English Version
This Site Is Available In English

ما به دنیا آمده‌ایم تا آموزش ببینیم و خدمت کنیم.

ما به دنیا آمده‌ایم تا آموزش ببینیم و خدمت کنیم.

سومین جلسه از دوره چهارم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی کمال‌الملک به استادی مسافر قاسم، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر بابک با دستور جلسه «وادی دوم و تاثیر آن روی من» در روز شنبه 12 اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ راس ساعت 16:00 شروع به کار کرد.

سخنان استاد:

از گروه محترم و ایجنت عزیز که این فرصت را به من دادند تا در خدمت شما باشم، سپاسگزارم.

معمولاً وادی‌ها در کنگره برای من بسیار ارزشمند هستند، زیرا وادی‌ها راه و رسم زندگی را به ما آموزش می‌دهند. بارها گفته‌ام که بعضی مطالب آن‌قدر روشن و گویا هستند که معنای آن‌ها در درون خودشان نهفته است. همانند برخی اشعار که نیازی به تفسیر ندارند؛ مانند این بیت که می‌گوید:

«توانا بود هر که دانا بود»

این جمله به خودی خود گویای همه چیز است.

امروز دوازدهم اردیبهشت، روز معلم است. این روز را به همه راهنمایان عزیز کنگره و تمام کسانی که در مسیر آموزش و تربیت انسان‌ها فعالیت می‌کنند تبریک عرض می‌کنم. چون خودم سال‌ها معلم بوده‌ام، این روز برایم اهمیت ویژه‌ای دارد.

امروز در مسیر آمدن به جلسه، آقای سعید با من تماس گرفتند و گفتند که آیا در جلسه حضور دارم یا نه. من این اتفاق را به فال نیک گرفتم و با خودم گفتم این بهترین هدیه روز معلم برای من است. البته سال‌های قبل آموزش و پرورش برنامه‌هایی برای روز معلم در نظر می‌گرفت؛ گاهی یک دورهمی یا یک شام ساده بود که باعث می‌شد همکاران قدیمی یکدیگر را ببینند و خاطرات گذشته را مرور کنند. اما به مرور زمان و به دلایل مختلف، آن برنامه‌ها هم کمرنگ شد و امروز دیگر خبری از آن‌ها نیست.

به هر حال، روز معلم را به همه عزیزانی که در مسیر آموزش و خدمت به انسان‌ها تلاش می‌کنند تبریک می‌گویم.

وادی دوم می‌گوید:

«هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی‌گذارد.»

به نظر من معنای این وادی در درون خودش نهفته است. این وادی به ما می‌گوید که هیچ انسانی بیهوده و بی‌هدف به دنیا نیامده است. حتی اگر خودمان گاهی احساس کنیم که فردی بی‌ارزش یا بی‌هدف هستیم، باز هم برای حضور ما در این جهان دلیلی وجود دارد.

بسیاری از ما در زندگی دچار اشتباهات و لغزش‌هایی شده‌ایم. یکی از این اشتباهات، ورود به دنیای اعتیاد بوده است. اما همین وادی به ما یادآوری می‌کند که اگر وارد تاریکی‌ها نشویم، ارزش روشنایی را درک نخواهیم کرد. اگر وارد دنیای اعتیاد نمی‌شدیم، شاید هرگز با کنگره آشنا نمی‌شدیم و فرصت آموزش و رشد را پیدا نمی‌کردیم.

سال‌های اولی که در کنگره بودم، گاهی می‌شنیدم که بعضی از همسفران می‌گفتند: «خدا را شکر که مسافر ما معتاد شد و به کنگره آمد، چون ما هم با کنگره آشنا شدیم.» آن زمان شاید این جمله برای بعضی‌ها عجیب یا خنده‌دار به نظر می‌رسید، اما وقتی انسان در مسیر آموزش قرار می‌گیرد، کم‌کم مفهوم آن را درک می‌کند.

من پیش از ورود به کنگره، تجربه حضور در مجموعه‌های دیگری را نیز داشتم و حدود پنج سال پاکی هم داشتم، اما حالم خوب نبود. احساس پوچی و بیهودگی همواره با من بود. خیلی از صبح‌ها که از خواب بیدار می‌شدم، بدون آن‌که دلیل مشخصی داشته باشم، در حیاط خانه روی پله‌ها می‌نشستم و گریه می‌کردم.

وادی دوم به من می‌گوید که تو بیهوده به دنیا نیامده‌ای. تو برای انجام مأموریتی قدم به این جهان گذاشته‌ای. اگر امروز در کنگره حضور داری، از سر نیاز به اینجا آمده‌ای تا آموزش ببینی و رشد کنی.

گاهی با خودم فکر می‌کنم که ما برای چه به دنیا آمده‌ایم؟ در کنگره جمله‌ای بسیار زیبا وجود دارد که می‌گوید:

«ما به دنیا آمده‌ایم تا آموزش ببینیم و خدمت کنیم.»

این جمله برای من بسیار عمیق و ارزشمند است. وقتی انسان به مفهوم واقعی آن برسد، انگیزه و امید فراوانی پیدا می‌کند. متوجه می‌شود که حضورش در این دنیا هدفمند است و هر روز می‌تواند نسبت به روز قبل رشد کند.

وقتی امروز من با دیروز خودم متفاوت باشم، یعنی در مسیر حرکت قرار گرفته‌ام و این همان معنایی است که وادی چهارم به ما آموزش می‌دهد.


از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید، بسیار سپاسگزارم.

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .