English Version
This Site Is Available In English

کنگره به من دلیل زندگی کردن داد

کنگره به من دلیل زندگی کردن داد

همسفر فاطمه.ش

یادم‌ می‌آید ۵ سال پیش، قبل اینکه وارد کنگره بشوم، دنیایی برای خودم و مسافر و بچه هایم درست کرده بودم که همه در رنج عذاب بودند. ناامیدی، سر و صدا، دعوا، این قدر در باتلاق جهل نادانی خود فرو رفته بودم و انتظار داشتم کسی از بیرون بیاید به من کمک کند، انتظار از همه داشتم به غیر از خودم، همه را مقصر مشکلاتم میدانستم، اعتیاد مسافرم را گردن همه می انداختم به غیر از خودم.

هر چه قدر تلاش می کردم، همه‌ی تلاش‌ها بی‌فایده بود؛ چون بدون اینکه فکر کنم کاری انجام می‌دادم و به نتیجه نمی‌رسیدم. هرچه جلوتر می‌رفتم مشکلاتم زیاد و زیادتر می‌شد، به حدی حالم بد بود که برای رهایی خودم از دست این حال بد و این زندگی که مصرف‌کننده در آن دارم، هر لحظه فکر خودکشی خودم و بچه‌هایم در سرم بود، و هر بار می‌آمدم اقدام به خودکشی کنم، تمام بدنم به لرزش در می‌آمد و دست و پاهایم می‌لرزید و حالم بدتر می شد. آری آنجا بود، در اوج حال خرابی بودم، در ته چاه؛ مثل شب سیاه، نادان و پر از افکار منفی بودم و انتظار داشتم یک شبه همه مشکلم حل بشود.

یک دفعه چشم باز کردم، دیدم داخل کنگره هستم. اصلا نمی‌دانم چطور و چگونه وارد کنگره شدم؛ فقط می‌دانم وارد جایی شده بودم که دارم از ته باتلاقی که فرورفته بودم به آرامی، با آموزش های کنگره ،سی‌دی نوشتن، در جلسات شرکت کردن، به حرف راهنما گوش کردن بالا می‌آمدم.

آری من وارد جایی شده بودم که نیروهای منفی را از من دور کرد، ذهن من را از اینکه خودم، عزیز و پاره تنم را بکشم، تا از مشکلات راحت بشوم شستشو داد. به من یاد داد، فاطمه تو به این دنیا آمدی تا آموزش بگیری! فاطمه تو چرا اینقدر زندگی را برای خودت سخت کردی؟ چرا فکر می‌کنی با خودکشی کردن همه چیز درست می‌شود؟ یاد گرفتم برای هر مشکلی راه حلی هست .

همیشه بخاطر اعتیاد مسافرم رنج می‌بردم می‌گفتم: اعتیاد درمان ندارد؛ چون با شکست‌های پی درپی برای ترک ناامید شده بودم. اما کنگره این امید را در دل من زنده کرد، که اعتیاد هم که بزرگترین مشکل در جهان هست با دارو و جهان‌بینی حل می‌شود. من باید برای حل مشکلم حرکت کنم .بله کنگره بود که من را از جهل نادانی خودم، و از فکر اینکه خودم را بکشم مشکلم حل می‌شود نجات داد.

کنگره مثل یک فرشته به کمکم آمد، تا بتوانم از پس تمام مشکلات زندگی‌ام برآیم، کنگره بود که این حس خوب را به من داد که فاطمه تو لایق بهترین‌ها هستی، می توانی حالت را خوب کنی به زندگی ادامه بدهی، با کشتن خودت جسمت تحویل داده می شود، روحت در بعد دیگر به زندگی خودش با همان افکار، به زندگی خود ادامه می‌دهد، شکر،شکر،شکر زندگی و زنده‌ماندن خودم را اول مدیون خدای خوب خودم هستم، بعد مدیون کنگره هستم.

نویسنده: همسفر فاطمه.ش رهجو راهنما همسفر فهیمه ( لژیون اول )
رابط خبری: همسفر احترام رهجو راهنما همسفر فهیمه ( لژیون اول )
ارسال: همسفر فاطمه‌.خ رهجو راهنما همسفر زهرا ( لژیون ششم ) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی یحیی زارع میبد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .