مشارکت مکتوب راهنما همسفر سحر
مشارکت و برداشت من از این سه موضوع به شرح زیر میباشد، مسئله تعادل و بیتعادلی بسیار مهم می باشد. در کنگره درمان اعتیاد صورت میگیرد نه ترک آن و ما میدانیم که درمان فوق ترک و تعادل فوق درمان است. تعادل یعنی پایداری و اینکه هر چیزی در جای خودش قرار بگیرد. بیتعادلی فقط به قشر مصرف کننده اختصاص ندارد، خیلیها تحصیلات بالایی دارند؛ اما بیتعادلند. بیتعادل بودن باعث میشود که به انسانهای اطرافمان آسیب برسانیم و خاطرشان را برنجانیم. حال آداب معاشرت مسئلهایست که به تعادل و بیتعادلی مرتبط می باشد، کسی که ادب ندارد تعادل هم ندارد، هرچیزی برای خود آداب و آیینی دارد و کسی که در هر مکانی آداب آنجا را رعایت کند به او انسان با ادب میگویند و در غیر اینصورت بیادب. رهجو سفر اولی باید بداند در طول مدت سفرش عاشقانه سکوت کند و خالصانه محبت کند او باید بداند گره درمان فقط با حضور مستمر، نوشتن سیدیها و دریافت آموزشها باز خواهد شد و به سمت روزنه امید قدم خواهد گذاشت از جمله آدابی که موظف به رعایت آنها هستیم، غذا خوردنمان، صحبت کردنمان، راه رفتنمان و پوششمان. یک همسفر باید بداند کجا و چه موقع و با چه لحنی صحبت کند تا کلامش نفوذ داشته باشد و این از مهمترین پارامترهای آداب معاشرت است. در کنگره قوانینی وجود دارد که باید آنها را رعایت کنیم، وقت شناسی، قضاوت نکردن، تحویل به موقع دارویOT در زمان خودش که همه نشانگر نظم میباشد، یعنی رعایت ادب و نزاکت. ادب و بیادبی بر روی فیزیولوژی اثر میگذارد و رعایت ادب باعث تعادل بیشتر درمان میشود.
مشارکت مکتوب همسفر مریم
در کنگره مسئله آداب معاشرت، تعادل و بیتعادلی مسئله خیلی حائز اهمیتی است. تعادل یعنی پایداری، یعنی همه چیز سر جای خودش باشد. مشکل بشر امروز این است که از تعادل خارج شده است و این مختص به قشر مصرف کننده نیست، ممکن است در قشرهای خیلی بالا هم باشد. آداب و معاشرت هم به تعادل و بیتعادلی بر میگردد؛ چون کسی که ادب دارد تعادل هم دارد، وقتی از مرحله حیوانی وارد مرحله انسانی میشویم همه چیز تعریف شده است و چیزی نداریم که آداب نداشته باشد. مطالبی که جزو بیادبی به حساب میآید، دروغ گفتن، سخن چینی، تجسس در کار دیگران و حریم شخصی دیگران را نگه نداشتن. هیچ انسانی بد نیست، اگر بدی میکند به دانایی نرسیده و خوبی را یاد نگرفته است. در مثلث دانایی هر سه ضلع تجربه، آموزش، تفکر باید هم اندازه رشد کند در غیر این صورت به دانایی نمیرسیم.
مشارکت مکتوب همسفر بنت الهدا
باتوجه به آموختههای دریافتی در متون و مباحث علمی در کنگره۶۰ میدانم که قوانین هستی بر پایه تعادل و نظم آفریده شدهاند. جهان هستی و خلقت سازمان تشکیلاتی است که همه چیز در آن با نهایت دقت برنامهریزی شده است؛ پس خلل وارد کردن به سیستم اولین آسیب را به خودم بازگشت میکند. آقای مهندس برای هر موضوعی مثلثی بیان میدارند و عنوان میکنند که برای داشتن تعادل و رسیدن به آرامش در زندگی باید اضلاع یک مثلث در یک جهت، راستا، اندازه رشد و ارتقاء داشته باشند تا خللی در امورات ایجاد نشود از سویی مبحث عدل را بیان میدارند و ما میدانیم که عدالت در تمام جهان هستی پا برجاست و در مثلث انسان دو بعدی بیان میشود که عشق، عقل و ایمان را خطی به نام خمر تحت الشعاع قرار میدهد که این نیز بر اساس حکمت قدرت مطلق و نامه پیشین میباشد. حفظ حرمت ها و در تعادل بودن چه در کنگره۶۰ و چه در زندگی روزمره و آداب معاشرت یکی از اصول تربیتی اجتماعی است. رعایت این موازین و اصول باعث رشد و ارتقاء روحی و جسمی ما نیز میگردد و عدول از قوانین باعث به هم ریختگی اول در خود فرد، بعد انتقال به جهان بیرون و افراد دیگر طبق قانون کنش بازتاب به خودمان این امکان پذیر نیست، مگر با کاربری کردن آموزشها و بالابردن سطح ارتقاء علمی و دانایی مؤثر فرد تا در مسیر آموزش و خدمت نه خود آسیب ببیند و نه به دیگران آسیب بزند.
مشارکت مکتوب همسفر نسرین
انسان موجودی است که به صورت اجتماعی زندگی میکند و در جامعه با افراد زیادی در ارتباط است که برای داشتن یک ارتباط خوب باید آداب و معاشرت را رعایت کند؛ چون هرجا آداب مخصوص به خود را دارد، در مهمانیها غذا خوردن، رفتن به یک اداره یا سازمان، نحوه صحبت کردن با دیگران هر انسانی بر این اساس جایگاه خودش را مشخص میکند، هرچه انسان داناتر با ادبتر و هرچه جاهلتر بیادبتر میباشد. تمام نکاتی که آقای مهندس میفرمایند ما میدانیم؛ اما وقتی عمل نمیکنیم دانایی مؤثر آن را نداریم و این باعث میشود فرد بیتعادلی باشیم. در کنگره۶۰ برای رسیدن به درمان از واژه تعادل زیاد استفاده میشود و این رمز موفقیت کنگره است و در ریشه این واژه عدل و عدالت نهفته است و انسان زمانی که از انرژیها و نیروهای خود به جای خود استفاده کند میتواند مفهومی از تعادل باشد.
مشارکت مکتوب همسفر مریم
کنگره جایی برای ترک اعتیاد نیست، جایی هست برای به تعادل رسیدن از تمام لحاظ که از طریق آن میتوانیم به تعادل برسیم به تعادل رسیدن به این معنی است که ما بتوانیم در مقابل هر فشاری و مشکلی مقاوم باشیم آنوقت به تعادل میرسیم، مثلاً آنهایی که در کنگره به رهایی رسیدند، اگر تعدادشان کم هست برای این است که در زندگی به تعادل نرسیده، اگر انسان هر نیرو و انرژی را در جای خودش صرف کند، یعنی به تعادل رسیده که در زندگی شامل ورزش، تفریح، کار، معنویات میشود. در زندگی ما همه انسان با ادب را دوست دارند و انسان بیادب را نه، با ادب بودن در زندگی بسیار سازنده و بیادب بودن باعث تلخ شدن زندگی میشود، اگر در یک مکانی وارد میشویم ادب حکم میکند که سیگار نکشیم یا اگر کلاه بر سر داریم هنگام وارد شدن آن را برداریم؛ باید در کنگره با پوشش سفید باشیم بدون طرح و نقشه که این نشانه به جا آوردن آداب و معاشرت است در کنگره هرکسی جایگاه خودش را دارد که با شالهای مخصوص شناسایی میشوند یا در روزهای جمعه باید با لباس ورزشی درپارک شرکت کنیم که این نشانه به جا آوردن آداب و معاشرت است.
مشارکت مکتوب همسفر سپیده
در جامعه همه ما شنیدهایم به فردی میگویند بیادب به این دلیل است، فردی که ادب را رعایت نمیکند به او بیادب گفته میشود و همه ما میدانیم؛ اما رعایت نمیکنیم در صورتی که همه ما در مکان و با افراد مختلف ممکن است رعایت ادب را به اجرا در بیاوریم که حال خودمان هم با رعایت ادب همیشه بهتر و خوب است؛ اما گاهی در شرایط دیگر مکان دیگر رعایت ادب را به اجرا در نمیآوریم و این یعنی بیادبی و حتی حال خودمان هم خوب نیست و با این حال که با رعایت نکردن حال خوبی به خودم هم دست نمیدهد؛ اما گاهی با رعایت نکردن ادب و یک سری قوانین درست را اجرا نمیکنیم و به این معناست که به دانایی مؤثر نرسیدهایم و دانایی را به مرحله اجرا در نیاوردهایم. در کنگره۶۰ با آموزشها و به اجرا در آوردن فرمایشات آقای مهندس و خوب گوش دادن به راهنمایمان و احترام به تمام خدمتگزاران این فرصت به وجود میآید که افرادی مثل من همسفر و مسافرم به رهایی و تعادل و دانایی مؤثر برسیم.
مشارکت مکتوب همسفر یلدا
مشارکت سیدی تعادل و بیتعادلی انسان در همه زمینهها و مسائل در زندگی باید آداب داشته باشد، خیلی از افراد فکر میکنند رعایت آداب و ادب فقط باید در بعضی جاها و یا مکانهای خاصی باشد و این اشتباه است، حتی در ریزترین و کوچکترین مسائل آداب لازم است، بعضی از پدر و مادرها فکر میکنند تربیت فرزند یعنی دائماً او را کنترل کنند و وارد حریم خصوصی پسر و دخترشان شوند و عدم اعتماد خود یک فاجعه است. کنترل باید خارج از تجسس باشد، وقتی از نفس اماره عبور میکنیم و وارد مرحله انسانی میشویم، هیچ چیزی وجود ندارد که آداب نداشته باشد و هیچ انسانی به صورت ذاتی بد نیست، بلکه از جهل و نادانی به مسیر گمراهی کشیده میشود و یاد نگرفته که چگونه زندگی کند. انسانی که آگاهی نداشته باشد همیشه نیازمند است و این آگاهی شامل، آموزش و تجربه نیز میباشد که این سه مؤلفه باید در یک راستا رشد کنند تا انسان به یک دانایی مؤثر برسد.
رابط خبری: همسفر زهره رهجو راهنما همسفر سحر (لژیون شانزدهم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فاطمه رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی میرداماد اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
58