به نام قدرت مطلق الله
جلسه پنجم از دوره سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی شوشتر، به استادی راهنمای محترم مسافر امید، نگهبانی مسافر اکبر و دبیری مسافر ایمان، با دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب و بیادبی» در روز یکشنبه مورخ ۱۴۰۵/۰۳/۱۷ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.
سلام دوستان، امید هستم، یک مسافر، خدا را شکر میکنم که امروز این فرصت را دارم تا بار دیگر در این جایگاه قرار بگیرم، این جایگاه را تجربه کنم و مطالب جدیدی بیاموزم. از نگهبان لژیون سردار نیز تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند. امروز خدمتگزاران شعبه از اعضای لژیون سردار هستند و من آرزو میکنم که همه دوستان بتوانند حضور در این جایگاه را تجربه کنند، به اعتقاد من، لژیون سردار یکی از جایگاههایی است که انسان را به سمت رشد و پیشرفت هدایت میکند. یکی از بزرگترین مشکلاتی که خود من داشتم، مسئله بخشش بود و در لژیون سردار بود که آموختم بخشش فقط در کلام نیست، بلکه باید در عمل نیز نمود داشته باشد. به همین دلیل آرزو میکنم همه دوستانم بتوانند این جایگاه ارزشمند را تجربه کنند.
جا دارد از راهنماهای شعبه شوشتر، جناب مهندس و تمامی عزیزانی که چنین بستری را فراهم کردهاند، قدردانی کنم. همچنین رهایی آقا امین، آقا علی، آقا علیاصغر و آقا حسین را تبریک میگویم و برای آنان آرزوی موفقیت دارم. شنیدن خبر دریافت اجازه پهلوانی توسط آقا امین نیز باعث خوشحالی فراوان من شد.
هر روز که میگذرد و رهاییهای بیشتری را در نمایندگی شوشتر مشاهده میکنم، امید و خوشحالی من بیشتر میشود. احساس میکنم درخت درمان اعتیاد در کنگره ۶۰ هر روز تنومندتر میشود و ثمرات ارزشمند آن، فرزندان همین شهر هستند که به رهایی و آرامش رسیدهاند، البته رهایی تنها یک قدم است و قدم بعدی، که به نظر من اهمیت بسیار زیادی دارد، خدمتگزاری است. انسان در جایگاه خدمتگزاری میآموزد که قدردان باشد. در سفر اول بیشتر دریافتکننده هستیم، اما در سفر دوم لازم است آنچه را آموختهایم تکمیل کنیم و بخشی از آن را نیز به دیگران انتقال دهیم. در این مرحله است که صفات ارزشمند در وجود انسان شکل میگیرد و ماندگار میشود.
اما در مورد دستور جلسه، همیشه برای من این سؤال وجود داشت که چرا بعضی از انسانها وقتی وارد جمعی میشوند، دارای انرژی مثبت، آرامش و متانت خاصی هستند و دیگران بهطور طبیعی جذب آنها میشوند. زمانی تصور میکردم آداب معاشرت فقط به گفتن عباراتی مانند «چاکرم» و «مخلصم» محدود میشود. حتی خود من نیز در این کار مهارت داشتم؛ در ظاهر احترام میگذاشتم، اما در دل احساس دیگری داشتم.
به مرور متوجه شدم که اصل موضوع چیز دیگری است. انسان باید بتواند ظاهر و باطن خود را به یکدیگر نزدیک کند. یعنی اگر به کسی احترام میگذارد، این احترام از قلب او سرچشمه بگیرد. اگر سخنی بر زبان میآورد، در درون نیز به آن باور داشته باشد.
به یاد دارم روزی آقا علی در لژیون میگفت: «رهجویی که مؤدب باشد، بخش بزرگی از مسیر درمان را طی کرده است.» امروز با تجربهای که در کنگره به دست آوردهام، به درستی این سخن ایمان دارم. افرادی که متواضعتر هستند، احترام دیگران را حفظ میکنند و باعث رنجش اطرافیان نمیشوند، معمولاً مسیر درمان را با کیفیت بهتری طی میکنند.
من خودم از آن دسته افرادی بودم که تغییر کردن برایم زمان زیادی برد. اما امروز میفهمم که هر زمان قلب و کلام انسان با یکدیگر هماهنگ شوند، مسیر درمان نیز هموارتر خواهد شد.
آداب معاشرت واقعی، صرفاً در الفاظ زیبا خلاصه نمیشود؛ بلکه در دوست داشتن واقعی انسانها، احترام قلبی به دیگران و صداقت در رفتار معنا پیدا میکند. زمانی که محبت و احترام از دل انسان برخیزد، در کلام و رفتار او نیز آشکار میشود و این همان چیزی است که باعث جذب دیگران میشود.
این ویژگی را بهخوبی میتوان در بسیاری از راهنمایان عزیز مشاهده کرد. راهنمایانی که در قلب اعضا جای دارند، زیرا میان گفتار، رفتار و احساس آنها هماهنگی وجود دارد و این موضوع بهخوبی قابل درک است.
همه ما در خانوادههایی بزرگ شدهایم که احترام گذاشتن را آموختهایم، اما باید بیاموزیم که احترام واقعی چیست و چگونه باید آن را در رفتار و گفتار خود به نمایش بگذاریم. لازم است الفاظ، شیوه صحبت کردن و نحوه برخورد خود را اصلاح کنیم و این موضوع نقش بسیار مهمی در رشد و درمان ما دارد.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، سپاسگزارم.
- تعداد بازدید از این مطلب :
30