English Version
This Site Is Available In English

مصرف دخانیات تاریکی و ضدارزش است

مصرف دخانیات تاریکی و ضدارزش است

جلسه چهاردهم از دوره چهل وسوم کارگاهای آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی ابوریحان به استادی راهنما ویلیام همسفر سمیه، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر فرزانه با دستور جلسه «دخانیات (سیگار، قلیان، ناس، پیپ، ویپ)» روز سه‌شنبه ۱۲ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

در ابتدا خواستم از خداوند شکرگزاری کنم که اذن این را به من داد تا در اینجا قرار بگیرم، آموزش بگیرم و روی ماه شما را از اینجا ببینم. تشکر می‌کنم از آقای مهندس و خانوادهٔ محترم ایشان که این بستر را برای ما فراهم کردند تا ما آموزش بگیریم و به خویشتن خویش خود برسیم. در ادامه تشکر می‌کنم از ایجنت محترم، مرزبان‌های عزیز، نگهبان و راهنمایان ویلیام که به من اجازه دادند در این جایگاه بنشینم، انرژی بگیرم و آموزش کسب کنم. امیدوارم بذر نیکو بکاریم برای آیندگانی که در این مسیر می‌آیند تا إن‌شاءالله به رهایی و حال خوب برسند. این هفته را به آقای مهندس و خانوادهٔ محترم ایشان و تمام اعضای کنگره ۶۰، به خصوص قسمت ویلیام، تبریک می‌گویم.

دستور جلسه این هفته، دخانیات می‌باشد. دخانیات شامل سیگار، قلیان، ویپ، ناس و قلیان‌های الکترونیکی هست. حالا می‌توانیم بگوییم به هر اندازه و هر میزان، حتماً میزان زیاد ملاک نیست؛ حتی به مقدار کم. در کنگره متوجه شدیم که چه یک قدم در تاریکی‌ها بگذاریم و چه بدویم و مسافت‌ها را طی کنیم، مهم این هست که تاریکی‌ها را شناخته‌ایم. مصرف دخانیات، تاریکی و ضد ارزش است.

علم پیچیده نیست، هر چیز کلیدی دارد. آقای مهندس برای درمان اعتیاد، صورت مسئله اعتیاد را پیدا کرد. با کشف صورت مسئله اعتیاد، خودشان را به درمان رساندند و بعد راه‌گشا بودند برای انسان‌هایی که در تاریکی قوطی‌ور بودند. اینقدر این مسیر، سبز و روشن بود که متمم شد، نه فقط برای اعتیاد، بلکه راه باز شد. چیزی که بیرون از کنگره غیرقابل درمان هست، همین مصرف مواد مخدر و سیگار است که آقای مهندس توانستند به راحتی راه درمان نیکوتین را هم پیدا کنند. درمان در کنگره۶۰ با متد DST، برای مصرف‌کنندگان مواد، شربت OT و برای مصرف‌کنندگان نیکوتین، آدامس نیکوتین هست. آقای مهندس در این راه خیلی زحمت کشیدند و هر چیزی را کشف می‌کردند، اول روی خودشان و خانواده‌شان امتحان می‌کردند و اگر جواب می‌داد، بعد برای دیگران به ارمغان می‌آوردند.

ما می‌دانیم اعتیاد بیماری جایگزینی هست. اعتیاد بیماری‌ است که در بیرون کنگره۶۰ هیچ راه درمانی ندارد. هیچ دانشگاهی نمی‌تواند درمان یا حرفی از درمان داشته باشد؛ ولی ما می‌بینیم بعد از بیست و چند سال، راه درمان پیدا شده و به راحتی افراد می‌آیند و با متد و داروی مناسب به درمان قطعی می‌رسند. درمان قطعی یعنی چه؟ یعنی من مصرف‌کنندهٔ سیگار که روزی یک جایی بوی سیگار به من می‌خورد، از خود بی‌خود می‌شدم و به دنبال این بود که سیگار مصرف کنیم؛ الان به جایی رسیدم که در جمعی هستم که همه سیگار یا قلیان می‌کشند؛ ولی در من هیچ تمایلی و وسوسه‌ای نیست. ما می‌دانیم که کشف صورت مسئله اعتیاد به شناخت انسان‌ها بر می‌گردد.

آقای مهندس تنها مواد مخدر و سیگار را درمان نکرده‌است؛ بلکه خود من در طی ۱۸ ماه توانستم اضافه وزن خودم را کاهش دهم و خیلی‌ از افراد هم کمبود وزن داشتند و با همین روش افزایش وزن داشتند. چرا؟ چون این مسیر، مسیری است که انسان را به خودش برمی‌گرداند.تاریکی فقط این نیست که کسی بکس بکس سیگار بکشد. نه! من رهجو داشتم که هفته‌ای یک بار قلیان مصرف می‌کرد؛ ولی پذیرفت که این تاریکی درونش هست و باید به درمان برسد. امروز پیام من برای همسفران این است که باید این تاریکی‌ها را ببینید. در وادی پنجم، پله اول، برگشت از ضد ارزش‌ها است. من زمانی می‌توانم به آموزش‌ها دسترسی پیدا کنم  و از آن استفاده کنم که این ضد ارزش را درون خودم ببینم، بخواهم و حرکت کنم و به درمان برسم. نه تنها به درمان برسم؛ بلکه مسافر خودم را درک کنم و به او کمک کنم و مادر خوبی برای بچه‌های خودم باشم و بتوانم همسر خوبی برای مسافرم باشم.

لژیون ویلیام وایت بازی در آگاهی می‌باشد. من را با خودم آشنا می‌کند و وجه مثبت و توانایی‌های من را آزاد می‌کند. خدا را شکر که بستر در شعبه ما فراهم است و راهنمایان خیلی خوبی داریم. راهنما ویلیام همسفر غزاله و راهنما ویلیام همسفر مریم، با عشق و محبت دست‌های خودشان را دراز کردند که هر کس که خواهان درمان است، دستشان را بگیرند و سفر خود را آغاز کنند. واقعاً این سفر خودِ شما را به شما برمی‌گرداند. راهنمایم، همسفر اعظم، می‌گفتند: «سفر ویلیام یعنی سفری برای خود.»

امیدوارم اگر عزیزی در جمع ما مصرف‌کننده هست، امروز برایش نقطهٔ تفکر زده شود و دستش را با شهامت بالا ببرد. واقعاً این شهامت می‌خواهد، آگاهی و دانایی می‌خواهد. اگر مرد رهی میان خون باید رفت، امروز آن روز است. بچه‌ها برای امروز زحمت کشیدند تا بتوانند پیام را برسانند. ان‌شاءالله اگر عزیزان خواهان هستند، با قدرت دستشان را بالا ببرند و در مسیر درمان قرار بگیرند.

در ادامه خواستم تشکر کنم. من بعد از ۶ سال خدمت در جایگاه راهنما ویلیام، امروز ترخیص می‌شوم. امروز برای من خیلی مبارک است. وقتی به عقب نگاه می‌کنم، می‌بینم که خدا را شکر اندازهٔ توانایی و ظرف وجودی خودم توانستم و وجدان من آرام است که صد خودم را گذاشته‌ام. امیدوارم خداوند از من راضی باشد. تشکر می‌کنم از ایجنت‌ها، مرزبان‌ها و راهنمایان عزیز. چون اگر راهنماها دستشان را در این سال‌ها به من نمی‌دادند، قطعاً لژیون ویلیام وایت پیشرفت نمی‌کرد. خیلی خوشحالم که اولین رهجوی من، مسافر نیکوتین همسفر زیبا، جلوی من نشسته‌اند؛ ایشان را دیدم و وجودم پر از انرژی شد. از اسیستانت همسفر عصمت تشکر می‌کنم که در این مسیر خیلی به من کمک کردند. از ایجنت و مرزبان‌ آقایان تشکر می‌کنم که با من در این سال‌ها ۱۲ یا ۱ ظهر می‌آمدند، در را باز می‌کردند. آن موقع‌ فقط یک لژیون ویلیام وایت بود و اگر این عزیزان نبودند، پیشرفتی در شعبه نداشتیم. از راهنمای عزیزم، راهنما همسفر اعظم، تشکر می‌کنم که هر آنچه هستم از زحمات ایشان است. ان‌شاءالله همه ما پلی برای رسیدن به آرامش خیلی‌ از افراد، باشیم.

