هفتمین جلسه از دوره چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی کمالالملک به استادی دیده بان محترم مسافر محمدصادق صداقت، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر بابک با دستور جلسه «دخانیات (سیگار، قلیان، ناس، پیپ، ویپ)» در روز شنبه 09 خردادماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰ شروع به کار کرد.

سخنان استاد:
در ابتدا بسیار خوشحال هستم که امروز در خدمت شما عزیزان هستم. در مورد دستور جلسه «دخانیات» میخواهم صحبت کنم. سیگار، قلیان، ویپ، ناس و پیپ؛ همه اینها دخانیات محسوب میشوند، یعنی موادی که بهصورت تدخینی مصرف میشوند.
یادم است یک سال در اردو بودیم. در اردو بعضی از بچهها مریض میشدند و سرما میخوردند، چون به شرایط آبوهوایی عادت نداشتند. گفته بودند که عنبرنسا برای سرماخوردگی خوب است. بعد خبر رسید به چادر آقا امین که بچهها سیخ درست کردهاند و دارند عنبرنسا میکشند! آقا امین مجبور شد در جلسه بعدازظهر اردو اعلام کند که هر چیزی که بهصورت تدخینی مصرف شود، رهایی را صفر میکند؛ حتی اگر عنبرنسا باشد.
من میخواهم از زاویه دیگری به این دستور جلسه نگاه کنم. روشهای درمان در کنگره ۶۰ را شاید تا به حال شنیده باشید که آقای مهندس بارها درباره آن صحبت کردهاند. چیزی که قرار است برای ما به یادگار بماند، حاصل سالها تحقیق آقای مهندس است؛ مانند دیاستی، OT، آدامس نیکوتین و بسیاری از موضوعات دیگر که در زندگی بشریت ماندگار خواهند شد.
امروز را نگاه نکنید که ما بهراحتی در جلسات کنگره ۶۰ در سراسر کشور شرکت میکنیم. در شهرهای مختلف دور هم مینشینیم، لژیون ویلیام وایت برگزار میکنیم، لژیون جونز داریم، لژیون DST داریم و همهچیز ساده به نظر میرسد. بعد از ده یا یازده ماه، البته بسته به صلاحدید راهنما، به درمان میرسیم. گروه همسفران نیز میآیند که بال پرواز مسافر هستند.
بیاییم کمی عمیقتر به تمام این اتفاقاتی که در کنگره ۶۰ رخ میدهد نگاه کنیم. اصلاً چه شد که این اتفاقها برای ما افتاد و چرا باید این کارها را انجام دهیم؟
چند سال پیش دستور جلسهای داشتیم به نام «که چی؟». دستور جلسه بسیار جالبی بود که در آن زمان لازم بود و بعدها دیگر نیازی به آن نبود و حذف شد.
من سیگار مصرف نکنم که چه بشود؟ من مواد مصرف نکنم که چه بشود؟ من غذای سالم بخورم که چه بشود؟ مگر انسان چند سال زنده است؟ بگذار خوش بگذرانیم و هر چیزی که برای بدن مضر است را مصرف کنیم!
اما واقعاً چرا این کارها را انجام میدهیم؟ دیاستی اصلاً چیست؟
در زمان کرونا خیلیها جان خود را از دست دادند. ما از این شهرستان به آن شهرستان میرفتیم؛ انگار نه انگار که کرونا وجود دارد. بعضیها چند لایه ماسک میزدند. آن زمان میگفتیم ویروس کرونا از اکسیژن هم کوچکتر است؛ مگر نخود است که به ماسک برخورد کند و عبور نکند؟ وقتی میگوییم ساختار ویروس کرونا از اکسیژن کوچکتر است، پس همانطور که اکسیژن عبور میکند، ویروس هم عبور میکند.
واقعاً ما با پشتوانه چه چیزی در آن زمان جلو میرفتیم؟ با پشتوانه سرکه سیب؟ البته بیرون از کنگره به آن سرکه سیب میگویند، اما ما میدانیم که عصاره سیب است؛ همان دیساپ، کرم دیساپ و بسیاری دیگر از ساختارهای کنگره ۶۰.
چه اتفاقی برای ما میافتد که پس از رهایی، چه همسفر باشیم و چه مسافر، اینگونه تغییر میکنیم؟ بیایید به ساختار خودمان نگاه کنیم. ببینیم چقدر تغییر کردهایم، از کجا آمدهایم و به کجا رسیدهایم.
چند وقت است که به کنگره میآیم؟ دو ماه، شش ماه، یک سال، چهار سال یا پنج سال؟ هر چقدر که آمدهام، باید ببینم به همان اندازه توانستهام حرکت کنم یا نه. به اندازه انرژیای که برای من صرف شده، آیا توانستهام انرژی دریافت کنم؟ نمیگویم همه آن را، اما حداقل بخش اعظمش را.
ما باید به این موضوعات فکر کنیم. وادی اول ما وادی تفکر است و به ما میگوید که درباره موضوعات فکر کنیم. هر چیزی را بدون تفکر نپذیریم، زیرا اگر بدون فکر بپذیریم، تبدیل به خرافات میشود.
اگر منِ دیدهبان هر چیزی بگویم و شما آن را بپذیرید، لطف دارید؛ اما بروید و درباره آن فکر کنید، تحقیق کنید و ببینید موضوع چیست.
البته درست است که درباره بعضی موضوعات قبلاً تحقیق شده است و راهنما میگوید لازم نیست شما دوباره تحقیق کنید؛ فقط آن را انجام دهید. اما درباره بعضی موضوعات، مثلاً دیساپ که گفته میشود دارای اسید استیک است، بروید و مطالعه کنید. با یک جستوجوی ساده میتوانید مطالب زیادی درباره آن پیدا کنید.
یا درباره آدامس نیکوتین که مصرف میکنیم و یا OT که استفاده میکنیم تحقیق کنید و ببینید چه اتفاقی در بدن میافتد.

در بعضی جاها میگویند شربت OT از روش درمان مهمتر شده است؛ این اشتباه است. داروی درمان در مرحله دوم قرار دارد و در مرحله اول، روش درمان است. در بعضی شعبهها که من حضور داشتم، حتی راهنماها نگران کم شدن OT بودند. این اشتباه است. در آن شعبهها اولویت فقط OT شده بود.
چرا این اتفاق میافتد؟ چون دانش کافی درباره موضوع نداریم. روش اصلی ما DST است؛ همان روش درمان پلهای. نباید اجازه دهیم داروی درمان جای روش درمان را بگیرد.
در واقع تهیه داروی درمان کار سختی نیست. کارخانهها هم تقریباً به همین شکل آن را تولید میکنند.
تنها تفاوت این است که آنها در مخازن بزرگ استیل تولید میکنند و شیشهها توسط دستگاه پر میشوند. حتی ما میتوانیم در خانه نیز آن را تهیه کنیم و آموزش آن را هم آقای مهندس دادهاند.
اگر دانش داشته باشیم، میفهمیم که چرا میخواهیم سیگار مصرف نکنیم. زمانی در پارک طالقانی هر طرف را نگاه میکردی، یک سیگار گوشه لب افراد بود. خود من راگبی بازی میکردم و بین دو نیمه که میخواستیم نفس بگیریم، سیگار میکشیدم.
اما امروز اگر از بالای پارک طالقانی تا پایین آن را بگردید، حتی یک نفر از اعضای کنگره ۶۰ را پیدا نمیکنید که سیگار بکشد. این تغییر بزرگی است. چرا این اتفاق افتاده است؟ چون به یک دانش جمعی و یک درک گروهی رسیدهایم.
قدیم فکر میکردیم هرچه بیشتر نعشه باشیم، باید بیشتر سیگار بکشیم. اما امروز اگر سفر دومی باشید، حتی اگر از شدت نعشگی در حال مردن باشید، سیگار دیگر برایتان اهمیتی ندارد.
آن زمان تعریف ما از لذت چیز دیگری بود و امروز چیز دیگری است. ملکه ذهن به همین شکل ساخته میشود. امروز تعریف لذت بردن تغییر کرده است.
آقای مهندس در یکی از سیدیها میگویند وقتی به یک گیلاس نگاه میکنید، رنگ متالیک و زیبایی آن را ببینید. میوهای به آن زیبایی را وقتی گاز میزنید باید از آن لذت ببرید. اما گاهی یک کیلو گیلاس میخوریم و حتی متوجه طعم آن هم نمیشویم.
