سلام دوستان مریم هستم یک همسفر:
من از سیدی «فلز وجودی» این نکته را متوجه شدم که فلز وجودی من، همان دانایی من است و تا زمانیکه ناخالصیهای درونی خود را پاک نکنم، تزکیه انجام ندهم و تغییر نکنم، فلز من نیز تغییر نمیکند برای مثال: در کنگره تا زمانیکه شخص خواسته نداشتهباشد و جنس و فلز وجودی او تغییر نکند، به درمان نخواهدرسید.
یاد گرفتم آن چیزی که انسانها را کنار یکدیگر نگه میدارد، انرژی است و انرژی ما هر چه که باشد، در کنار کسی قرار خواهیمگرفت که همانرژی با ما است؛ درواقع ما انسانهایی را در زندگی خود میبینیم و با آنها نشستوبرخاست میکنیم که سطح انرژیمان به هم نزدیک باشد، حال ممکن است این برخوردها برای ما خوشایند یا ناخوشایند باشند؛ این موضوع به فلز ما بستگی دارد.
من متوجه شدم اگر فلز ما با فلز دیگران سازگار باشد، هنگامیکه با هم هستیم، تبادل انرژی صورت میگیرد و تولید و زایش به وجود میآید؛ اما اگر دو انسان همفلز نباشند، هنگامیکه کنار هم قرار میگیرند، کسی که فلزش بهتر است، دچار آسیب میشود؛ این موضوع به این معنی است که وقتی یک انسان خوب با یک انسان بد همنشین میشود، انسان خوب ضرر میکند.
نکته جالبی که در این سیدی آموختم این بود که گاهی در زندگی قصد انجام کارها یا حرکتهایی را دارم و تمام تلاش خود را میکنم؛ اما اتفاق نمیافتد، این موضوع به این دلیل است که هنوز آن سطح انرژی در اختیار من قرار نگرفتهاست یا گاهی کاری را انجام میدهم و در ادامه کند میشوم و به نقطه اول با حس ناتوانی بیشتر باز میگردم؛ این موضوع هم به این دلیل است که بندهایی از جنس منفی در درون من وجود دارد که اجازه جلو رفتن و ادامه دادن را به من نمیدهند؛ باید این بندها قطع شود تا بتوانم به خواسته خود برسم.
نویسنده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهرا(لژیون چهاردهم)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهرا(لژیون چهاردهم)
ویرایش و ارسال: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی دهخدا قزوین
- تعداد بازدید از این مطلب :
48