English Version
This Site Is Available In English

بزرگ‌ترین مانع در سفر نیکوتین، منیت و تنبلی است

بزرگ‌ترین مانع در سفر نیکوتین، منیت و تنبلی است

شروع مسیر رهایی، عبور از تابوها و باورهای محدودکننده است، هر‌کس که قدم اول را با اراده و صراحت بردارد درواقع در مسیر تغییر و رشد قرار گرفته است.

باتوجه‌به دستور جلسه «دخانیات (سیگار، قلیان، ناس، پیپ، ویپ)» تصمیم گرفتیم گفت‌وگویی صمیمانه‌ با راهنما‌ی ویلیام همسفر فاطمه داشته باشیم، از همگی شما می‌خواهیم ما را در این گفت‌وگو همراهی کنید.


لطفاً توضیح مختصری در رابطه‌ با چگونگی درمان سیگار یا به‌طورکلی نیکوتین در کنگره بدهید؟

درمان سیگار و دخانیات به همان روش جایگزینی و تدریجی مانند روش DST به‌وسیله آدامس نیکولایف انجام می‌شود، در این متد که ابداع مهندس حسین دژاکام برای درمان دخانیات است و در ابتدا مصرف کامل دخانیات اعم از سیگار و قلیان، ناس، ویپ، پیپ و... قطع می‌شود و مصرف آدامس نیکوتین شروع می‌شود، برای فرد بسته به میزان و نوع مصرف دخانیاتی که داشته میزان قطعات آدامس نیکولایف مشخص و تعیین می‌شود، این فرد ۳ ماه دوران سازگاری خود را بر اساس این میزان شروع می‌کند و بعد از ۳ ماه دوران سازگاری، پله‌های تدریجی مشخص و تیپر می‌شود و سفر درمانی نیکوتین هم ۱۰ الی ۱۱ ماه زمان نیاز دارد و فرد بعد از بازسازی سیستم شبه‌افیونی خود دیگر نیازی برای مصرف دخانیات نخواهد داشت.

 چه پیشنهادی دارید برای همسفرهایی که مصرف‌کننده سیگار، قلیان یا ویپ هستند، چه به‌صورت دائمی یا تفریحی؛ اما به هر دلیلی (خجالت، ترس، قضاوت و...) اعلام نمی‌کنند؟

همسفرانی که به دلایل مختلفی مانند خجالت، ترس و قضاوت اعلام نمی‌کنند و وارد سفر نیکوتین نمی‌شوند بهتر است به وادی اول یا وادی تفکر فکر کنند و طبق فایل صوتی «که چی» دکتر امین با خودشان تا انتهای که چی را بروند و به خودشان پاسخ بدهند که تا کی این ترس، قضاوت و خجالت را باید ادامه بدهند و توجیهی زیبا برای مصرف دخانیات خودشان داشته باشند که البته هم ترس، قضاوت و خجالت پرده‌ای است از سمت نیروی منفی و تاریکی که فرد را در همان حالت تاریکی قرار دهد و از حرکت او جلوگیری کند؛ اما همه ما به کنگره۶۰ می‌آییم که آموزش و آگاهی دریافت کنیم تا بتوانیم این توجیهات نیروی تاریکی را برای ماندن در تاریکی را از بین ببریم و حربه‌های این نیرو را بشناسیم، چون این نیرو وقتی شناخته شود می‌تواند از بین برود؛ بنابراین من با گفتن کلمه که چی و پاسخی که باتوجه به وادی اول به این سؤال بدهم می‌توانم کمی از نیروی تاریکی را کم کنم، چون پاسخ درستی برای آن پیدا نمی‌کنم و اگر هم پیدا کنم آخرش آن عذاب وجدان بودن در ساختار آموزشی کنگره۶۰ و همچنان در مسیر تاریکی دخانیات حرکت‌ کردن دست از سر من بر نمی‌دارد و من را اذیت می‌کند، چون تا قبل از آمدن به کنگره بلد نبودم و نمی‌دانستم؛ اما الان باتوجه‌به آموزش‌های کنگره۶۰ دیگر تا حدودی می‌دانم؛ پس این دانستن را در مسیر هرز و بیهوده صرف نکنم و منتظر معجزه از جانب دیگران نباشم به دنبال معجزه درون خودم بگردم.