به برداشتی که من از پیرامون خودم دارم، جهانبینی گفته میشود. تمام سیستم هستی زحمت کشیده است تا ما امروز اینجا کنار هم بنشینیم و بتوانیم از یکدیگر انرژی بگیریم.
خیلیها دوست داشتند امروز اینجا باشند، اما نتوانستند و برایشان کاری پیش آمده است. من باید ببینم چقدر راه برایم هموار شده است.
از میان این همه مصرفکننده آنتیایکسهای مختلف، چند نفر برای درمان به کنگره میآیند؟ آیا تا به حال به این موضوع فکر کردهاید؟
پس قدر این صندلی که امروز روی آن نشستهایم را بدانیم و از آن لذت ببریم. بهگونهای روی این صندلی بنشینیم و درمان شویم که فردا بتوانیم یک صندلی دیگر به این مجموعه اضافه کنیم؛ تا اگر فردا شخص دیگری خواست به کنگره بیاید و درمان شود، راه برای او باز باشد.
نباید فقط به فکر درمان خودمان باشیم و بعد از آن هیچ چیز دیگری برایمان اهمیت نداشته باشد.
ما نباید مانند رانندگی این روزها باشیم که دوبل پارک میکنیم و اصلاً اهمیتی نمیدهیم که چقدر برای دیگران مزاحمت ایجاد میکنیم.

امروز که اینجا نشستهام، خیلی چیزها را نمیبینم؛ اما شاید دو ماه دیگر که درباره آن موضوع دانش پیدا کنم، بگویم چطور آن موضوع را ندیده بودم.
به قول آقای مهندس، انسانها از روی ناآگاهی بسیاری از کارهای اشتباه را انجام میدهند. ما هم زمانی که مصرفکننده بودیم، فکر میکردیم دنیا زیر پایمان است.
سال ۷۶ تریاک مصرف میکردم. زمستان بود و وقتی راه میرفتم احساس میکردم در آسمان قدم میزنم. هیچوقت فکر نمیکردم روزی به خاطر مصرف مواد در خیابان بخوابم.
آیا کسی که دانش دارد چنین کاری انجام میدهد؟
به قول آقای مهندس، اعتیاد دوست خائن ورزشکاران است. خود من با ساک ورزشی روی دوشم میرفتم و مواد مصرف میکردم.
از آنجا که تخصص زیادی در موضوع سیگار نداشتم، سعی کردم از زاویه دیگری وارد بحث شوم. این همه مسیر درمان برای انواع بیماریها وجود دارد. چاقی یک بیماری است، دخانیات یک بیماری است، اعتیاد یک بیماری است و فرقی نمیکند؛ همه آنها بیماری هستند.
از دیدگاه جهان امروز، بسیاری از این بیماریها درمان قطعی ندارند. در بیرون از کنگره، چاقی را با جراحی یا ورزشهای سنگین درمان میکنند، اما این درمان نیست؛ بلکه نوعی زوردرمانی است.
بیماریهایی که در کنگره ۶۰ درمان میشوند، در هیچ جای دنیا درمان مشخصی برای آنها وجود ندارد. من درباره روشهای مختلف دنیا تحقیق کردهام و با اطمینان میگویم بیماریهایی که در کنگره درمان میشوند، در بسیاری از نقاط دیگر جهان درمان مؤثری ندارند.
شما هم باید تحقیق کنید. کسی که درجا میزند، معمولاً سؤالی برایش پیش نمیآید. یکی از نشانههای فردی که در حال حرکت است، این است که برایش سؤال ایجاد میشود.
بچهها چون در حال رشد هستند و چیزهای جدید میبینند، زیاد سؤال میپرسند. انسانها نیز دقیقاً همینگونه هستند. ذهنی که سالها بسته بوده، مانند ذهن یک کودک است؛ فرقی نمیکند چند سال سن داشته باشد.
خیلی خوشحالم که امروز در شعبه کمالالملک حضور دارم و از دیدن دوستان قدیمی خوشحال شدم. گروهی بسیار خوب زحمت کشیدهاند تا اینجا تا این اندازه منظم، مرتب و آماده باشد و ما بتوانیم در امنیت کامل بنشینیم و از جلسه لذت ببریم.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید، از همه شما سپاسگزارم.

- تعداد بازدید از این مطلب :
79