English Version
This Site Is Available In English

کنگره ۶۰؛ جایی که انسان دوباره معنی زندگی را می‌فهمد

کنگره ۶۰؛ جایی که انسان دوباره معنی زندگی را می‌فهمد

سومین جلسه از دوره ششم سری کارگاه‌های آموزشی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی سنایی نیشابور، با استادی مرزبان محترم مسافر حسن، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر علیرضا با دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی» در روز یکشنبه 1405/03/17 رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، حسن هستم، یک مسافر.عرض ادب و احترام خدمت همه عزیزان دارم. خیلی خوشحالم که در جمع شما حضور دارم. خدا را شکر و سپاسگزارم که یک روز دیگر توفیق پیدا کردم زیر سقف کنگره باشم و بتوانم از آموزش‌های شما عزیزان بهره بگیرم و آن‌ها را در زندگی‌ام کاربردی کنم.از گروه مرزبانی عزیز و ایجنت محترم بسیار تشکر می‌کنم که بنده را لایق دانستند و برای خدمت در جایگاه استادی انتخاب کردند. همچنین از تمام عزیزانی که برای من زحمت کشیدند، مخصوصاً پیشکسوتان و قدیمی‌های کنگره، صمیمانه سپاسگزارم. امیدوارم این حس و حال خوبی که امروز دارم، نصیب همه شما عزیزان هم بشود و بتوانید در زندگی‌تان از آن استفاده کنید.
دستور جلسه این هفته «آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی» است. در سی‌دی‌های آقای مهندس هم مطرح می‌شود که موضوع تعادل و بی‌تعادلی مسئله بسیار مهمی است و واقعاً هم همین‌طور است. وقتی می‌گویند یک شخص باادب، متعادل است و یک شخص بی‌ادب، بی‌تعادل، کاملاً درست است.
اگر بخواهم به دوران مصرف خودم برگردم، واقعاً هیچ تعادلی در زندگی نداشتم. بی‌دلیل عصبی می‌شدم، زود از کوره در می‌رفتم و رفتارهای نادرستی داشتم. مخصوصاً به خاطر قرص‌هایی که مصرف می‌کردم، فشار زیادی روی اعصابم بود و واقعاً آدم عصبی و بی‌نظمی شده بودم. شاید بیرون از خانه کمی بهتر رفتار می‌کردم، اما داخل خانه افتضاح بودم؛ اصلاً بلد نبودم با همسر و فرزندم درست صحبت کنم و رفتار مناسبی داشته باشم.اما خدا را شکر، امروز به واسطه حضور در کنگره تازه دارم مزه واقعی زندگی را می‌فهمم. تازه دارم مفهوم تعادل را در زندگی‌ام حس می‌کنم. وقتی گذشته‌ام را به یاد می‌آورم، واقعاً از خودم خجالت می‌کشم که چه حرف‌هایی از دهانم بیرون می‌آمد و چه رفتارهایی داشتم. از خداوند ممنونم که مرا در این مسیر قرار داد و با این آموزش‌ها آشنا کرد.به نظر من یکی از مهم‌ترین دستور جلسات کنگره همین آداب معاشرت است؛ نه فقط برای ما مصرف‌کننده‌ها، بلکه برای همه انسان‌هایی که در جامعه زندگی می‌کنند. هر مکان و هر جمعی آداب خاص خودش را دارد و اگر انسان آن‌ها را رعایت کند، به او می‌گویند انسان باادب و متعادل.
آداب معاشرت شاخه‌های زیادی دارد؛ از صحبت کردن گرفته تا رفتار در خانه، محل کار، رانندگی، اداره، بانک و حتی نوع پوشش. انسان از نوع صحبت کردن و رفتار، شخصیت خودش را نشان می‌دهد. خیلی وقت‌ها فقط با چند دقیقه صحبت کردن می‌شود فهمید که یک نفر باادب هست یا نه.خود من قبل از ورود به کنگره شاید سیزده یا چهارده سال زندگی مشترک داشتم، اما شاید به تعداد انگشتان دست کنار خانواده سر سفره ننشسته بودم. اما الان سعی می‌کنم کنار خانواده باشم، با هم غذا بخوریم و وقت بگذرانیم. واقعاً دارم تأثیر این آموزش‌ها را در زندگی‌ام می‌بینم.حتی روی فرزندم هم تأثیر گذاشته است. امروز پسرم هر جا وارد می‌شود، با صدای بلند سلام می‌کند و این برای من بسیار ارزشمند است. این‌ها چیزهایی است که از آموزش‌های کنگره یاد گرفته‌ام.