همیشه در لژیون ویلیام وایت گفته‌ام که آینه را سمت خودتان برگردانید، خودتان را ببینید. یکی از این راه‌ها همین سفر ویلیام می‌باشد. اصلاً نیکوتین چه هست؟ در بدن ما یک‌سری مواد بیوشیمی تولید و ترشح می‌شود که یکی از آن‌ها نیکوتین آمید است. فردی که سیگار، قلیان و ویپ مصرف می‌کند، یک عمل جایگزینی در او اتفاق می‌افتد. مواد بیرونی، جایگزین مواد داخلی می‌شود و ذره‌ذره نیازمند می‌شود و ذره‌ذره در افکار، اندیشه و روانش تأثیر می‌گذارد و از تعادل طبیعی خارج می‌شود. برای درمان، باید این را معکوس کند، زمان و داروی مناسب دهد و آموزش‌های لازم را هم بگیرد تا بتواند به درمان برسد.

من دوست دارم این دستور جلسه را برگردانم به قسمت همسفران. ۱۰ سال پیش، من با حال خراب آمدم و در این شعبه به روی من باز شد. نه تنها بیماری اعتیاد همسرم بود؛ بلکه خودم هم مصرف‌کننده سیگار بودم. با دوتا بچه کوچک و دنیایی از تاریکی وارد شدم. آن موقع در لژیون همسفران آموزش می‌گرفتم، می‌دیدم بقیه دارند آموزش می‌گیرند و پیشرفت می‌کنند و به صورت عملی اجرا می‌کنند؛ ولی من حال خوبی نداشتم. روزی مطرح کردم، ترس از قضاوت داشتم، ترس اینکه دیگران در مورد من چه فکری می‌کنند. به راهنمای خودم مشکلم را گفتم و ایشان هم من را به راهنما همسفر اعظم راهنمایی کردند. آنجا نقطهٔ تفکر در من زده شد؛ ولی باز هم ترس در من قدرتش زیاد بود. نکند مسافرم من را حمایت نکند، نکند اعضا شعبه بگویند مصرف‌کننده هم بوده.

سه ماه از خواسته من تا ورود به لژیون، گذشت و زمانی که وارد شدم، تسلیم وارد شدم و سفر خودم را به راهنمایی راهنما همسفر اعظم شروع کردم و دیدم گره من آنجا بود و هر چه بیشتر جلو می‌رفتم، بیشتر به خویشتن خویش خودم می‌رسیدم و متوجه می‌شدم که مقصر اصلی حال بدم، خودم بودم.

تجلیل راهنمای ویلیام همسفر سمیه 

سخنان راهنما ویلیام همسفر سمیه: 

خدا را شاکر هستم. درست در تاریخ ۹۹/۳ لژیون من شروع به کار کرد و ۴۰۵/۳ هم به اتمام رسید. درست ۶ سال است. ایجنت همسفر فاطمه درست می‌گویند که هر چیز زمان خود و حکمت خودش را دارد. من زمانی در جنگ بودم که اول از جایگاه راهنمایی ویلیام تجلیل شوم تا خودم را آماده کنم و بعد از جایگاه راهنمای شال نارنجی تجلیل شوم؛ ولی الان ۳ ماه گذشته است و می‌بینم که ترتیب این پازل، بهترین ترتیب بود. چون من انرژی لژیون ویلیام وایت را می‌خواستم تا این ترخیص اتفاق بیفتد. خدا را شکر می‌کنم که به وقتش در این جایگاه قرار گرفتم.

از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان تشکر می‌کنم. از اولین بانوی مسیر ویلیام، همسفر اعظم جلالی، راهنمای عزیزم تشکر می‌کنم. ایشان اینجا نیستند و فرسنگ‌ها از من دور هستند؛ اما من این صندلی‌ها را می‌بینم و حضورشان را در کنار خودم حس می‌کنم. هر آنچه دارم از زحمات ایشان دارم و ایشان به من انسان بودن و انسان زیستن و مفید بودن را آموزش دادند. امیدوارم دوباره بتوانم خدمتگزار خوبی برای کنگره باشم. راه من هنوز ادامه دارد. روزی در خواب به آقای مهندس قول دادم که من پلی باشم برای رسیدن خیلی‌ از افراد به آرامش و این آرامش را در کنگره گرفتم. برای من فرق نمی‌کند چه جایگاهی؛ یک روز راهنما، یک روز جابه‌جایی صندلی‌ها یا یک روز آغوشی گرم به شما دهم. فقط امیدوارم خداوند توفیق آن را به من بدهد.

از مسافرم تشکر می‌کنم. در سفر اول در کنار من نبود، حتی می‌توانم بگویم که جلوی من ایستاد و این ایستادن باعث شد که من قوی باشم و قوی حرکت کنم. از بچه‌هایم تشکر می‌کنم. دیشب پسر کوچک من بعد از ۶ سال به من گفت: «مامان، دیگر نمی‌خواهی بروی کنگره؟» گفتم: «چرا؟» گفت: «مامان تو همیشه سه‌شنبه‌ها ساعت ۱۲ آنجا بودی. نمی‌دانستی که من نهار می‌خورم یا نه؟ اما بعضی موقع‌ها نهار نمی‌خوردم، بعضی موقع‌ها داداش من را اذیت می‌کرد و خوشحالم از اینکه تجلیل شدی و در کنار من هستی.» واقعاً اینجا حس کردم که باید از او عذرخواهی کنم و تصمیم گرفتم یک کادوی خوب برایش تهیه کنم. این توفیق‌ بود که من به اینجا رسیدم. خدا را شکر می‌کنم. از ایجنت‌ها، مرزبان‌ها و خانم عصمت عزیز تشکر می‌کنم. از همسفر لیلا آقاسی تشکر می‌کنم که خیلی در این مسیر به من کمک کردند. اولین ایجنت بودند و لژیون ویلیام را خیلی حمایت کردند.  با ورود هر مسافر نیکوتین به لژیون من، یک سفر را شروع و به پایان می‌رساندم، گره‌های خودم باز می‌شود و خودم را بیشتر می‌شناختم.

خواستم اینجا از سایت و خدمت‌گزاران سایت تشکر کنم. این هفته کولاک کردند و خیلی خیلی ازشون ممنون هستم. واقعاً پیام را رساندند. ازشون قدردانی می‌کنم. امیدوارم بتوانم در کنگره چراغی باشم که دیگران هم بیایند و در این مسیر بپیوندند.

اتمام دوره نگهبانی همسفر فاطمه و شروع دوره جدید نگهبانی همسفر زهره 

همسفر الهه دبیر اول و همسفر نرگس دبیر دوم 

مرزبانان کشیک: همسفر سعیده و مسافر داوود  
تایپ: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون سوم)
عکاس: همسفر حدیث رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون سوم)
ویرایش: همسفر هستی رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون اول) نگهبان سایت
ارسال: همسفر سعیده مرزبان خبری
همسفران نمایندگی ابوریحان تهران

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .