English Version
This Site Is Available In English

درمان روان، انسان را به تعادل می‌رساند

درمان روان، انسان را به تعادل می‌رساند

جلسه هشتم از دوره چهل و دوم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ عمان‌ سامانی شهرکرد به استادی همسفر معصومه، نگهبانی همسفر سمانه و دبیری همسفر زهره با دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی» روز يکشنبه 17خردادماه ۱۴۰۵ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

دستور جلسه امروز در مورد «آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی» است. من ابتدای صحبتم خواستم بگویم که آقای مهندس حسین دژاکام می‌فرمایند: «هیچ انسانی بد نیست.» و اگر شخصی  بی‌ادبی از او سر بزند یا آدابی را رعایت نکند؛ بر‌می‌گردد به آموزشی که ما می‌گیریم و ما این‌جا هستیم که آموزش ببینیم، آگاهی و دانائی خودمان را بالا ببریم.

در مبحث آداب معاشرت به کلمه تعادل برمی‌خوریم که تعادل از کلمه عدالت می‌آید؛ یعنی هر چیزی سر جای خودش به صورت پایدار قرار گرفته باشد. آقای مهندس حسین دژاکام فرمودند: در مبحث اعتیاد در ابتدا ترک اعتیاد را بیان کردیم که اعتیاد به صورت سقوط آزاد، یا رها شدن و مواد به صورت ناگهانی باید ترک شود که در این روش هم جسم و هم روان، بیمارمانده بود و شخص کاملا به تعادل نمی‌رسید. برای همین درمان اعتیاد را بیان کردند و فرمودند که اعتیاد باید درمان شود؛ چون یک بیماری به حساب می‌آید و در بحث درمان اعتیاد، فقط جسم انسان  درمان می‌شد و با جهان‌بینی شروع به درمان روان انسان کردند؛ درمان روان است که انسان را به تعادل می‌رساند، برای همین فرمودند: «درمان، فوق ترک و تعادل، فوق درمان است.»  این‌که بگوییم بی‌تعادلی فقط در مصرف‌کنندگان است اصلا این‌طور نیست، چون در زندگی عادی و روزمره خودمان آدم‌هایی را می‌بینیم که ثروت خیلی زیادی دارند یا تحصیلات خیلی بالایی دارند ولی از تعادل برخوردار نیستند؛ با رفتارهایشان انسان را می‌رنجانند یا باعث آزار و اذیت دیگران می‌شوند.

آقای مهندس حسین دژاکام، این دستور جلسه را قرار دادند که متوجه شویم ادب یعنی چه؟ آداب یعنی چه؟ من خودم تا قبل از این‌که وارد کنگره شوم، همیشه فکر می‌کردم ادب یعنی خیلی محترمانه حرف زدن و برخورد کردن؛ فقط در حرف زدن و برخورد کردن ادب را می‌دانستم. در کنگره آموزش گرفتم که من هر کاری  که بخواهم انجام دهم، باید آداب مخصوص به آن کار را بلد باشم و وقتی که آن آداب را بلد باشم و طبق آن آداب، کارم را انجام دهم یک انسان با‌ادبی هستم. اگر من این تعادل را داشته باشم می‌توانم در همه کارهایم آداب آن کار را درست انجام دهم. این آداب در تمام زندگی روزمره ما وجود دارد. در همه کارهایمان ادب و آداب را می‌بینیم؛ مثلا غذا خوردن، نشستن و برخاستن، صحبت کردن، راه رفتن و ... همه این‌ها یک آداب مخصوص به خودشان را دارند و من وقتی آداب را به‌جا آورم در واقع به خودم لطف کردم و اگر آداب این‌ها را رعایت نکنم، به خودم ضرر زدم. همان‌طور که آقای مهندس حسین دژاکام فرمودند؛ وقتی آداب نشستن رعایت نشود و به طرز بد بنشینم ممکن است کمر‌درد بگیرم و یا موقع راه رفتن اگر بد راه بروم ممکن است پا درد بگیرم.

من اگر هنگام صحبت کردن به‌گونه‌ای صحبت کنم که هر بار با طرز گفتارم یک آسیبی به‌وجود آورم این یعنی این‌که من آداب صحبت کردن را بلد نیستم و در صحبت کردن ادب ندارم. من باید متناسب با هر جایگاه  و هر شخصی که در مقابل من قرار گرفته و می‌خواهم با او صحبت کنم، آداب را رعایت کنم. خیلی‌ها عادت کردند خیلی عامیانه صحبت می‌کنند یا به هر کس می‌رسند از کلمات جانم، عزیزم، عشقم، فدایت‌شوم و...استفاده می‌کنند؛ باید یاد بگیریم که صحبت کردنمان به چه صورت باشد و کجا از چه کلماتی استفاده کنیم. وقتی در لژیون قرار می‌گیریم طبق فرموده آقای مهندس حسین دژاکام، باید حرمت بین راهنما و رهجو رعایت شود و من هیچ‌وقت برای راهنمای خودم از کلمه راهنمای عزیزم استفاده نکردم؛ چون این احترامی که من قائل می‌شوم او را در جایگاه راهنما و مربی من بودن، قرار می‌دهد و باعث می‌شود که خودم آموزش بگیرم. آقای مهندس حسین دژاکام فرمودند: «من باید راهنمایم را در جایگاهی که هست،  حفظ کنم» یعنی از کلمات جان و یا عزیزم استفاده نکنم.

وقتی من تمام کار‌هایی را که انجام می‌دهم؛ آداب آن را رعایت کنم، می‌توانم به خود ببالم که انسان با‌ادبی هستم. رعایت آداب باعث می‌شود من به تعادل لازم در زندگی برسم که در‌واقع به خودم کمک کرده‌ام. این‌که من در جایی از شخصی بی‌ادبی ببینم، باید این را با خود تکرار کنم که آداب را رعایت نکردن؛ نشانه بدبودن آن شخص نیست و هر شخصی باید در هرجایگاهی که قرار می‌گیرد؛ اول آموزش ببیند، آداب آن را یاد بگیرد و بعد با رعایت کردن آن آداب به تعادل برسد.

مرزبانان کشیک: همسفر مریم و مسافر ایوب
تایپیست‌: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر مهشید رهجوی راهنما همسفر آمنه (لژیون دوم)
ارسال:همسفر زری، مرزبان خبری
همسفران نمایندگی عمان سامانی شهرکرد
 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .