آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی…
یکی از نکتههای بسیار مهم در زندگی انسان، موضوع آداب معاشرت و ادب است. آداب، جمعِ واژهٔ ادب است؛ یعنی اگر ادب را در امور مختلف آموخته باشیم و رعایت کنیم، در حقیقت آداب معاشرت را رعایت کردهایم. معاشرت نیز همخانوادهٔ عشیره و عشرت است و بهنوعی مفهوم زندگی اجتماعی است.
پس زندگی اجتماعی و روابط اجتماعی با دیگر انسانها یا معاشرت، آداب و آیین و رسوم خاص خود را دارد که باید بیاموزیم و به کار ببریم.اجرای این آداب، یکی از مباحث مهم تعادل است و رعایتنکردن آن، دلیل بر بیتعادلی.ادب و رعایت آن میتواند سازندهٔ زیباترین لحظات زندگی ما باشد و بالعکس، بیادبی میتواند زشتترین لحظات زندگی ما را رقم بزند.
ممکن است سؤال شود که اینها چه ربطی به موضوع درمان اعتیاد در کنگره ۶۰ دارد؟
همانطور که در کتاب ۱۴ مقاله اشاره شده، درمان فوقِ ترک و تعادل فوقِ درمان است. رمز پایداری ما در زندگی، تعادل است و کسی که مصرفکنندهٔ مواد مخدر بوده و اکنون به رهایی رسیده است، بایستی به این پایداری و تعادل رسیده باشد و در غیر این صورت در درمان موفق نخواهد بود.
درمان اعتیاد، فقط مصرفنکردن مواد مخدر و راهاندازی سیستم ایکس نیست. طریقهٔ درست زندگیکردن نیز بخشی از پروسهٔ درمان و تعادل است. پس اگر میخواهیم در زندگی، پایدار و متعادل باشیم، بایستی این آموزشها را پشت سر بگذاریم.
آداب معاشرت، مبحثی بسیار گسترده است که تقریباً تمام جنبههای زندگی ما را در بر میگیرد و در اینجا بهصورت خلاصه، نمونههایی که نگهبان کنگره ۶۰ در جلسات مختلف به آنها اشاره کردهاند را بیان میکنم.
۱. وضعیت ظاهری ما در کنگره ۶۰ بایستی از نظر ظاهر بسیار مرتب، شیک و درعینحال ساده باشند.در کنگره ۶۰، پوشیدن تیشرتهایی که شبیه زیرپوش هستند، ممنوع است.خواباندن پاشنهٔ کفش ممنوع است. بازگذاشتن دکمههای پیراهن، زشت و بیادبانه است.اعضای کنگره ۶۰ در جلسات کنگره از پیراهن سفید استفاده میکنند.
۲. صحبتکردن، یک عامل بسیار قوی در ارتباط با دیگران است و این در همهجا به یک صورت نیست؛ یعنی ما در هر جایی به صورتی خاص صحبت میکنیم. ما با یک کودک، یک دوست، همکلاسی یا اقوام به یک صورت سخن نمیگوییم.
زمانی که با یک بزرگتر صحبت میکنیم، نمیتوانیم از ضمیر مفرد استفاده کنیم؛ مثلاً به پدرمان یا به راهنمایمان بگوییم «تو»؛ باید برای مخاطب قراردادن بزرگترها از ضمیر جمع (شما) استفاده کنیم.
۳.سلام و احوالپرسی؛ سلامکردن وظیفهٔ کوچکترهاست، اما احوالپرسی وظیفهٔ بزرگترها؛ یعنی کوچکتر نمیتواند احوالپرسی را شروع کند، بلکه بزرگتر است که اگر با ما احوالپرسی کرد، جواب میدهیم. در مورد دستدادن هم کوچکترها نمیتوانند برای دستدادن با بزرگترها پیشی بگیرند، بلکه بزرگتر است که اگر خواست و تمایل داشت که با ما دست بدهد، ما باید با او دست بدهیم.
نکتهٔ آخر اینکه آقای مهندس میگویند: «برای من یک مصرفکنندهٔ هروئینی ولی مؤدب، بسیار ارزشمندتر از یک شخص ثروتمند و تحصیلکرده اما بیادب است. من آن معتاد بههمریخته اما باادب را به این شخص بیادب ترجیح میدهم.»
《منابع》سی دی آداب ومعاشرت وسایت کنگره ۶۰
نویسنده: راهنمای تازه واردین همسفر سمیه
عکاس:همسفر اعظم شریف، رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون اول)
تنظیم و ارسال: همسفر مینا، رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون اول) نگهبان سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
178