English Version
This Site Is Available In English

ادب نشانه دانایی و مسیر رسیدن به تعادل است

ادب نشانه دانایی و مسیر رسیدن به تعادل است

مشارکت مکتوب 


سلام دوستان، سیف‌الله هستم یک مسافر.

خداوند را شاکر هستم که امروز این فرصت فراهم شد تا در خصوص دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی» مطالبی را با شما عزیزان به اشتراک بگذارم.ورود من به کنگره ۶۰ با مشاهده نظم، احترام و آرامشی همراه بود که کمتر در محیط‌های دیگر تجربه کرده بودم. این ویژگی‌ها حاصل سال‌ها آموزش، تجربه و جهان‌بینی صحیح است.پیش از آشنایی با کنگره، تصور من از ادب محدود به چند رفتار ظاهری و کلمات مودبانه بود؛ اما در ادامه دریافتم که ادب مفهومی عمیق‌تر دارد و ریشه در جهان‌بینی و شناخت قوانین هستی دارد. آداب معاشرت یعنی شیوه صحیح ارتباط با جهان هستی.در کنگره آموختم که آداب معاشرت تنها به نحوه برخورد با دیگران محدود نمی‌شود، بلکه شامل نحوه ارتباط انسان با خود، خانواده، جامعه و حتی طبیعت نیز هست.در دوران تاریکی، آداب معاشرت برای من کمرنگ شده بود. گاهی پرخاشگر بودم، گاهی بی‌تفاوت و گاهی منزوی. اما آموزش‌های کنگره به من نشان داد که آداب معاشرت نتیجه تفکر سالم و جهان‌بینی درست است. وقتی تفکر انسان دچار آسیب باشد، رفتار او نیز از مسیر صحیح خارج می‌شود.ادب و بی‌ادبی جلوه‌ای از دانایی و نادانی است. در کنگره گفته می‌شود ادب یعنی شناخت جایگاه خود و دیگران. اگر انسان جایگاه واقعی خود را نشناسد و خود را بزرگ‌تر یا کوچک‌تر از حد واقعی ببیند، نتیجه آن بی‌ادبی است.بی‌ادبی تنها در توهین و پرخاشگری خلاصه نمی‌شود. گاهی بی‌نظمی، بی‌توجهی، زیر پا گذاشتن قوانین یا حتی سکوت نابجا نیز مصداق بی‌ادبی است. در مقابل، ادب یعنی رعایت حرمت‌ها؛ احترام به راهنما، احترام به قوانین و زمان، احترام به اطرافیان و در نهایت احترام به خود.کنگره به من آموخت که ادب از درون انسان آغاز می‌شود، نه از ظاهر.تعادل و بی‌تعادلی پیامد مستقیم ادب و آداب معاشرت هستند. تعادل در کنگره به معنای قرار گرفتن هر چیزی در جایگاه واقعی خود تعریف می‌شود. وقتی انسان ادب دارد، یعنی جهان‌بینی او در مسیر صحیح قرار گرفته است. جهان‌بینی صحیح، رفتار صحیح را به دنبال دارد و رفتار صحیح، انسان را به سمت تعادل هدایت می‌کند.بی‌تعادلی نیز از همان نقطه‌ای آغاز می‌شود که ادب و آداب معاشرت نادیده گرفته می‌شود. وقتی انسان عجول می‌شود، قضاوت می‌کند، قوانین را رعایت نمی‌کند یا خود را مغرور جهان می‌پندارد، در واقع از مسیر تعادل خارج شده است.کنگره برای من تنها یک مکان درمان نبود، بلکه مدرسه‌ای بود که در آن ادب، نظم، احترام و تعادل به صورت عملی آموزش داده می‌شود. در این مدرسه آموختم که پیش از سخن گفتن بیندیشم، پیش از قضاوت کردن صبر کنم و پیش از واکنش نشان دادن آرامش داشته باشم؛ و پیش از هر چیز، اصلاح را از خود آغاز کنم.کنگره به من نشان داد که ادب در عمل معنا پیدا می‌کند، نه در گفتار.در پایان باور دارم که آداب معاشرت، شیوه صحیح ارتباط با جهان هستی است. ادب، احترام به قوانین هستی و نشانه دانایی است. بی‌ادبی خروج از مسیر دانایی و تعادل است. تعادل نتیجه آموزش، تفکر و عمل صحیح است و بی‌تعادلی حاصل نادانی، عجله و بی‌توجهی به قوانین.و مهم‌تر از همه دریافتم که ادب و تعادل مقصد نیستند؛ بلکه مسیر هستند. مسیری برای رشد، تجربه، اصلاح و حرکت به سوی روشنایی.

 

نگارش :مسافر سیف الله 
 

تنظیم وارسال :مرزبان خبری مسافر جعفر 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .