب معاشرت، مجموعه رسم‌ و رسوم و قوانینی است

آداب معاشرت، مجموعه رسم‌ و رسوم و قوانینی است

جلسه سوم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی شعبه فردوسی مشهد به استادی راهنما همسفر نرگس، نگهبانی همسفر سهیلا و دبیری همسفر فهیمه با دستور جلسه « آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی» روز دوشنبه ۱۸ خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۴۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خیلی خوشحالم که برای اولین بار در این جایگاه قرار گرفتم. از نگهبان لژیون سردار بسیار سپاسگزارم که استادی این جلسه را به من واگذار کردند تا بتوانم در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. نمی‌دانم حکایتش چیست؛ در این دستور جلسه، همسفر سهیلا و هم شعبه گلمکان از من خواستند که استادی این جلسه را قبول کنم و من تصمیم گرفتم که به شعبه فردوسی بیایم. حال یا خیلی در این دستور جلسه گره دارم که باید آنها را بر طرف کنم، یا اینکه خیلی خوب هستم؛ اگر گره‌ای در درونم وجود دارد, ان‌شاءالله بتوانم با این دستور جلسه آن را برطرف کنم و به تعادلی که مد نظرم است برسم.

دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی» است. آداب معاشرت، مجموعه رسم‌ و رسوم و قوانینی است که من باید رعایت کنم؛ اگر این‌ها را رعایت کنم، تبدیل به انسانی باادب می‌شوم. در کنار آن، وقتی به این جایگاه رسیدم، تعادل لازم هم برایم ایجاد می‌شود و این نشان می‌دهد که من می‌توانم در رفتار، اخلاق و کردارم پایداری داشته باشم؛ اگر بحران و مشکلی برایم پیش بیاید، خیلی خوب می‌توانم آن را مدیریت کنم و از کنارش عبور کنم؛ اگر این قوانین و رسم‌ و رسومات را رعایت نکنم، قطعاً تبدیل به انسانی به‌ هم‌ ریخته و بی‌ادب می‌شوم که تعادل لازم را ندارد؛ وقتی وارد کنگره می‌شویم، مثلث درمان جسم، روان و جهان‌بینی را پیش رو داریم.

این دستور جلسه دقیقاً روی جهان‌بینی ما کار می‌کند. آقای مهندس با تفکر والایشان فرمودند: نه‌ تنها باید جسم خود را درمان کنم؛ بلکه باید از نظر فکری، روحی و روانی هم به آن تعادل لازم برسم و بتوانم زندگی ایده‌آلی را در جامعه داشته باشم، در کنار خانواده، دوستان و آشنایان، به‌ صورت مسالمت‌آمیز زندگی کنم؛ همچنین تفکر آقای مهندس این است که تعادل، بالاترین نقطه‌ است و باید به آن برسم. آداب معاشرت در زمینه‌های مختلف وجود دارد؛ حتی در سخن گفتن، مهمانی رفتن، مجلس عزا، عروسی و خیلی جاهای دیگر و هر کجا که انسان پا به مرحله انسانی می‌گذارد، همه‌ چیز دارای حساب‌ و کتاب است و باید رسم‌ و رسومات رعایت شود؛ یعنی هیچ‌ چیز «هر‌دم‌بیل» نیست که هر طور دلم خواست قوانین را رعایت کنم؛ مثلاً در سخن گفتن باید خیلی مراعات کنم که کجا و چگونه حرف بزنم.

آقای مهندس می‌فرمایند: زمانی‌که می‌خواستم جایی بروم، شخصی جلوی مرا گرفت تا سوالی بپرسد؛ اما چون عجله داشتم نتوانستم پاسخ بدهم. این کار باعث می‌شود حال خودمان خراب شود؛ پس چه بهتر که بدانیم چه موقع و چگونه صحبت کنیم؛ حتی در انتخاب کلمات هم این تفاوت مشخص است. برای مثال: بینِ کلمات بفرمایید، بنشیند و بتمرگید یک معنی می‌دهد؛ ولی استفاده از کلمه، بفرمایید تأثیرگذاری بیشتری دارد.

رسیدن به تعادل، یعنی اینکه من بتوانم پایداری نسبی در تمام مراحل داشته باشم. هر کس آداب معاشرت را بهتر رعایت کند، از تعادل بیشتری بهره‌مند می‌شود.

زمانی‌ که وارد کنگره شدم، چیزی از نظم و انضباط نمی‌دانستم؛ وقتی صحبت می‌کردم، بعد از این‌ که صحبت‌های من تمام می‌شد، طرف‌ مقابلم به من بد نگاه می‌کردند. حرف‌هایی که زده بودم، نه قصد توهین داشتم و نمی‌خواستم دیگران را ناراحت کنم؛ ولی برخورد یا برداشتی که دیگران از من داشتند، این بود چه قدر بد صحبت کردی، در واقع طرز بیان صحبت کردن من مشکل داشت. این‌ خیلی می‌تواند به فرد صدمه بزند و لطمه وارد کند.

خدا را شکر که وارد کنگره شدیم. با لحظه ورودمان به کنگره یاد گرفتیم که چطور با دیگران برخوردی داشته باشیم و چه قوانینی را رعایت کنیم. از همان لحظه اول به من یاد دادند که باید سرِ موقع در جلسات حضور داشته باشم، کارها، تکالیف و چیزهایی را که از من می‌خواهند، به بهترین شکل انجام دهم.

حال داشتم فکر می‌کردم که ربط دستور جلسه سردار با این موضوع چیست؟ به این نتیجه رسیدم که در گذشته، گره بزرگی در درون من بود و نمی‌توانستم بخشش را در خودم عملی کنم. اگر می‌خواستم چیزی را ببخشم، واقعاً با ترس و لرز بود. می‌گفتم اگر این پول را بدهم، شاید دیگر پولی برای خرج کردن نداشته باشم یا شاید جایی بمانم و به آن پول نیاز پیدا کنم. به همین دلیل پولم را جمع می‌کردم؛ اما بعد از مدتی که سراغش می‌رفتم، می‌دیدم خبری از آن پول نیست و مسافرم آن را برداشته و خرج کرده است. آن‌ وقت می‌گفتم: ای وای، لااقل این را جای دیگری خرج می‌کردم که برایم بماند؟ من این موضوع را خیلی تجربه کرده بودم تا اینکه به کنگره آمدم، خیلی خوب به ما آموزش دادند که ذره‌‌ذره این بخشیدن را انجام بدهیم؛ چه با گرداندن سبد یا شرکت در لژیون سردار که باید این بخشندگی را داشته باشیم؛ زیرا انسانی که می‌بخشد، خیلی چیزها می‌تواند دریافت کند. انسانی که می‌بخشد، مانند همان رودخانه‌ای می‌شود که هم خودش بهره می‌برد و هم دیگران می‌توانند از این بخشش و بخشندگی استفاده کنند؛ اگر نبخشم، تبدیل به شوره‌زار یا زمین لم‌یزرعی می‌شوم که نه خودش از داشته‌هایش فیض می‌برد و نه دیگران از آن بهره‌مند می‌شوند.

ان‌شاءالله بتوانیم با آموزش‌هایی که جهان‌بینی به ما می‌دهد، این تعادل را در خودمان به وجود بیاوریم که روزبه‌روز به آن درک و فهم برسیم و آن را در زندگی‌مان اجرا کنیم تا بتوانیم زندگی مسالمت‌آمیزی در کنار دیگران داشته باشیم. بدون اینکه باعث اذیت و آزار خودمان شویم و قرار هم نیست همه آدم‌ها خوب باشند. آدم‌های خوب و بد در کنار همدیگر هستند، این من هستم که باید خودم را ارتقاء دهم تا بتوانم در مقابل نا‌آرامی‌ها، سختی‌ها و رنج‌ها تحمل داشته باشم. به قول معروف، نباید حالم آن‌قدر دم‌ دست باشد که هر کسی بیاید و پا روی حال من بگذارد و آن را خراب کند. امیدوارم که بتوانیم به تعادل بیشتری برسیم.

عکاس: همسفر آیدا رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون پانزدهم)
تایپیست: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون هفدهم)
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون شانزدهم) نگهبان سایت
نمایندگی همسفران شعبه فردوسی

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .