سلام دوستان رقیه هستم یک همسفر:
امروز هر ثانیه از آرامش و حال خوشی که تجربه میکنم، مدیون لطف خداوند و وجود ارزشمند کنگره۶۰ هستم. روزی برادرم کنگره را برای درمان مسافرم به من معرفی کرد؛ در آن زمان، من بیش از مسافرم نیازمند درمان بودم.
هنوز ۷ ماه بیشتر از پر کشیدن دخترم که تمام دنیای من بود، نگذشته بود. دوری او چنان مرا در غم و تاریکی فرو بردهبود که دیگر توان ادامه دادن نداشتم؛ درست در همان روزها بود که خداوند مسیر کنگره را پیش روی من قرار داد.
از همان لحظهای که قدم به کنگره گذاشتم، حس کردم وارد مکانی متفاوت شدهام؛ مکانی که بوی عشق، محبت، آموزش و امید میدهد، جایی که توانستم آرامآرام خود را پیدا کنم.
اکنون با تمام وجود آرزو میکنم روزی فرا برسد که پس از رسیدن به حال خوش و رهایی مسافرم، من نیز بتوانم بخشی از محبت و عشقی را که از کنگره دریافت کردهام، به دیگران هدیه دهم و با خدمت، زکات این نعمت بزرگ را ادا کنم.
از خداوند مهربان بینهایت سپاسگزارم که راه کنگره را برای من و مسافرم باز کرد تا بتوانیم آموزش بگیریم و قدمبهقدم در مسیر صراط مستقیم حرکت کنیم و به حال خوش پایدار دست پیدا کنیم.
نویسنده: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهاردهم)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهاردهم)
ویرایش و ارسال: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی دهخدا قزوین
- تعداد بازدید از این مطلب :
65