چهارمین جلسه از دوره دوازدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی زالپارس به استادی راهنمای تغذیه سالم همسفر نگین، نگهبانی همسفر زهرا و دبیری همسفر مرضیه با دستور جلسه؛ «آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی» روز یکشنبه ۱۷ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز بهکار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
«از بیادبی کسی به جایی نرسید
دریاست ادب که هر گدایی نرسید
سر رشته ملک پادشاهی، ادب است
تاجیست که جز به پادشاهی نرسید»
ارکان اصلی شخصیتِ مثبتِ هر فرد، «آداب معاشرت»، «ادب» و «تعادل» است. در مجموع، به رفتارهایی که ما هنگام روبهرو شدن با یک فرد یا افراد دیگر برای رعایت احترام، نشان میدهیم که باعث صمیمیت و دوستی میشود، «آداب معاشرت» میگویند. رفتارهایی مانند: نزدیک شدن، دستدادنِ محکم، سلام کردن، کنترل خشم، پوشیدن لباس مرتب و استفاده از کلمات مؤدبانه.
نکته مهمی که در رابطه با آداب معاشرت باید بگویم این است که ما باید گذشت داشته باشیم و در مواجهه با افرادی که آداب معاشرت نمیدانند، تا حد امکان سکوت کنیم، مورد بعدی «ادب» است به مجموعه رفتارهایی که در ارتباطات انسانی نقش بسزایی دارند، ادب میگویند. ادب و نزاکتِ انسان، گویای شخصیت و شعور اوست.
میگویند: «اول ادب بیاموز، بعد با ادب زندگی کن»، زیرا ادب مانند عطری است که ما برای خود استفاده میکنیم؛ اما دیگران نیز از آن لذت میبرند. هر فرد، با ادبِ خود از اتفاقات ناخوشایند جلوگیری میکند. کسی که در برخوردهایش نمیتواند مؤدب باشد، یعنی در رفتارش «تعادل» ندارد.
در گام اول باید ببینیم تعادل چیست؟ تعادل یعنی: پایداری. رسیدن به تعادل یعنی: رسیدن به تعالی. ما باید تعادل را در همه سطوح حفظ کنیم، چه در بدی و چه در خوبی. چرا که خوبیِ بیش از حد نیز باعث ایجاد تخریب در طرف مقابل میشود؛ چنانکه میگویند: «خوبی که از حد بگذرد، نادان خیال بد کند». ما میتوانیم با یک حرکت یا حرف ساده، دشمن را به دوست تبدیل کنیم.
یکی از مواردی که مانع پیشرفت میشود، از بین رفتن تعادل در زندگی روزمره است. برای حفظ تعادل، کارهایمان را باید اولویتبندی کنیم یعنی: اهداف و ارزشهایمان را سرتیتر کارهایمان قرار دهیم؛ گاهی ما زمانی مفهوم تعادل را درک میکنیم که آن را از دست داده باشیم. ما همگی وقتی تعادل خود را از دست دادیم، وارد کنگره شدیم.
کنگره به ما نگفت تعادل این است و تو بیا آن را سرلوحه زندگی خود قرار بده؛ بلکه به ما آموخت «تو یک موجود ارزشمند هستی، عاشق خودت باش، خودت را ببخش و دوباره شروع کن» ما بارها زمین خوردهایم و بارها بلند شدیم و کنگره، ابزارهای رسیدن به آرامش را که همان تعادل و ادب است، به ما نشان داد.
هرگاه از کوره در میرویم، عصبی میشویم، ناسزا میگوییم یا به هر ضدِارزش دیگری پناه میبریم، ناگهان جرقهای در ذهنمان ایجاد میشود و آموزههای جهانبینی «کنگره۶۰» را به یاد میآوریم. یادمان میآید که باید همانجا «اِستُپ» کنیم، یک نفس عمیق بکشیم و به خودمان زمان بدهیم؛ هیچگاه با عصبانیت تصمیم نگیریم. ما قرار نیست با هر کسی مثل خودش رفتار کنیم؛ بلکه فقط و فقط باید شبیه خودمان رفتار کنیم.
در این مسیر بهتدریج همه اطرافیان متوجه تغییرات ما شدهاند و دائم میپرسند: «کجا میروی؟ چه کلاسی میروی؟ چه آرام شدهای». ما در این مکان مقدس به این درک رسیدهایم که در مسائل دیگران دخالت نکنیم، غیبت نکنیم و موضوعی را که به ما ربطی ندارد، دنبال نکنیم. باید بدانیم که ادب، جاذبه میآورد و بیادبی، دافعه. سخنان خود را با خواندن یک رباعی از جناب سعدی، خاتمه میدهم:
کردم از عقل سؤالی که بگو ایمان چیست؟
عقل بر گوش دلم گفت: ایمان، ادب است
آدمیزاد اگر بیادب است، انسان نیست
فرق بینِ بنیآدم و حیوان، ادب است.
ورود به سفر دوم جهانبینی ۳٠ سیدی همسفر عذرا (لژیون ششم)

رهایی همسفر خدیجه (مسافر تغذیه سالم) با راهنمایی همسفر نگین


مرزبان کشیک: همسفر راضیه
عکس: همسفر بتول رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم)
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون سوم)
ویرایش: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم) دبیر سایت
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر اکرم نگهبان سایت
همسفران نمایندگی زالپارس مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
226