English Version
This Site Is Available In English

هنر زندگی یافتن تعادل نسبی است

هنر زندگی یافتن تعادل نسبی است

جلسه پنجم از دوره دوم جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی سنایی با استادی همسفرهدی و نگهبانی همسفر نرگس و دبیری همسفر مریم با دستور جلسه «آداب معاشرت،ادب و بی ادبی ،تعادل و بی تعادلی »روز یکشنبه 17خرداد ماه 1405ساعت۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد

خلاصه سخنان استاد:

انسان آمیزه‌ای از تضادهاست و هنر زندگی، یافتن تعادل نسبی است. در کلام‌الله واژه «امت وسطا» استفاده می‌شود؛ یعنی جامعه‌ای خوب جامعه‌ای است که تعادل داشته باشد. ادب و تعادل از جزئی‌ترین حرکات ما آغاز می‌شود. نحوه راه رفتن ما نه‌تنها بر سلامت جسمانی و فیزیولوژی ما اثر می‌گذارد و می‌تواند از آرتروز و آسیب‌های ستون فقرات جلوگیری کند، بلکه پیام‌آور شخصیت ما نیز هست. در قرآن آمده است که روی زمین با غرور و متکبرانه راه نرو. همین توصیه نشان می‌دهد که حتی ساده‌ترین رفتارهای روزمره نیز می‌تواند حامل معنا و ارزش باشد. وقتی انسان در حرکت‌های کوچک خود وقار و تعادل را رعایت می‌کند، در واقع نشانه‌ای از نظم درونی و آرامش فکری را بروز می‌دهد. بنابراین ادب تنها یک مفهوم اجتماعی نیست، بلکه از رفتارهای بسیار ساده و روزمره آغاز می‌شود و به تدریج در همه ابعاد زندگی گسترش می‌یابد.

در آداب غذا خوردن نیز این تعادل به‌وضوح پیداست. پر کردن بشقاب از انواع غذاهای ناسازگار نه‌تنها به جسم آسیب می‌زند، بلکه نشان‌دهنده ولع و بی‌تعادلی درونی است. کسی که در کلامش تعادل ندارد، در اندیشه‌اش نیز متزلزل است. این نگاه در تمام شئون اجتماعی ما جاری است و تنها به یک رفتار محدود نمی‌شود. وقتی میزبان هستیم، اوج ادب و تعادل آن است که لقمه‌هایمان را با سرعت مهمان تنظیم کنیم و تا زمانی که او دست از غذا نکشیده است، ما نیز همراهی‌اش کنیم تا احساس شرم نکند. این رفتار ساده در حقیقت نوعی توجه به کرامت و احساسات دیگری است. چنین رفتاری نشان می‌دهد که ادب تنها مجموعه‌ای از قواعد ظاهری نیست، بلکه ریشه در درک متقابل و احترام به انسان‌ها دارد. در اینجا تعادل به معنای توجه هم‌زمان به خود و دیگری است.

در سطح جامعه نیز رعایت قوانین ساده‌ای چون ایستادن در صف با فاصله مناسب، پارک نکردن در حریم دیگران و نریختن زباله، تجلی همان احترام به کرامت انسانی است. این رفتارهای ساده در ظاهر کوچک به نظر می‌رسند، اما در واقع پایه‌های نظم اجتماعی را شکل می‌دهند. یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های امروز مسئله حریم خصوصی و اعتماد است. ژان ژاک روسو معتقد بود که اعتماد شیرازه جوامع انسانی است. بدون اعتماد، روابط اجتماعی شکننده می‌شوند و همکاری میان افراد کاهش می‌یابد. در کلام‌الله نیز گفته شده است «ولاتجسسوا»؛ یعنی در امور یکدیگر تجسس نکنید. این توصیه نشان می‌دهد که حفظ حریم خصوصی دیگران نه‌تنها یک اصل اخلاقی، بلکه یک ضرورت اجتماعی برای حفظ اعتماد و آرامش در جامعه است.

تجسس در گوشی موبایل همسر یا فرزند، چک کردن‌های مداوم و کنترل‌های نامحسوس، نشان‌دهنده ویرانی بنای اعتماد و اوج بی‌ادبی به حریم شخصی یک انسان است. اگر تربیت اصولی باشد و فضای خانه با گفت‌وگو، تماشای فیلم با هم و جویا شدن واقعی حال یکدیگر گرم شود، نیازی به پلیس‌بازی نیست. در چنین فضایی اعضای خانواده احساس امنیت و اعتماد می‌کنند. کسی که ذات و فلز وجودی‌اش سالم باشد، خیانت نمی‌کند و نیازی به پنهان‌کاری ندارد. در مقابل، کسی که دائم در حال کنترل دیگران است در واقع بی‌تعادلی و ناامنی درونی خود را آشکار می‌کند. این نوع رفتارها بیش از آنکه نشانه مراقبت باشد، بیانگر اضطراب و بی‌اعتمادی است. بنابراین ایجاد فضای سالم در خانواده بیش از هر چیز به گفت‌وگو، احترام و اعتماد متقابل نیاز دارد.

اما چرا انسان‌ها بی‌ادبی می‌کنند؟ چرا حریم می‌شکنند و چرا بدقولی می‌کنند؟ هیچ‌کس دانسته و از روی عمد بدی نمی‌کند. تمام بدبختی‌های بشر از جهل است. نود درصد مشکلات و سوءتفاهم‌ها تنها با یک گفت‌وگوی ساده و آگاهی‌بخش حل می‌شود. مشکل زمانی رخ می‌دهد که در یک جامعه لغات و مفاهیم جابه‌جا شوند و ارزش‌ها معنای اصلی خود را از دست بدهند. زمانی که به فرد رشوه‌بگیر، اختلاس‌گر و خائن به اموال مردم صفت «زرنگ و تیز» داده شود، یعنی جامعه تعادل معنایی خود را از دست داده است. در چنین وضعیتی تشخیص درست از نادرست دشوار می‌شود.

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .