English Version
This Site Is Available In English

دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما بکاریم تا دیگران بخورند.

دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما بکاریم تا دیگران بخورند.

چهارمین جلسه از دوره چهارم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی کمال‌الملک به استادی مسافر حبیب، نگهبانی مسافر پویا و دبیری مسافر علی اصغر با دستور جلسه «دراستحکام پایه‌های علمی و مالی کنگره ۶۰؛ من چه کرده‌ام» در روز دوشنبه 28 اردیبهشت ماه 1405 راس ساعت 16:00 شروع به کار کرد.

سخنان استاد:

از گروه مرزبانی و ایجنت تشکر می‌کنم که مسئولیت این جلسه را به من واگذار کردند تا آموزش بگیرم.
دستور جلسه «دراستحکام پایه‌های علمی و مالی کنگره ۶۰؛ من چه کرده‌ام؟» است. اگر بخواهم درباره خودم صحبت کنم، باید بگویم که کار خاصی انجام نداده‌ام. اما اگر بخواهم درباره بخشی از پایه‌های مالی و همچنین خود کنگره صحبت کنم تا بیشتر با آن آشنا شویم، باید بگویم که دیده‌بانان محترم، راهنمایان تازه‌واردین، راهنمایان، مرزبانان، مسئولان بخش OT، مبصران کلینیک، بخش همسفران و هزاران نفر دیگر در حال خدمت هستند.

این عزیزان بدون اینکه حتی یک ریال دستمزد دریافت کنند، خدمت می‌کنند. حتی زمانی که برای انجام امور کنگره به شهرستان‌ها سفر می‌کنند، چه با هواپیما و چه با خودروی شخصی، هزینه‌ها را از جیب خودشان پرداخت می‌کنند. اما چرا این کار را انجام می‌دهند؟ چون در گذشته افرادی بودند که چنین فضای آرام و امنی را فراهم کردند، هزینه کردند، صندلی خریدند و شرایطی را به وجود آوردند تا دیگران بتوانند به رهایی برسند، آموزش ببینند و حال خوبی پیدا کنند.
همان جمله معروف که می‌گوید: «دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما بکاریم تا دیگران بخورند.»
بنابراین من خودم را موظف می‌دانم که در استحکام پایه‌های مالی کنگره نقشی داشته باشم و نقش‌آفرینی کنم. کنگره متعلق به شخص خاصی نیست؛ کنگره متعلق به همه افراد است. وظیفه من این است که صد خودم را بازی کنم.
مقدار پول مهم نیست. ممکن است یک نفر یک میلیون تومان کمک کند، دیگری شش میلیون تومان، فردی دنور شود و شصت میلیون تومان پرداخت کند و شخص دیگری پهلوان شود. شاید کسی با پرداخت یک میلیون تومان، صد درصد توان خود را گذاشته باشد، اما فرد دیگری یک میلیارد تومان پرداخت کند و هنوز صد خودش را نگذاشته باشد.


کنگره به پول من نیاز ندارد و پول من را نمی‌خواهد؛ کنگره می‌خواهد که من قوی باشم، می‌خواهد بخشندگی را یاد بگیرم. در حقیقت، این من هستم که به این خدمت نیاز دارم. کنگره پایه‌های مالی مرا محکم کرده است.
نباید فراموش کنم زمانی که وارد کنگره شدم چه حال بدی داشتم و چگونه من و خانواده‌ام به آرامش رسیدیم. یک مصرف‌کننده علاوه بر خودش، چندین نفر از اعضای خانواده و اطرافیانش را نیز درگیر می‌کند. سختی‌ها و مشکلات همیشه وجود دارند، اما این آرامش می‌تواند بر مشکلات غلبه کند.
همین موضوع باعث شده است که در استحکام پایه‌های مالی کنگره سهمی داشته باشم تا امروز برای خودم صندلی‌ای وجود داشته باشد و فردا نیز اگر کسی خواست روی این صندلی بنشیند، بتواند به درمان و رهایی برسد.


روز شنبه تولد آقا روح‌الله بود. ایشان توانستند خودشان و خانواده‌شان را به رهایی برسانند و ما نیز از این موضوع بسیار خوشحال شدیم. وقتی یک نفر به درمان می‌رسد، افراد زیادی از این رهایی خوشحال می‌شوند و برای من مهم است که در این شادی سهیم باشم.
در سفر اول، پس از گذشت پنج یا شش ماه، راهنمایم اجازه داد وارد لژیون سردار شوم که از ایشان تشکر می‌کنم. آن زمان درک و شناخت کاملی از لژیون سردار نداشتم و فقط می‌دانستم که کمک کردن به انسان‌ها کار خوبی است و حال آدم را خوب می‌کند.
سال دوم دنور شدم و تعهدم را پرداخت کردم. امسال که سال سوم است، یک دنور و دو لژیون سردار متعهد شده‌ام که نیمی از آن را نیز پرداخت کرده‌ام و باقیمانده را هم با کمال میل پرداخت خواهم کرد.


در شعبه وقتی پهلوان‌ها را می‌بینم و نشان دنوری آن‌ها را مشاهده می‌کنم، تشویق و ترغیب می‌شوم. آرامش و سلامتی قیمت ندارد و با پول قابل خریدن نیست.
ما زمانی که به پزشک مراجعه می‌کنیم، هدفمان این است که حالمان خوب شود. به کنگره هم می‌آییم تا حالمان خوب شود. کنگره مسیر خودش را ادامه می‌دهد و منتظر من نمی‌ماند. اگر من روی این صندلی نبودم، فرد دیگری روی آن می‌نشست. این من هستم که اگر از این مسیر جا بمانم، ضرر می‌کنم. بنابراین باید حواسم را جمع کنم تا بتوانم در این جایگاه و ساختار حضور داشته باشم و حداقل در فراهم شدن یک صندلی برای رهایی یک نفر سهیم باشم.
در بخش علمی کنگره نیز، بنا به صحبت‌های مهندس، ایشان کتاب ۶۰ درجه را پیش از تأسیس کنگره به نگارش درآوردند و در آن روش درمان اعتیاد و نقاط کور این بیماری را مطرح کردند. در حالی که هنوز هم در سراسر دنیا گفته می‌شود که اعتیاد درمان ندارد.


در بسیاری از گروه‌های دیگر می‌گویند فقط امروز مواد مصرف نکن، فقط از مواد دوری کن و تصور می‌کنند این روش درست است؛ زیرا راه درمان اعتیاد را پیدا نکرده‌اند. به همین دلیل است که بسیاری از پزشکان و مراکز درمانی دنیا همچنان معتقدند اعتیاد درمان ندارد.
در حالی که هر بیماری در دنیا درمان دارد، به شرط آنکه راه درمان آن پیدا شود.
یکی از دوستان من حدود بیست سال است که در گروه‌های دیگر ترک کرده است، اما هر زمان در جمعی حضور پیدا می‌کند و حتی صحبت مختصری درباره مواد مخدر مطرح می
‌شود، سریع آن جمع را ترک می‌کند. آن‌ها برای پاک ماندن، روزشماری می‌کنند؛ مانند یک زندانی که هر روز یک خط روی دیوار می‌کشد. آن‌ها فقط از مواد دور شده‌اند، اما حال خوبی ندارند.
اما ما در کنگره به جایی می‌رسیم که گاهی هنگام اعلام سفر، حتی فراموش می‌کنیم چه مدت از رهایی ما گذشته است.
ممنونم که با سکوت و توجه خود به صحبت‌های من گوش دادید.

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .