English Version
This Site Is Available In English

زمانی که انسان در مسیر زندگی به تعادل برسد، در تصمیم‌گیری‌ها، روابط، احساسات، تفکر و عملکرد خود به ثبات دست پیدا می‌کند

زمانی که انسان در مسیر زندگی به تعادل برسد، در تصمیم‌گیری‌ها، روابط، احساسات، تفکر و عملکرد خود به ثبات دست پیدا می‌کند

جلسه نهم از دور دوازدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی ویژه مسافران کنگره 60 نمایندگی قوچان با استادی مسافر احمد،نگهبانی موقت مسافر رجبعلی و دبیری مسافر ابراهیم  با دستور جلسه «آداب و معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی» یکشنبه 17 خرداد 1405 ساعت 17شروع به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان احمد هستم یک مسافر

سپاسگزارم از خداوند که بار دیگر این فرصت را در اختیار من قرار داد تا در جمع گرم و صمیمی کنگره ۶۰ حضور داشته باشم و از آموزش‌های این مکان مقدس بهره‌مند شوم، همچنین از ایجنت محترم، مرزبانان عزیز و تمامی خدمتگزاران کنگره ۶۰ تشکر می‌کنم که شرایطی را فراهم کردند تا بتوانم در این جایگاه قرار بگیرم و در کنار خدمت، آموزش نیز دریافت کنم، دستور جلسه امروز «آداب و معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی» است. دستور جلسه‌ای بسیار مهم و کاربردی که اگر به عمق آن توجه کنیم، متوجه خواهیم شد بخش بزرگی از مشکلات و ناهنجاری‌های فردی و اجتماعی انسان‌ها ریشه در ناآگاهی نسبت به همین موضوع دارد، جناب مهندس در آموزش‌های خود می‌فرمایند که تعادل به معنای پایداری است. زمانی که انسان در مسیر زندگی به تعادل برسد، در تصمیم‌گیری‌ها، روابط، احساسات، تفکر و عملکرد خود به ثبات دست پیدا می‌کند. بسیاری از مشکلاتی که ما در دوران مصرف با آن مواجه بودیم، ناشی از بی‌تعادلی در بخش‌های مختلف زندگی بود. در واقع مصرف مواد مخدر یکی از بارزترین نشانه‌های بی‌تعادلی است؛ زیرا فرد مصرف‌کننده در تفکر، جهان‌بینی، رفتار، روابط خانوادگی، وضعیت مالی و حتی سلامت جسم خود از مسیر تعادل خارج شده است، در مقابل، زمانی که وارد کنگره ۶۰ می‌شویم، به‌تدریج یاد می‌گیریم که چگونه تعادل را در زندگی خود برقرار کنیم. این تعادل فقط به قطع مصرف مواد محدود نمی‌شود، بلکه در تمامی جنبه‌های زندگی باید نمود پیدا کند. ما یاد می‌گیریم که در گفتار، رفتار، قضاوت، روابط خانوادگی، محیط کار و ارتباط با جامعه متعادل باشیم. یکی از موضوعاتی که ارتباط مستقیمی با تعادل دارد، مسئله ادب و آداب معاشرت است. ادب در واقع یکی از نشانه‌های انسان متعادل است. انسانی که به تعادل نزدیک می‌شود، در رفتار و گفتار خود نیز ادب را رعایت می‌کند. گاهی اوقات تصور می‌کنیم ادب فقط در نحوه صحبت کردن خلاصه می‌شود، در حالی که ادب ابعاد بسیار گسترده‌ای دارد. نحوه نشستن، غذا خوردن، گوش دادن به سخنان دیگران، احترام به قوانین، رعایت حقوق دیگران و حتی نحوه انتقاد کردن، همگی بخشی از ادب و آداب معاشرت هستند، برای مثال، زمانی که در یک مهمانی حضور پیدا می‌کنیم، رعایت نظم، احترام به میزبان و توجه به حقوق دیگران بخشی از آداب آن محیط است. یا زمانی که به یک اداره مراجعه می‌کنیم، نحوه برخورد ما با کارکنان و همچنین نحوه برخورد کارکنان با مراجعه‌کنندگان نشان‌دهنده میزان ادب و فرهنگ آن مجموعه است. در واقع ادب یکی از مهم‌ترین عواملی است که باعث می‌شود روابط انسانی شکل صحیح و سالمی پیدا کند، در محیط کار نیز این موضوع اهمیت بسیار زیادی دارد. اگر فردی مسئولیتی بر عهده دارد یا مدیریت مجموعه‌ای را انجام می‌دهد، باید بتواند میان اقتدار و احترام تعادل برقرار کند. نه آن‌قدر سخت‌گیر باشد که باعث رنجش و ناراحتی دیگران شود و نه آن‌قدر سهل‌گیر که نظم مجموعه از بین برود. رسیدن به این نقطه نیازمند آموزش، تجربه و کسب آگاهی است. فردی که به تعادل رسیده باشد، می‌داند در هر شرایطی چگونه رفتار کند و بهترین تصمیم را بگیرد، یکی از نکاتی که هنگام مطالعه این دستور جلسه ذهن من را درگیر کرد، بررسی مفهوم ادب در دوران مصرف خودم بود. زمانی که به گذشته نگاه می‌کنم، متوجه می‌شوم بسیاری از تصمیم‌های اشتباه من ناشی از ناآگاهی نسبت به مفهوم واقعی ادب و احترام بوده است، حدود سال ۱۳۶۶ یا ۱۳۶۷ بود که پس از سفری به محل زندگی خود بازگشتم. به دلیل سرمای شدید بیمار شده بودم و شرایط جسمی مناسبی نداشتم. در همان روزها در یکی از مراسم‌ها شرکت کردم. در آن جمع تعدادی از افراد در حال مصرف مواد بودند. وقتی متوجه بیماری من شدند، به من پیشنهاد کردند که چند پک مصرف کنم و گفتند حالم بهتر خواهد شد، امروز که به آن اتفاق فکر می‌کنم، متوجه می‌شوم برداشت اشتباهی از ادب و احترام داشتم. تصور می‌کردم اگر پیشنهاد آن‌ها را رد کنم، بی‌احترامی کرده‌ام یا باعث ناراحتی آن‌ها می‌شوم. به همین دلیل نتوانستم قاطعانه «نه» بگویم. همان چند پک مصرف، سرآغاز مسیری شد که سال‌های زیادی از عمر مرا تحت تأثیر قرار داد، این تجربه به من آموخت که ادب واقعی با رودربایستی تفاوت دارد. گاهی اوقات انسان باید برای حفظ سلامت جسم، روان و آینده خود، قاطعانه تصمیم بگیرد و از انجام کاری که نادرست است خودداری کند. این موضوع نه‌تنها بی‌ادبی نیست، بلکه نشانه عقلانیت، آگاهی و تعادل است، امروز خدا را شاکرم که مسیر زندگی من به کنگره ۶۰ ختم شد. زیرا در اینجا آموزش‌هایی را فرا گرفتم که شاید در هیچ جای دیگری امکان دستیابی به آن‌ها را نداشتم. در کنگره یاد گرفتیم که چگونه مسئولیت زندگی خود را بپذیریم، چگونه تفکر کنیم، چگونه روابط خود را اصلاح کنیم و چگونه به تعادل نزدیک شویم، از توجه و محبت شما سپاسگزارم.

 

تایپ و ویرایش : مسافر محسن لژیون سوم

عکاس : مسافر محمد لژیون هفت

ارسال خبر : سایت نمایندگی قوچان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .