هشتمین جلسه از دوره چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی کمالالملک به استادی راهنمای محترم مسافر غلامرضا، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر داوود با دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب بی ادبی، تعادل بی تعادلی» در روز شنبه 16 خردادماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰ شروع به کار کرد.

سخنان استاد:
عرض خستهنباشید خدمت ایجنت محترم و گروه مرزبانی دارم و خیرمقدم عرض میکنم خدمت عزیزانی که از شعبه کورش آذرپور برای تولد مسافر مهدی تشریف آوردهاند.
دستور جلسه امروز از دو بخش تشکیل شده است. قسمت اول: «ادب، بیادبی، تعادل و بیتعادلی و آداب معاشرت» و قسمت دوم: «یک سال رهایی آقای مهدی».
اگر بخواهم در مورد دستور جلسه امروز صحبت کنم، باید بگویم که درمان اعتیاد تنها با شربت OT انجام نمیشود. در طول سال، ما ۵۲ دستور جلسه داریم که یک فرد را آماده میکند تا وارد سفر دوم شود. بخشی از درمان ما در کنار همین دستور جلسات هفتگی است. هیچ فردی تا الان تنها با خوردن شربت OT نتوانسته درمان شود یا به موفقیت برسد.
حضرت علی (ع) میفرمایند: «ادب، زینت و زیور انسان است.»
طبق آموزه های کنگره «من یک فرد باادب هرویینی را با یک فرد باسواد و غنی عوض میکنم.» یعنی ادب تا این حد میتواند در زندگی افراد تأثیرگذار باشد. ادب سرمایه انسان است و هر جا که میرود، اگر بتواند آداب معاشرت را رعایت کند، از نتایج آن بهرهمند خواهد شد.
جملهای هست که همکاران من زیاد از آن استفاده میکنند: درمان فوق ترک و تعادل فوق درمان است، یعنی نقطه نظری که کنگره دارد فقط درمان نیست، بلکه شخص باید به تعادل برسد. فرد باید این آموزشها را در طول زندگی خود به کار ببرد و از آنها بهرهمند شود.

اگر بخواهم کلی صحبت کنم، تمام انسانها در روابط اجتماعی خود، در هر جایی که هستند، به آداب معاشرت نیاز دارند. در کنگره، آداب معاشرت ما همان حرمتهای کنگره است که هر چه بیشتر بتوانیم آنها را رعایت کنیم، در فضایی آرام و صلحآمیز زندگی خواهیم کرد. اینها از آموزشهای کنگره است و امیدوار هستم آموزشهای کنگره، منِ غلامرضا را در قالب کنگره قرار دهد؛ زیرا اگر در این قالب قرار نگیرم، همان شخصیت قبلی وارد مرحله بعد میشود.
این دستور جلسه برای من بسیار مهم است؛ زیرا از صبح که بیدار میشوم تا شب که به خواب میروم، در همه فضاها، اعم از کار، تفریح و ورزش، هر چه بتوانم آداب معاشرت را کاربردیتر کنم، از آرامش بیشتری برخوردار خواهم بود.
در رابطه با قسمت دوم دستور جلسه، یعنی تولد یک سال رهایی آقای مهدی، باید بگویم که راهنمای سفر اول ایشان، آقای امیر، زلف مهدی را به کنگره گره زدند و ایشان راهنمای سفر اول مهدی بودند. بنده نیز با کسب اجازه از ایشان در این جایگاه نشستهام.
مهدی از انواع آنتیایکسها مصرف میکرد. بعد از رهایی، یک آرزو داشت و آن این بود که پدرش نیز به کنگره بیاید. ایشان در لژیون سردار مشارکت کرد، عضو لژیون سردار شد و پدرش را نیز عضو لژیون سردار کرد و در نهایت آرزویش برآورده شد.
در ادامه تولد یکسال رهایی مسافر مهدی رهجوی راهنمای محترم مسافر غلامرضا


سلام دوستان، مهدی هستم، مسافر.
این شعبه انقدر انرژیش بالا هست که نمیدانم از کجا شروع کنم. اول از دوستانی که از شعبه کورش آذرپور تشریف آوردند، تشکر میکنم.
چندتا موضوع هست در مورد سفر اولم که میخواهم دربارهاش صحبت کنم. یک موضوع خاص است؛ واقعاً اگر یک مسافر خواسته درمان داشته باشد، اگر محل درمان او در قله قاف هم باشد، برای درمان آنجا میرود. من خودم این را با پوست و استخوان درک کردم.
در سفر اول از نظر مالی دستم خیلی خالی بود و بیکار بودم؛ حتی ۵۰ هزار تومان هم برای من خیلی زیاد بود. برای رفتن به شعبه کورش آذرپور حتی کرایه ماشین نداشتم. درسته مادرم بهم کمک میکرد، ولی خودم دوست نداشتم پول بگیرم. ولی خدا را شکر میکنم که توانستم این راه را طی کنم.
از راهنمای سفر اولم، آقا امیر، و از راهنمای سفر دوم، آقا غلامرضا، تشکر میکنم.

سلام دوستان، آمنه هستم، همسفر.
ممنون از جناب مهندس و خانواده محترمش که این بستر را فراهم کرد که ما به حال خوش برسیم.
روزی که آمدیم کنگره، پسرم خیلی حالش خراب بود. آدرس کنگره ۶۰ را از روی اینترنت سرچ کردیم و آدرس شعبه کورش آذرپور را پیدا کردیم و رفتیم.
آن روز باران شدیدی میآمد و چون روز دوشنبه بود، گفتند باید من بیرون باشم و من بهخاطر خوب شدن حال پسرم، زیر باران ایستادم.
از راهنمای سفر اول پسرم، آقا امیر، و راهنمای سفر دومش، آقا غلامرضا، تقدیر و تشکر میکنم و از راهنمای خوب خودم، خانم عفت، هم خیلی تشکر میکنم.
سلام دوستان، عفت هستم، همسفر.
در مورد دستور جلسه آداب معاشرت، ادب و بیادبی، باید بگم که انسان چون موجودی است که در اجتماع زندگی میکند، باید آداب معاشرت را رعایت کند.
و در ادامه، تولد آقا مهدی را تبریک میگویم و به همسفرشان هم تبریک میگویم. واقعاً خیلی خوب سفرش را انجام داد و در طول سفر، هر تکلیفی به او میگفتم، سریع انجام میداد.
و در ادامه، از پدر آقا مهدی هم تشکر میکنم؛ با این که هنوز سفرش را شروع نکرده بود، ولی خیلی تاثیرگذار بود در سفر مهدی و همسفرش.
خیلی ممنونم که به صحبتهایم گوش کردین.

- تعداد بازدید از این مطلب :
112