یکی دیگر از مهم‌ترین بخش‌های آداب معاشرت، درست صحبت کردن است. انسان باید بداند در هر جایگاهی چگونه صحبت کند و چگونه رفتار کند. در جامعه، محل کار، اداره یا حتی داخل خانواده، هر جا آداب خودش را دارد و اگر انسان آگاه نباشد، ممکن است از روی نادانی باعث ناراحتی یا حتی آبروریزی شود.
آقای مهندس همیشه می‌گویند که ما آدم بد نداریم، فقط آگاهی و دانایی نداریم. خیلی از رفتارهای اشتباه ما از روی ناآگاهی بوده است. اما امروز در کنگره یاد می‌گیریم چگونه رفتار کنیم، چگونه صحبت کنیم و چگونه تعادل خودمان را حفظ کنیم.
من خودم قبلاً خیلی زود عصبانی می‌شدم و بارها به خاطر همین مسئله دچار مشکل شدم. اما امروز خدا را شکر خیلی تغییر کرده‌ام. شاید هنوز به آن تعادل کامل نرسیده باشم، اما دارم تلاش می‌کنم به آن نزدیک شوم و قبل از هر کاری، اول به آداب و اصول آن فکر کنم.
به نظر من یکی از مهم‌ترین دلایل موفقیت کنگره همین مسئله تعادل و جهان‌بینی است. اینجا فقط بحث قطع مصرف نیست؛ درمان واقعی اتفاق می‌افتد. در گذشته، حتی وقتی مصرف نمی‌کردم، همیشه ترس، استرس و وسوسه همراه من بود. اما امروز، حتی اگر مواد کنارم باشد، هیچ حسی نسبت به آن ندارم و این برای من بزرگ‌ترین معجزه است.
کنگره فقط مصرف را درمان نمی‌کند؛ انسان را به تعادل می‌رساند. وقتی انسان به تعادل برسد، در زندگی، خانواده، کار و روابط اجتماعی هم آرامش پیدا می‌کند.من همیشه سپاسگزار آقای مهندس و خانواده محترمشان هستم که چنین بستری را فراهم کردند. اگر امروز بدون استرس، بدون ترس و بدون وسوسه سر کار می‌روم و زندگی عادی دارم، همه‌اش لطف خدا و آموزش‌های کنگره است.امیدوارم تمام سفر اولی‌ها و تازه‌واردها با امید و پشتکار به درمان برسند و وارد سفر دوم شوند. به نظر من سفر دوم حتی مهم‌تر از سفر اول است، چون آنجا تازه مشخص می‌شود که انسان چقدر روی جهان‌بینی و تعادل خودش کار کرده است.من امروز بعد از سی‌وشش، سی‌وهفت سال تازه دارم معنی زندگی، آرامش و تعادل را می‌فهمم. اطرافیانم هم این تغییر را احساس می‌کنند و خودم هم کاملاً متوجه آن هستم. امروز اگر کسی حرفی بزند یا ناراحتم کند، دیگر مثل گذشته سریع عصبانی نمی‌شوم.باز هم از همه شما عزیزان تشکر می‌کنم و امیدوارم همه ما بتوانیم در مسیر آموزش، تعادل و خدمت حرکت کنیم.

ضبط صدا مسافر مهدی
عکس مسافر روح الله
تایپ مسافر علی
ویراستاری مسافر بهروز
لینک و انتشار خبر مسافر حمزه

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .