خدا را شاکر و سپاسگزارم که مسیر کنگره برایم باز شد. دستورجلسه سال قبل سیگار و جایگزینی بود، متوجه شدم که قلیان چقدر آسیبزا است و با مصرف قلیان چه بلایی سر خودم آوردهام؛ تصمیم گرفتم سفر کنم و الآن ۱۴ روز است به لطف خداوند و دستان پرتوان آقای مهندس رها شدهام. متوجه شدم که مصرف قلیان چقدر خشم پنهان در من ایجاد کرده بود. فهمیدم چرا حالم خوب نبود، چرا حس خوبی نداشتم و چرا با کوچکترین حرفی از کوره در میرفتم. در سفری که داشتم درمان شدم و خشمِ من کنترل شد. قبلاً کلی سردرد داشتم و هیچ صبحی با حس خوب بیدار نمیشدم. وقتی مسافرت میرفتم، همیشه دنبال قلیان بودم. امروز سپاسگزار خداوند، آقای مهندس و خانواده محترمشان هستم که این بستر را فراهم کردند تا من به درمان و حالِ خوب برسم.
امروز بهجای قلیان، یک نوشیدنی مینوشم؛ یک کاپوچینو یا یک عصارهی زنجبیل و کلی انرژی میگیرم. سردردهایی که داشتم به لطف آقای مهندس درمان شدند. الآن صبحها که از خواب بیدار میشوم، حس، حال و انگیزه ادامه دادن دارم. خدا را شکر و سپاسگزارم که حالِ الانِ من با هیچ چیز در دنیا قابل مقایسه نیست. وقتی نشان رهایی ویلیام را از دستان آقای مهندس دریافت کردم از صمیم قلبم از خودم راضی و خوشحال بودم. رهایی برای من خیلی دلچسب بود. وقتی جناب آقای مهندس نشانِ ویلیام را روی شال من زدند، خدا را شکر کردم که زندگی معنای دیگری برایم دارد. امروز سالم بودنم را با هیچ چیز در دنیا عوض نمیکنم. خدا را شکر، امروز سالم هستم و سالم زندگی میکنم.
نویسنده: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارگ کرمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
57