باتوجه‌به اینکه سن مصرف قلیان و سیگار خیلی پایین آمده و به‌شدت در جامعه رواج یافته است، چه توصیه‌ای به همسفران دارید تا بتوانند از فرزندانشان در برابر آسیب محافظت کنند؟

امروزه در سطح جامعه می‌بینیم که مصرف دخانیات سن‌وسال نمی‌شناسد و حتی در سنین خیلی کم، هم درگیر دخانیات شده‌اند، من فکر می‌کنم، یکی از راه‌هایی که مهندس حسین دژاکام داده‌اند، پیشگیری است، من مادر آموزش‌های لازم را از همان سنین بچگی به فرزندم آموزش بدهم که چه ضررهایی دارد، چه بلاهایی سر جسم ما می‌آورد و فکر نکنم چون فرزندم از لحاظ جسمی کوچک است، چیزی از آموزش‌ها دریافت نمی‌کند؛ بلکه او خیلی بیشتر از من درک می‌کند، پس از همان سن پایین به بچه‌ها آموزش بدهیم و آن‌ها را آگاه کنیم و سعی کنیم مثل یک دوست همراه فرزند باشیم و حس اعتماد را برای او رقم بزنیم. اگر روزی متوجه شدیم که درگیر دخانیات شده، اول اینکه مثل یک مادر نادان و ناآگاه آسمان را بر زمین نرسانیم که چرا این کار را انجام دادی و چرا اشتباه کردی! او را سرزنش نکنیم؛ بلکه با صبر بتوانیم آن چالش به وجود آمده را درست کنیم، پس اول بپذیریم و به آن فرزند که آمده با حسن‌نیت به ما پناه آورده کمک کنیم و نخواهم با منیت و قدرت خودم، او را سرزنش کنم؛ چراکه سرزنش جز تخریب امنیتی چیز دیگری برای فرزند ندارد، تنها کاری که می‌توانم انجام دهم این است که آموزش و آگاهی خودم را بالا ببرم، به او اطلاع دهم، وقت بیشتری برایش بگذارم، نقش دوست صمیمی را برای بچه‌ام داشته باشم تا بتواند آموزش و اطلاعات را به‌خوبی استفاده کند. اگر هم ۱۸ سال به بالا دارد، می‌تواند از کنگره۶۰ استفاده کند و آموزش‌های لازم را ببیند؛ ولی اینکه مرتب بخواهم به بچه‌ام به‌عنوان خطاکار نگاه کنم و دید من به او عوض شود، این کار روزبه‌روز تخریب بیشتری وارد می‌کند و آسیب بیشتری می‌بیند و حتی ممکن است مخفیانه و به‌دوراز چشم ما مصرف خودش را زیاد و با مواد دیگری بیشتر وارد تاریکی فروبرود.

با توجه‌ به اینکه شما مسافر لژیون تغذیه سالم  و ویلیام بوده‌اید، هر‌کدام از آن‌ها بر کیفیت زندگی شما چه تأثیری داشته است؟

هر دو سفر نیاز یک جسم سالم برای هر فرد در کنگره است که هم در اضافه‌وزن مشکل دارد و هم در مصرف دخانیات، من در ابتدا وارد لژیون تغذیه سالم شدم و خیلی دچار استپ وزنی بودم تا این که چند سال پیش با مهندس حسین دژاکام این موضوع را مطرح کردم که مصرف‌کننده قلیان هم بودم و ایشان فرمودند: «اشکال ندارد اول سفر نیکوتین را انجام بده و بعد سفر تغذیه سالم را» و من طبق نظر ایشان شروع کردم و بعد از رهایی نیکوتین و قبولی در این آزمون دومرتبه سفر جونز را شروع کردم که امیدوارم در این سفر هم به رهایی برسم؛ اما تأثیر این دو سفر بر کیفیت زندگی بسیاربسیار زیاد است، این سفر باعث می‌شود که شما هم در مسیر سلامت جسم حرکت کنید، به ورزش‌ کردن که اصل اولیه زندگی است، فکر کنید و با جهان‌بینی بهتری غذا می‌خورید و حتی با حس بسیار خوبی تنفس می‌کنید، چون حرکت‌ کردن در مسیر سلامتی جسم باعث شادی، نشاط و ترشح دوپامین و سرتونین بیشتر و دوری از افسردگی و ناامیدی می‌شود، اینها همه برای یک انسان بسیار باعث دلگرمی است و باعث می‌شود حس خوب و به‌مراتب جهان‌بینی بهتری در وجود انسان پدید آورد.

به نظر شما بزرگ‌ترین مانع ذهنی در مسیر رهایی از نیکوتین چیست؟

بزرگ‌ترین مانع رهایی در سفر نیکوتین به نظر من منیت و تنبلی است، منیت از جهت این که همیشه به دنبال تأیید دیگران هستم، نمی‌خواهم دیگران بدانند که من این ضدارزشی را دارم، به قول مهندس حسین دژاکام همه ما از ماسک خوب‌ بودن استفاده می‌کنیم و همیشه به دنبال تأییدطلبی هستیم؛ در‌حالی‌که فرد هر خطایی انجام بدهد، آخرین نفری که متوجه می‌شود خود فرد است و بقیه و اطرافیان خیلی زودتر از خودش متوجه شده‌اند، منتهی این‌قدر من را پذیرفتند که به روی من نمی‌آورند و تنبلی هم ازاین‌جهت که به‌هرحال آموزش گرفتن و نوشتن سی‌دی و در کل حرکت سخت است؛ اما نمی‌دانیم که آموزش و حرکت شاید در قدم اول کمی سخت باشد؛ اما از قدم دوم به بعد به‌قدری لذت‌بخش است که ادامه مسیر را برای من هموار و آسان می‌کند، پس باید برای رهایی از این دو گره منیت‌ و تنبلی حرکت کرد تا بعد از قدم اول برکت این سفر درمانی را به‌خوبی در جسم و در کل زندگی‌مان ببینیم.

 اگر رهایی از سیگار و آموزش‌های کنگره۶۰ را در یک جمله بخواهید برای نسل بعد توصیف کنید، آن جمله چیست؟

مثلث «جسم، روان و جهان‌بینی» تا جسم به درمان نرسد و حال چهل‌هزارمیلیارد سلول خوب نباشد، جهان‌بینی صددرصدی در آن به ظهور نخواهد رسید، رسیدن به حس خوب در حرکت اول جسمی سالم می‌خواهد تا بستر درست نباشد، رویایی بهشتی در آن نخواهد بود.

 اگر یک مصرف‌کننده ناامید صحبت‌های شما را بشنود، دوست دارید چه پیامی از شما به یادگار داشته باشد؟

ناامیدی بدترین ضربه تاریکی است و خیلی مواقع انسان را ضربه‌فنی می‌کند، من انسان هم همیشه در همه شرایط منتظر این ضربه نیروی منفی هستم؛ اما نمی‌دانم که  خیلی وقت‌ها حرکت من هم در ناامیدی است که ضربه را به این نیرو می‌زند، پس با توکل بر قدرت مطلق شروع کنم و بدانم که کائنات، خداوند و هستی ذره‌بینی عمل می‌کنند «وَ مَن یَعمَل مِثقالَ ذَرة خَیراً یَره و مَن یَعمل مِثقالَ ذَرةً شَراً یَره» برای هر حرکت و تلاش من؛ حتی اگر اندازه‌ای سرسوزن باشد پاداش و جزا در نظر گرفته می‌شود، حرکت کنم؛ حتی اندازه بسیار کم، وقتی طعم شیرین آن را چشیدم بعد حرکت‌های مستحکم‌تر را بردارم؛ اما این نباشد که بنشینم و درجا بزنم مبادا که در باتلاقی که زیر پاهایم به وجود می‌آید، غرق شوم و این مستلزم همان قدم و حرکت اول است، پس بلند شو و حرکت کن.

 اگر همسفری مصرف‌کننده قلیان یا سیگار باشد و خودش هم تمایل به سفر داشته باشد؛ ولی مسافر این اجازه را نمی‌دهد به بهانه‌هایی از قبیل (رفتن آبرو، خجالت‌کشیدن جلوی بقیه اعضاء و...) چه کاری بایستی انجام شود؟ شما چه توصیه‌ای در این مواقع دارید؟

به قول مهندس حسین دژاکام «من انسان همیشه به دیگران یاد می‌دهم که چگونه با من رفتار کنند و چگونه به من احترام بگذارند».  همچنین من همسفر در مسیر آموزش به‌خوبی این را یاد گرفتم که چگونه خواسته‌هایم را بیان کنم که پاسخ من، نه نباشد، در فایل صوتی «باد مناسب» تمام این نکات گفته شده که برای بیان خواسته باید با حس خوب، در زمان مناسب و در مکان مناسب خواسته بیان شود، اگر این مثلث رعایت شود ما به اکثر خواسته‌های خودمان می‌رسیم و این که بسیاری از مواقع برای رسیدن به یک خواسته باید تلاش کرد، چگونه من همسفر برای رسیدن به طلا، ماشین و رفاه در زندگی‌ام تلاش می‌کنم! دقیقاً همسفرانی که خواسته درمان نیکوتین، دخانیات و کلاً خواستار حرکت در کنگره هستند بایستی به همین روال تلاش کرده و برای رسیدن به خواسته درمان حرکت کنند و این را بدانیم که زمانی دیگران برای اولویت‌های من در زندگی ارزش قائل می‌شوند که در وهله اول خودم ارزش قائل شوم و به آنها احترام بگذارم تا دیگران هم به اولویت‌های من احترام بگذارند، پس همه‌چیز به درون خودم و نوع حرکت من برمی‌گردد که چگونه برای رسیدن به خواسته‌ام و در چه حد تلاش کنم.

