English Version
This Site Is Available In English

آموزش ها کنگره به صورت عملی قابل اجرا هستند

آموزش ها کنگره به صورت عملی قابل اجرا هستند

بنام قدرت مطلق

جلسه چهارم از دوره پنجم کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی لواسان با استادی مسافر مجید نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه ی آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی مورخ 16خرداد ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز بکار نمود. 

خلاصه سخنان استاد:

سلام شاکر و سپاسگزار خداوند هستیم که این فرصت را در اختیار ما قرار داد. بعد از لطف خداوند و با خواست او، در نمایندگی لواسان جایگاه دیده‌بان را دریافت کردم و این اولین باری است که در این جایگاه خدمت می‌کنم. امیدوارم جلسه خوبی را در کنار یکدیگر داشته باشیم.

در ابتدا از گروه مرزبانی نیز تشکر می‌کنم که به‌زودی جایگاه را تحویل خواهند داد. انتخابات هم در تاریخ بیست‌وسوم برگزار می‌شود و همه تلاش می‌کنیم افرادی که شایستگی این جایگاه را دارند، انتخاب شوند تا بتوانند به بهترین شکل خدمت کنند.

دستور جلسه امروز «آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی» است. به نظر من این موضوعات آن‌قدر مهم هستند که مهندس دژاکام آن‌ها را به‌عنوان یک دستور جلسه مستقل در نظر گرفته‌اند تا اعضای کنگره یک هفته درباره آن صحبت کنند.

در واقع اگر من آداب معاشرت را یاد نگیرم، شاید اصلاً نتوانم به درمان اعتیاد برسم و حتی ممکن است به ترک هم نرسم. اتفاقی که برای منِ مصرف‌کننده بیرون از این در می‌افتاد این بود که فقط به منافع خودم فکر می‌کردم و بسیاری از اصول آداب معاشرت را رعایت نمی‌کردم. نمی‌گویم هیچ‌کدام را، اما حداقل پنجاه درصد آن‌ها را رعایت نمی‌کردم.

ما در کنگره یاد می‌گیریم که درمان فوق ترک است و تعادل فوق درمان. این یکی از نکات بسیار مهم کنگره است. موضوع دیگری که در کنگره اهمیت زیادی دارد و به‌خوبی در سلسله‌مراتب آن رعایت می‌شود، بحث ادب است.

ممکن است من شصت یا هفتاد سال سن داشته باشم، اما اگر راهنمایی بیست، سی یا چهل ساله داشته باشم، نهایت ادب و احترام را نسبت به او رعایت می‌کنم؛ چه در صحبت کردن، چه در پیام دادن و چه در برخوردهای روزمره. حتی اگر از فاصله دور او را ببینم، سعی می‌کنم احترام لازم را حفظ کنم.

ما این رفتارها را به‌صورت عملی یاد می‌گیریم. برخورد آقای بهروز را با آقای زرکش می‌بینم و همان شیوه برخورد را با آقای بهروز انجام می‌دهم. این اتفاق در کنگره رخ می‌دهد و در واقع مهم‌ترین سلاحی که مرا به درمان اعتیاد می‌رساند، سلاح محبت است.

من یک مثلث برای خودم ترسیم کرده‌ام که در رأس آن محبت قرار دارد و دو ضلع دیگر آن خدمت و بخشش هستند. در لژیون به بچه‌ها گفتم که انگار یک اسلحه به کمر من بسته شده و گلوله‌های آن محبت هستند. هر بار که در مسیر زندگی به پیچ‌های مختلف می‌رسم، نیروهای بازدارنده و منفی را می‌بینم که در کمین نشسته‌اند. برای اینکه این نیروها به من نزدیک نشوند، سلاح محبت را همراه خود دارم.

در کوله‌باری که از کنگره جمع‌آوری کرده‌ام، خدمت و بخشش نیز وجود دارند. این دو مانند نارنجک عمل می‌کنند؛ هر جا احساس کنم نیروهای منفی بیش از حد به من نزدیک شده‌اند، از خدمت و بخشش استفاده می‌کنم. وارد کنگره می‌شوم، خدمتی می‌گیرم و انرژی خود را صرف خدمت خالصانه و صادقانه می‌کنم. منظورم از بخشش نیز همان صفت بخشش است؛ بخشش خالصانه و بدون توقع.

در سفر اول، آرام‌آرام این ابزارها را جمع‌آوری می‌کنم و برای خودم این مثلث را می‌سازم. هرچقدر رشد کنم، آموزش بگیرم و روی خودم کار کنم، نیروهای منفی هم بیکار نمی‌نشینند. به نظر من این نیروها صبر و تحمل بسیار زیادی دارند و گاهی پنج یا ده سال در کمین می‌مانند تا در زمان مناسب ضربه خود را وارد کنند.

به همین دلیل هیچ‌گاه در سفر نمی‌توانم دچار منیت شوم و بگویم که فلان موضوع برای من کاملاً حل شده است. همیشه باید حواسم کاملاً جمع باشد و این سه سلاح؛ یعنی محبت، خدمت و بخشش را همراه خود داشته باشم.

وقتی سفرم را آغاز می‌کنم، به‌تدریج به جایی می‌رسم که فقط در کنگره، کنگره‌ای نیستم؛ بلکه بیرون از این در هم رفتار و آموزش‌های کنگره را در زندگی خود اجرا می‌کنم. این فرصت ارزشمند در کنگره به من داده می‌شود.

شاید زندگی واقعی مانند یک تئاتر باشد که اگر اشتباهی در آن انجام دهم، امکان بازگشت وجود نداشته باشد؛ اما در کنگره این فرصت را دارم که اشتباهاتم را اصلاح کنم. مانند زمانی که کارگردان می‌گوید: «این صحنه را دوباره اجرا کنید.» راهنما نیز همین فرصت را در اختیار من قرار می‌دهد؛ گاهی یک پله مرا به عقب برمی‌گرداند تا بتوانم آن را درست طی کنم و سپس مرا به پله بالاتر هدایت می‌کند.

این بستر و این فرصت در کنگره فراهم شده است. شاید بیرون از این در هم بخواهم خدمت کنم، اما همیشه شرایط فراهم نباشد و حتی ممکن است دیگران برداشت‌های نادرستی داشته باشند. اما در کنگره از آبدارخانه گرفته تا نگهبانی، مرزبانی و سایر خدمت‌ها، فرصت خدمت برای همه فراهم است.

به‌ویژه در نمایندگی تازه‌تأسیس و نسبتاً کوچک لواسان، این فرصت‌ها بیشتر دیده می‌شوند. قبلاً هم در مشارکت‌هایم گفته‌ام که زمانی در یکی از شعب اصفهان استاد جلسه بودم. آن جلسه عمومی بود و وقتی اعلام کردم که جلسه برای مشارکت باز است، فکر می‌کنم حدود نود نفر دستشان را بالا بردند. بنابر این در این نمایندگی مشارکت کردن بسیار راحت و قابل دسترس است و سعی کنید از این نعمات و امکانات نهایت استفاده را ببرید.

ممنون از اینکه به صحبت های من توجه کردید.

 

 

با احترام مسافر علیرضا

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .