انسان زمانی میتواند در مسیر آرامش، رشد و آگاهی حرکت کند که به تعادل رسیده باشد. تعادل فقط مربوط به جسم نیست؛ بلکه در افکار، احساسات، گفتار، رفتار و روابط انسانی نیز معنا پیدا میکند. یکی از جاهایی که تعادل انسان بهوضوح دیده میشود، آداب معاشرت اوست. آداب معاشرت یعنی چگونه با دیگران صحبت کنیم، چگونه گوش بدهیم، چگونه احترام بگذاریم و چگونه در ارتباط با انسانها انرژی سالم منتقل کنیم. بسیاری تصور میکنند ادب فقط رفتار ظاهری است؛ اما در حقیقت، ادب و معاشرت سالم بازتاب جهان درون انسان است.انسانی که در بیتعادلی زندگی میکند، معمولاً در رفتارهایش نیز دچار افراط و تفریط است؛ گاهی بیش از حد سکوت میکند و گاهی پرخاشگر میشود. گاهی برای جلب محبت دیگران، بیش از اندازه از خودگذشتگی میکند و گاهی بهدلیل زخمهای درونی، از انسانها فاصله میگیرد. در بیتعادلی، انسان یا خود را فراموش میکند یا دیگران را؛ اما انسان متعادل، نه خودش را قربانی میکند و نه به دیگران آسیب میزند. او مرز احترام را میشناسد. میتواند نه بگوید، بدون اینکه بیاحترامی کند. میتواند محبت کند، بدون اینکه خود را نادیده بگیرد. میتواند انتقاد کند، بدون اینکه تحقیر کند.
در کنگره60 نیز بارها به این موضوع اشاره شده است که انسان برای رسیدن به آرامش باید در سه ضلع جسم، روان و جهانبینی به تعادل برسد. وقتی جهانبینی انسان تغییر میکند، نوع معاشرت او نیز تغییر میکند. دیگر نیازی ندارد با عصبانیت، قضاوت، دخالت یا توقع زیاد با دیگران ارتباط برقرار کند.
یکی از نشانههای بیتعادلی در روابط، واکنشهای شدید احساسی است. انسان بیتعادل ممکن است با یک حرف کوچک بههم بریزد، زود برنجد یا مدام احساس کند دیگران قصد آسیب زدن به او را دارند. این رفتارها معمولاً از ترسها، فشارهای روحی و زخمهای درماننشده درون سرچشمه میگیرند. در مقابل، انسان متعادل قبل از واکنش، تفکر میکند. او میداند هر انسانی دنیای متفاوتی دارد و قرار نیست همه مطابق خواسته او رفتار کنند. به همین دلیل آرامتر، سنجیدهتر و محترمانهتر برخورد میکند.
آداب معاشرت سالم؛ یعنی احترام به حریم دیگران، شنیدن بدون قضاوت، صحبت کردن با آرامش، پرهیز از تحقیر و سرزنش، رعایت تعادل در محبت و توجه، مسئولیتپذیری در گفتار و رفتار. گاهی انسان فکر میکند ادب یعنی فقط آرام حرف زدن؛ در حالی که ادب واقعی از تعادل درون میآید. اگر درون انسان پر از خشم، ترس یا توقع باشد، دیر یا زود در رفتار او نمایان میشود. تعادل یک شبه بهوجود نمیآید؛ بلکه با آموزش، تجربه، خودشناسی و حرکت آرامآرام ساخته میشود. همانطور که در کنگره60 گفته میشود، حال خوش موضوعی درونی است. وقتی انسان به آرامش درونی نزدیک شود، روابط او نیز رنگ آرامش میگیرد.
پس میتوان گفت آداب معاشرت فقط یک رفتار اجتماعی نیست؛ بلکه نشانهای از میزان تعادل و آگاهی انسان است. هرچه انسان متعادلتر شود، احترام، مهربانی، قدرت نه گفتن، آرامش و درک متقابل در رفتارش بیشتر دیده میشود و این همان مسیری است که میتواند هم به رشد فردی و هم به آرامش جامعه کمک کند.
از آموزشهای عمومی جلسات و از سیدیهای آداب معاشرت و تعادل در رفتار اجتماعی و مفاهیم جهانبینی در کنگره60، مانند احترام، نظم، حرمتها و تعادل، همچنین اصول روانشناسی ارتباط مؤثر و هوش هیجانی استفاده کردم تا متن مبتنی بر علم و آموزههای کنگره باشد.
نویسنده: همسفر پریسا رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون هشتم)
ویرایش: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم) دبیر سایت
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون نهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ستارخان
- تعداد بازدید از این مطلب :
38