یازدهمین جلسه از دوره چهل و چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰نمایندگی نیما یوشیج بهشهر، به استادی مسافر جواد،نگهبانی مسافر محمد جواد و دبیری مسافر غلامرضا با دستور جلسه(آداب معاشرت،ادب و بی ادبی،تعادل و بی تعادلی)در روز یکشنبه مورخ ۱۴۰۵/۰۳/۱۷ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان جواد هستم یک مسافر،سپاسگزار خداوند متعادل هستم،تشکر می کنم از آقای مهندس و خانواده محترمشان.از تمامی خدمتگزاران نمایندگی ،ایجنت محترم و گروه مرزبانی که زحمات زیادی جهت برپایی مسیر درمانی در کنگره می کشند کمال تشکر و قدردانی را دارم.ضمن اینکه از راهنمای سفرم،آقا جعفر ممنونم که در این راه یار من بودند. همچنین آقا بهرنگ که چراغی فروزان در کنگره برای من و مسافران بسیاری بودند سپاسگزارم.خداقوت به همه ی خدمتگزاران نمایندگی که در هر قسمتی با عشق و محبت زیادی در حال خدمتند.
در رابطه با دستور جلسه و تأثیر آن روی من،مطالب زیادی مطرح است.ابتدا باید دید آقای مهندس به چه دلیل این واژگان را در کنار هم قرار می دهند و چه ارتباطی با هم دارند.درس بزرگی که مهندس همواره در کنگره به ما می دهند و از مهمترین آنها این است که من سفر اولی که با حال خراب قدم به کنگره می گذارم و از تمامی آموزش های کنگره بهره می برم.به عنوان یک رهجو و انسانی که وارد کنگره می شود، آنچه که اهمیت دارد به تعادل رسیدن من است.
تعادل یک کلید می خواهد و آن کلید ادب است.اولین چیز برای کسی که وارد کنگره می شود آموزش آداب کنگره ای بودن است.ما وارد کنگره شدیم آن هم با حال خراب و هیچشناختی از آداب مرسوم کنگره نداشتیم،آرام آرام با این آداب آشنا شدیم.اولین چیزی که در کنگره خوب بودن و ادب را به من گوشزد کرد نظم بود.نظم به من یاد داد که پله پله ادب در من شکل بگیرد.
دفتری در کنگره داریم،افتخار داشتم شش ماه رهجوی آقا بهرهنگ باشم،ایشان به من گفتند تا نه جلسه باید بیایی قبل از ساعت پنج این دفتر را امضا کنید.اگر این نه جلسه را با موفقیت رد کردید در ادامه میتوانید سفر خوبی را داشته باشید.و این اتفاق افتاد و به خوبی در برنامه قرار گرفتم.وقتی نظم در کنگره جاری می شود،یک رهجو خود به خود منظم می شود و پارامتری های دیگر خودش را نشان می دهد.به مرور ادب و تعادل هم می آید.اینجا یک عاملی مانع ادب می شود و آن هم بی ادبی است.
عاملی که در مسیر ادب قرار می گیرد نیروی منفی است که بی ادبی را تقویت می کند.کنگره مثلثی را معرفی کرد تحت عنوان تفکر،تجربه و آموزش و مثلث دیگری هم در مقابل آن وجود دارد تحت عنوان ترس،منیت و ناامیدی.تنها چیزی که در کنگره به ما یاد داده میشود،این مثلث باید در نظر گرفته شود و اجرایی شود.چیزی که من در کنگره درک کردم و به آن رسیدم،ادب انسان را قوی و نیرومند می کند.در واقع محترم شمردن جایگاه راهنما و مرزبانان و خدمتگزاران کنگره چیزی است که با آموزش قوانین کنگره ،در مقابل نیروی بازدارنده ای که سدی در مقابل سفر ماست،جدی بایستیم که در غیر این صورت سفرمان خراب خواهد شد.
آداب کنگره ای بودن باعث می شود که درست سفر کنیم و در مقابل نیروهای بازدارنده خوب عمل کنیم.برای من اتفاقات زیادی در این مورد افتاد.مثلا بحث سیگار که مهمترین موضوع است.خیلی از نیروها بودند که مدام به من می گفتند نمیتوانی در سیگار درمان شوی ولی من این مرحله را پشت سر گذاشتم و در حال حاضر خیلی راضی هستم که توانستم در کنگره هم درمان سیگار شوم و هم مواد و این دو موضوع را کاملا حل کردم.
در مورد ادب،گفته می شود اگر ادب داشته باشید،البته منظورم همان آداب کنگره ای بودن است که اگر دارا باشید معاشرتتان هم درست می شود.درست صحبت می کنید و احترام میگذارید.من در لژیون که بودم در سه ماه اول با راهنما در جدل بودم و مدام هر حرفی که میزد گارد می گرفتم و اعتراض می کردم،اجازه گرفتن بلد نبودم و در حرف دیگران می پریدم.همه ی این ها را راهنما در من اصلاح کرد و این در سفر من خیلی تاثیرگزار بود.
به نظر من در کنگره و بیرون از کنگره اگر معاشرت درست نداشته باشیم هیچ تعادلی نداریم.خیلی ها در بیرون از کنگره هستند که مصرف کننده مواد نیستند ولی تعادل ندارند، در بیان جملات مشکل دارند و باعث آزرده خاطری دیگران می شود.خیلی از انسان ها که در مسیرشان قرار میگیرند راهشان را کج می کنند و از ارتباط برقرار کردن طفره می روند.وقتی می گوییم معاشرت درستی ندارد یعنی نیروی منفی حال او را خراب می کند.
اگر بخواهیم در کنگره به تعادل برسیم باید مثلث دانایی را در خودمان پیاده کنیم که همان تفکر،تجربه و آموزش است،که چه در کنگره و چه بیرون از کنگره می توانیم زندگی خوبی داشته باشیم.خیلی خوشحال هستم که به کنگره آمدم چرا که الگوی خوبی در بیرون مشاهده کردم و توانست با رفتار و عملکرد معیاری که داشت مجابم کند تا قدم به کنگره بگذارم.انسان هایی که در مسیر من قرار گرفتند به طور کلی خوب بودند و در این راه زحمت کشیدند،تواستند مرا از این مسیر عبور دهند.
در حال حاضر که به عقبه نگاهی می اندازم تأثیراتی که کنگره بر روی من و خانواده ام و زندگی اجتماعی من گذاشت غیر قابل انکار است و روشنایی آن به وضوح در همه نقاط و تصمیمات من پیداست.مهمتر و فراتر از قبل و قبل تر از اینکه من کنگره ای باشم،این تاثیرات زندگی مرا زیر و رو کرد.سپاسگزار آقای مهندس هستم،چنانچه ایشان می فرماید ما باید پیوسته شکرگزار باشیم و قدردانی را به عمل بیاورم و این باعث می شود نعمات در زندگی بیشتر و کیفیت بهتری پیدا کند.

بسیاری از دوستان که در کنگره بودند و الان نیستند می توان گفت به نوعی قدردان نبودند و از مسیر خارج شدند.امیدوارم که همه عزیزانی که در کنگره هستند آن مسیری که آقای مهندس طراحی می کنند و چراغ راهشان باشد.ما از کسانی که پیشکسوتند آموزش میگیریم خواستار حال خوش و توفیق در خدمت برای همه این عزیزانیم .همیشه پیروی و مستدام باشید.ممنونم از اینکه به صحبت های من گوش کردید.
مرزبان خبری مسافر مسلم
عکاس:مسافر سبحان لژیون ششم
مسئول سایت مسافر محمد جواد لژیون هشتم
- تعداد بازدید از این مطلب :
103