در ادبیات کنگره60، کلماتی مثل ادب، بیادبی و تعادل از مفاهیم اخلاقی خشک و کلیشهای فراتر رفتهاند و معنایی عملیاتی، کمّی و قابل اندازهگیری یافتهاند.
ادب؛ هنر بهاندازه بودن و مرزداری
ادب، یعنی قرار گرفتن در مرزهای تعیینشده توسط عقل و جهانبینی سالم. آقای مهندس دژاکام با زبانی استعاری اما دقیق میگویند: «حتی عشقورزیدن و مراقبت از دیگران نیز باید متعادل باشد. عشقورزیدن مانند باران است؛ اگر بیش از حد ببارد، سیل و ویرانی به بار میآید و اگر نبارد، با خشکسالی مواجه میشویم». این تشبیه بهخوبی نشان میدهد که ادب چیزی جز اندازه نگهداشتن و پرهیز از افراط و تفریط نیست. یک رفتار مؤدبانه رفتاری است که در آن، حق به حقدار میرسد و از تجاوز به حریم دیگران پرهیز میشود. در سطح فیزیولوژیک؛ ادب، یعنی تلاش سیستم بدن برای بازگرداندن دما به نقطه ۳۷ درجه است. در سطح روابط انسانی نیز، ادب یعنی احترام به قوانین خلقت. وقتی مسافری در جلسه مشارکت میکند، ادب حکم میکند که دیگران سکوت کنند؛ این سکوت نه از روی ترس، بلکه از روی احترام به حق دیگری است. این کنش، تمرینی برای سرکوب من کاذب یا نفس اماره و فعال کردن عقل است.
بیادبی؛ جهل، تجاوز و غلبه نفس
اگر ادب بهاندازه بودن است، بیادبی تجاوز از حد و عبور از مرزهاست. در هستیشناسی کنگره60، جهل یا ناآگاهی منشأ اصلی بیادبی معرفی میشود. مهندس دژاکام در مصاحبه با ویلیام وایت؛ محقق برجسته اعتیاد، جملهای کلیدی و تکاندهنده میگویند: «من با هفت گناه کبیره آشنا هستم؛ اما معتقدم که تنها یک گناه کبیره وجود دارد و آن جهل است. اگر شخصی بتواند از جهل فاصله بگیرد، از هزاران گناه دوری کرده است». این جهل در رفتار، خود را بهصورت بیادبی نشان میدهد. فردی که به دلیل ناآگاهی، مرزهای روانی خود و دیگران را نمیشناسد، مدام مرتکب تجاوز میشود برای مثال: قضاوت ناآگاهانه، تحمیل عقاید، بینظمی یا دزدیدن زمان دیگران و دروغگویی. از این منظر مصرف مواد مخدر یک بیادبی مضاعف است؛ بیادبی به جسم با ورود اجباری ماده بیرونی به سیستمی که به آن نیازی ندارد و بیادبی به روان و جامعه؛ پس بیادبی نه یک خصلت ذاتی، بلکه یک بیماری ناشی از جهل است که با آموزش جهانبینی قابل درمان است.
تعادل؛ فرمانروایی عقل بر نفس در صراط مستقیم
در کتاب عشق، ۱۴ وادی برای ریکاوری که نقشه راه جهانبینی کنگره است، وادی هشتم با عنوان فرمان عقل مشخص شده است. تعادل در این دیدگاه، یک نقطه ایستا نیست، بلکه یک مسیر است؛ مسیری که در آن، عقل فرماندهی دارد و نفس در جایگاه سرباز قرار میگیرد. زندگی یک نمودار سینوسی است با شادی یا اندوه فراوان. تعادل به معنای راکد بودن و بیاحساسی نیست؛ تعادل یعنی توانایی بازگشت سریع به نقطه میانه و حفظ فرماندهی عقل در هر دو وضعیت. در این حالت، فرد میتواند در برابر رخدادهای خوشایند یا ناخوشایند مقاومت کند و واکنشی مؤدبانه و متناسب نشان دهد.
نویسنده: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون هشتم)
ویرایش: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم) دبیر سایت
ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی ستارخان
- تعداد بازدید از این مطلب :
18