 به نظر شما راهنما یا رهجو هرکدام به چه طریقی و چگونه می‌توانند در انجام کار خود کم‌فروشی کنند؟

طبق فایل صوتی «کم‌فروشان» همه ما در هر مسئولیتی که داریم، می‌توانیم کم‌فروشی کنیم و حیطه کم‌فروشی بسیار گسترده است، مثلاً من مادر اگر آن آموزشی که باید به فرزندم بدهم و وقتی که باید برای او بگذارم را برای دیگران بگذارم در مسئولیت مهم و خطیر مادری کم‌فروشی کرده‌ام یا اگر در وظایف همسری خودم، اولویت را خانواده خودم قرار دادم و بعد همسرم را، باز هم در وظایف همسری خودم کم‌فروشی کرده‌ام. در حیطه رهجو بودن کم‌فروشی بسیار زیاد است، رعایت‌ نکردن حرمت کنگره۶۰، تجسس، حفظ هویت نکردن برای لژیون و اعضاء کنگره۶۰، به چالش و حاشیه کشیدن شعبه، لژیون، راهنما، عدم فرمان‌برداری از راهنما و مافوق، عدم رعایت نظم، انضباط، احترام نگذاشتن به راهنما و مسئولین، ننوشتن سی‌دی، انجام عمل ناسالم و رعایت‌ نکردن قوانین کنگره و... همه این‌ها از کم‌فروشی یک رهجو است. در حیطه اختیارات راهنما طبق فایل صوتی «تعالیم زنجیره‌ای» در اختیار قرار ندادن علم صحیح کنگره به رهجو، مهر مادری یا جذبه پدری نامتعادل، انجام عمل ناسالم، عدم رعایت قوانین و حرمت‌ها، سوءاستفاده از الگو بودن، همه جزء کم‌فروشی یک راهنماست و از همه مهم‌تر رهجو را درگیر تاریکی نمودن بزرگ‌ترین کم‌فروشی یک راهنماست، مثلاً من برای دیده‌ شدن لژیون خودم و بال ابردن جذب لژیون سعی می‌کنم که رهجوهایم در همه عرصه‌ها خدمت داشته باشند که مرتب بگویند لژیون راهنما فلانی فعال هستند و همه از من تعریف کنند، مثلاً به‌عنوان راهنما دوست دارم اعضاء لژیونم زیاد و همگی خدمتگزار باشند، برای این که منیت من زیاد است و این‌طور من حکمت انجام خدمت را از رهجو می‌گیرم و اجازه نمی‌دهم که او بفهمد اصلاً برای چه خدمت می‌کند، بیشترین بار تاریکی راهنما و کم‌فروشی یک راهنما در این مقوله‌ای است که گفتم؛ چون راهنما دوست دارد دیده شود و این دیده‌ شدن تاریکی خود او است که از طریق رهجو و یاد دادن آن به رهجو قسمت اعظمی از کم‌فروشی خود را انجام می‌دهد و صدالبته که تمام این کم‌فروشی‌ها بازپرداخت دارد و به‌موقع هم کائنات و خلقت بازپرداخت کم‌فروشی من نوعی را هرچند کوچک، خواهد گرفت.

 در صورت امکان و تمایل می‌توانید برای ما بگویید که چطور شد که مصرف‌کننده شدید؟

به قول مهندس حسین دژاکام که می‌فرمایند: «ما همیشه به دنبال دلیل و علت رفتن انسان  در تاریکی‌ها نیستیم و فقط به دنبال درمان و خارج‌شدن از آن هستیم». چون رفتن در تاریکی یا در اثر جهل و نادانی انسان است و باید تقاص پس بدهد، سپس رشد کند و قوی شود یا مربوط به نامه پیشین است؛ درهر‌صورت رفتن در تاریکی هم برکت و حکمتی دارد، من اگر مصرف‌کننده قلیان شدم لذت آن را امروز به شکر خدا در سفر نیکوتین و آموزش بیشتر می‌بینم.


در آخر اگر صحبتی دارید لطفاً بفرمایید.

بسیار متشکرم از مهندس حسین دژاکام و خانواده محترمشان، از راهنما همسفر الهه، از راهنمای ویلیام همسفر مریم، از اسیستانت ویلیام همسفر مینا، اسیستانت همسفر سحر و ایجنت و گروه مرزبانی نمایندگی سیرجان  و همچنین از شما خدمتگزاران چراغ خاموش سایت کنگره۶۰.

سپاس از راهنمای ویلیام همسفر فاطمه که وقت خود را در اختیار ما گذاشتند، با خود اندیشیدم اگر من مصرف‌کننده دخانیات نیستم با منیت خودم به انجام کدام ضدارزش‌ها هنوز مشغولم و نمی‌پذیرم که در مسیر اشتباه در حال حرکت هستم؟

طراح سؤال و انجام مصاحبه: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر وجیهه (لژیون دوم)
عکاس: همسفر حمیده رهجوی راهنما همسفر وجیهه (لژیون دوم)
ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر آرزو نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سیرجان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .