انسان باید در تمامی لحظات فردی واجتماعی، به آداب معاشرت و رفتار صحیح خود توجه کند. وقتی در معاشرت رسم ادب باشد، حس خوب و آموزش دریافت میکنیم و از کنار هم بودن لذت میبریم. در هر مرحلهای از زندگی، بایستی قوانین مربوط به آن رعایت شود؛چون هر لحظه ما در حال آموزش گرفتن هستیم.
مسئله ادب خیلی مهم است. کسی که ادب دارد، حتماً تعادل دارد و همیشه مراقب رفتار و گفتارش است.
اولین چیزی که ما باید یاد بگیریم و به فرزندانمان یاد بدهیم، ادب است؛ و آب از سرچشمه گلآلود میشود. هر جایی که ادب باشد، بیادبی جایگاهی ندارد.
به قول گذشتگان: «ادب از که آموختی، از بیادبان»؛ یعنی،کارهایی که یک فرد بیادب انجام میدهد، من تکرار نکنم. اگر من گستاخی کنم، باعث میگردد که در هیچ مکانی به من احترامی گذاشته نشود. من گاهی با درست صحبت نکردن خود، باعث میشوم طرف مقابل آزردهخاطر شود و این رفتار، متقابلاً به خودم برمیگردد.
اگر فردی به هر دلیلی در زندگی رفتارهای اشتباهی از او سر میزند، بایستی با ادب با او صحبت کرده و به طرف مقابل احترام بگذارم و صدای خود را بالا نبرم؛ و مطمئن باشم همین احترام گذاشتن، به خودم باز میگردد.
من باید یاد بگیرم در زندگی این نکات را انجام بدهم تا بتوانم در بیرون هم این عمل را رعایت کنم، تا فرزندان من هم یاد بگیرند و ادب را سرلوحه زندگی خودشان قرار دهند.
درکنگره من متوجه شدم که ادب یک نوع نگرش و جهانبینی است که در تمام رفتارهای انسان نمود پیدا میکند.
ادب یعنی، جایگاه خود را بشناسم، به حقوق دیگران احترام بگذارم و در هر شرایطی حرمت انسانها را حفظ کنم. به عنوان یک همسفر، پیش از آشنایی با کنگره، به دلیل مشکلات و آسیبهایی که اعتیاد در خانواده ایجاد کرده بود، گاهی دچار بیتعادلی در رفتار و گفتارم میشدم.
نگرانی، ترس، خشم و ناامیدی در من باعث شد نتوانم ارتباط درستی با اطرافیان برقرار کنم؛ اما آموزشهای کنگره به من آموخت که برای رسیدن به آرامش، ابتدا باید تعادل را در درون خود ایجاد کنم.
آداب معاشرت تنها در برخورد با افراد بیرون خانه نیست؛ بلکه در نحوه رفتار با اعضای خانواده، مسافر خود، راهنما، هملژیونیها، حتی در رعایت قوانین و حرمتهای کنگره نیز معنا پیدا میکند.
گوش دادن به صحبت دیگران بدون قضاوت، احترام به عقاید متفاوت، رعایت نظم و وقتشناسی، از نشانههای ادب هستند. بیادبی فقط استفاده از کلمات نامناسب نیست؛ گاهی بیتوجهی به احساسات دیگران، دخالت در امور دیگران، رعایت نکردن حرمتها و نپذیرفتن مسئولیتهای خود نیز نوعی بیادبی محسوب میشود. زمانی که انسان از تعادل خارج میشود، معمولاً رفتارهای او نیز تحت تأثیر قرار میگیرد و ممکن است ناخواسته به خود و دیگران آسیب برساند.
تعادل،به این معنا است که همه چیز درست، اندازه و به موقع انجام شود؛ ولی انسان گاهی دچار اشتباه میشود و تعادل زمانی که نباشد، بیتعادلی جای آن را خواهد گرفت و مشکلات زیادی را در زندگی به وجود میآورد.
کنگره ۶۰ به من آموخت که تعادل یک مسیری است که باید هر روز در آن حرکت کنم. هرچه آموزش بیشتری بگیرم و آن را در زندگی به کار ببرم، به تعادل نزدیکتر میشوم و ادب در رفتار و گفتارم بیشتر نمایان میشود؛ و هرچه میزان دانایی ما افزایش پیدا کند، رفتارهای ما متعادلتر و محترمانهتر میشود. انسانی که به تعادل رسیده باشد، در برخورد با مشکلات و ناملایمات واکنشهای سنجیدهتری نشان میدهد و از افراط و ضد ارزش دوری میکنند. ادب، نشانه دانایی و آگاهی انسان است و تعادل، ثمره آموزش، تفکر و عمل سالم است که ما را به سوی حال خوش، آرامش و رضایت حقیقی از زندگی رهنمون میسازد.
نکات ریزی،که از این دستور جلسه (آداب معاشرت)در کنگره آموختم، خیلی از آنها را نمیدانستم و اصلاً به آنها توجهی نمیکردم که با آموزش جهانبینی در کنگره، به آن آگاهی پیدا کردم؛ مثلاً نحوه لباس پوشیدن، وضعیت ظاهری، آداب غذا خوردن، چگونه رفتار کردن در جایگاه میزبان بودن، در مقابل بزرگترها برای دست دادن پیشقدم نشدن و خیلی نکات ریز دیگری که مرا تحت تأثیر قرار داده است. از آقای مهندس بابت تمام آموزشهایشان خیلی خیلی سپاسگزارم و برای ایشان از خداوند طول عمر با عزت را خواستارم.
نویسنده:همسفر فاطمه.خ رهجوی راهنما همسفر ام البنین (لژیون جونز)
رابط خبری:راهنما جونز همسفر ام البنین
ارسال: همسفر زهرا.خ رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم)
نمایندگی همسفران زاهدان
- تعداد بازدید از این مطلب :
9