جلسه ششم از دوره پانزدهم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی صادق قم با استادی راهنمای محترم مسافر احمد و نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافر علی اکبر با دستور " دخانیات(سیگار ،قلیان،پیپ و ویپ) و تولد اولین سال رهایی مسافر اسماعیل "سهشنبه. ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز بکار کرد.
سخنان استاد:

بنام قدرت مطلق الله
سلام دوستان احمد هستم مسافر
خیلی خوشحالم که امروز در این جایگاه قرار دارم و خداوند رو سپاسگزارم و همینطور از آقای مهندس سپاسگذار هستم و در ادامه از راهنمای عزیز آقای عباس آقایی تشکر میکنم ،دستور جلسه امروز دخانیات هست ،وجه دخانیات در کنگره مهم است ، به این موضوع که فکر میکردم متوجه شدم شیطان برای اینکه بخواهد انسان را از خداوند دور کند و بابت آن قسمی که یاد کرده نیاز به یکسری ابزار و وسیله دارد در قسمت جسم که یکی از مهمترین آنها مواد مخدر و سیگار است .
اصلا بحث کشیدن و یا نکشیدن آن نیست ، نیکوتین و اینها بحث جسمی دارد اما عمده بحث که روی جهانبینی است این است که انسان از نور و خداوند و روشنایی و بهشت و حال خوب و سلامتی فاصله میگیرد و به سمت ویرانی ، حال بد وخراب کردن جسم میپردازد ،کسی که سیگاری است مهمترین چیزی را که از دست می دهد این است که پرخاشگر و زود عصبانی میشود و در زمان درمان هم کسانی که آدامس را کمتر از آن چیزی که تجویز شده است میخورند معمولا پرخاشگر میشوند و نشانه آن این است .
رفتن به جهان تاریکی کار آسانی است اما خروج از آن کار آسانی نیست ،کار خیلی سختی است ، شیطان به زیباترین شکل ممکن در بسته های خیلی زیبا و لوکس و در تنوع بسیار زیباتر، انسان را سیگاری و یا قلیانی میکند ، اتفاقا بنده چندی پیش مهمانی دعوت بودم که یکی از اقوام ده ، دوازده میلیون پول بابت یک قلیان داده بود ،یک دختر خانمی بود ، یک قلیان خیلی شیک با برند روز که بنشینند و از آن استفاده کنند که اینها در ظاهر فکر میکردند که مشغول یک دود گرفتن ساده هستند در یک دور همی، ولیکن در باطن آنها یک اتفاقات وحشتناکی در حال رخ دادن است که همان خروج از روشنایی ها و حرکت به سمت تاریکی هاست .
در هیچ جای دنیا نتوانسته اند که انسانها را از این جهان تاریکیها خارج کنند ،چون تصور آنها بر یک سیگار کشیدن ساده است که میتوانند به سادگی هر زمانی که بخواهند آن را مصرف نکنند ، برخی از بزرگان ما پدر یا مادر اصرار براین داشتند که بجای سیگار پسته یا جگر بخورید ولی آگاهی نداشتند که بعد از خوردن اینها تنها چیزی که لذت داشت کشیدن سیگار بود، چای دم میکردیم که بعد از خوردن آن سیگار بکشیم ،همینطور قهوه و مواد هم مصرف میکردیم که سیگار بیشتری بکشیم.
به نظر من خود سیگار عامل مصرف مواد مخدر هست ، در خوشی و ناراحتی سیگار میکشیدیم ، قبل و بعد از غذا خوردن و آنهایی که نماز میخوانند شاید قبل و بعد از نماز خواندن سیگار میکشیدند ، قبل و بعد از مراسم عذا و یا جشن عروسی ، به هر حال لحظه لحظه زندگی ما با سیگار اجین گشته بود و واقعا درمان مصرف سیگار، استادان و تیم و علمی قوی نیاز دارد، این نیست که من تا امروز مصرف میکردم واز فردا با سیگار الکترونیکی و یا جویدن آدامس که قبل از کنگره هم وجود داشت. چند نفر قادر به درمان مصرف سیگار شدند؟ ولی در کنگره قابل مشاهده است که بصورت خیلی رندم در حال انجام است و انسانها از جهان تاریک سیگار خارج میشوند البته کار سختی است ، ولی شدنی است که در کنگره توسط یکی از اساتید بزرگ جهان هستی آقای مهندس در حال انجام است .
تک تک ما باید قدردان این فرصت باشیم که بتوانیم از تاریکیها خارج شویم و یا به عبارتی بحث مصرف و یا عدم مصرف سیگار نیست بلکه خروج از جهان تاریکی ها و رسیدن به روشنایی، آرامش و حال خوب است ، شاید شخصی الان با مصرف سیگار حالش خوب باشد ولی میرسد به جایی که کشیدن سیگار حال او را خراب و خرابتر می کند ، لژیونهای ویلیام در شعبه صادق که بسیار قوی و خوب در حال فعالیت هستند و مسافرهایی که در حال سفر اول هستند بعد از دو ماه حتما باید سفر سیگار را آغاز کنند ،برای سلامتی و درمان سیگار.
آقا اسماعیل که تولد ایشان نیز هست ده سال پیش در شعبه امین برای اولین بار سفر که نه شبیه یک سفر را آغاز کرد ولی بعد از مدتی کنگره را ترک کرد درحالی که همسفر ایشان به سفر خود ادامه داد ، و هستند کسانی که در کنگره مسافر ندارند ولی درحال آموزش هستند ، که این امر هم سخت وهم سهل است به اینگونه که مسافر در حال مصرف است و همسفر یکسری اطلاعاتی دکسب میکند و در حال تغییر است در صورتی که مسافر هنوز اندر خم یک کوچه است و همچنان مواد مصرف می کند ،و سهل بودن آن این است که همسفر مسافر را درک میکند که ایشان نیاز به زمان دارد یکسال دوسال و یا چندین سال ، شاید در این دوره مسافر به مرحله ای نرسد که بخواهد درمان شود و در دورههای بعدی تفکر کند و تصمیم بگیرد دوباره سفر خود را شروع کند ، که این کاملا واقعیست و وجود دارد ، اما زمانی که برای بار دوم وارد شعبه صادق شد سفر خود را خیلی خوب شروع کرد ، دارو را سر وقت مصرف میکرد ،سی دی ها را خیلی خوب نوشت .
خیلی ها فکر میکنند هرویین درمان ندارد ویا خیلی سخت است ولی خوب ایشان با مصرف هرویین آمد و با یک سفر خیلی خوب به درمان رسید و سفر
درمان نیکوتین را هم انجام داد و به رهایی رسید و من امیدوارم که در سفر دوم قویتر باشند ، سفر اول ده الی یازده ماه است که تمام میشود ، اما مهمتر از آن سفر دوم و مراقبت و نگهداری از سیستم ایکس ، جسم ، جهانبینی و روان که ادامه دارد و تمام نمیشود ، در سفر اول تنها اعتیاد درمان میشود ولی برای مسائل دیگر باید سفر دوم انجام شود ، تا به ثبات و آن قوام دست پیدا کنیم ، هر چه بیشتر بمانیم این امر بیشتر میشود و حد اقل زمانی که یک سفر دومی باید در کنگره سفر دوم را انجام دهد یکسال است که باید سفر دوم خوبی و کاملی داشته باشد .
از اینکه به حرفهای من گوش کردید سپاسگذارم.
قسمت دوم دستور جلسه: تولد اولین سال رهایی مسافر اسماعیل

پیام تولد مسافر اسمایل
در این راه شیطان از بهترین دوستان کمک می طلبد که یاقوت را برباید بایستی هوشیار باشیم و با مروت عمل کنیم
اعلام سفر مسافر اسماعیل
سلام دوستان اسماعیل هستم یک مسافر
آخرین آنتیایکس مصرفی هروئین
روش درمان DST
دارو درمان شربتOT
مدت زمان سفر اول ۱۱ ماه
ورزش در کنگره والیبال و شنا
مدت زمان رهایی یک سال و سه ماه
با راهنمایی راهنمای محترم آقا احمد
در ادامه سفر سیگار داشتم مدت زمان رهایی یک و سال و دو ماه با راهنمایی راهنمایی خوبم آقا مجتبی
آروزی مسافر اسماعیل : آروز میکنم هیچ همسفری تنها سفر نکند و اگر مسافرش بیرون کنگره هست به کنگره وصل شود و اینجا به درمان برسد
آروزی همسفر معصومه: من هم آرزو میکنم همسفرانی که تنها به کنگره می آیندجوری سفر کنند و به حس و حال خوب برسند که بگویند خوش به حال من که به کنگره آمدم
خلاصه سخنان مسافراسماعیل:
تشکر میکنم از خداوند بزرگ و آقای مهندس و خانواده محترمشان راهنمای خوبم آقا احمد تشکر میکنم و بهترینها را برای ایشان آرزومندم از ایجنت قسمت همسفران و گروه مرزبانی تشکر میکنم از ایجنت قسمت مسافران آقا هاشم و گروه مرزبانی تشکر میکنم ایجنت دورههای قبلی آقا علیرضا و آقا مجتبی تشکر میکنم از راهنمای درمان سیگارم آقا مجتبی تشکر میکنم از آقای جوادی نیز تشکر میکنم از راهنمای درمان اعتیادم در سفر دوم آقا علی اکبر خیلی خیلی تشکر میکنم اول عذرخواهی میکنم از پسر گلم امیر و همسفر خوبم معصومه خانوم تشکر میکنم و بابت زحماتی که برای من میکشند خیلی خیلی قدردانم از راهنمای ارزشمند همسفرم خانم آمنه خیلی خیلی تشکر میکنم که زیاد زحمت کشیدن
من یاد گذشته که میافتم متوجه میشوم که همسفرم را خیلی اذیت کردهام از مهمانهای عزیز قسمت همسفرها و مسافرها خیلی تشکر میکنم همسفر من استاد من هستند و با جسمی مریض به شعبه امین میرفتند و در پارکینگ من مصرف میکردم و ایشان به کنگره میآمدند بابت این موضوع از ایشان معذرت خواهی میکنم و امیدوارم زحمات ایشان را بتوانم جبران کنم از اینکه به صحبتهای بنده توجه نمودید از همه شما سپاسگزارم.
خلاصه سخنان همسفر معصومه:
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که در اینجا هستم و مسافرم را در این جایگاه میبینم واقعاً خداوند را شاکروسپاسگزارم،
چندین سال هست که در کنگره هستم، ازدواج من و مسافرم فامیلی بود و از همان سالهای اول ناراحتی در زندگی ما بود و من سعی میکردم که کسی متوجه نشود در زندگی ما چه خبر است و گذشت و گذشت و ۱۵ سال گذشت و مسافرم مصرف کننده بود و سعی میکردم که پوشش بدهم تا کسی متوجه نشود ادامه پیدا کرد و یک اتفاقاتی افتاد ، در اطراف ما مصرف کننده های زیادی بود ولی هیچ کدام از اینها انقدر مثل مسافر من تخریب نداشتند و درست یادم است که به مغازه برادر شوهرم رفتم، خانه بر سر من خراب شده بود و فکر نمیکردم یک روزی وارد کنگره شوم موقعی که به کنگره وصل شدم هیچ اطلاعاتی از آن نداشتم و با همه ناامیدیها که داشتم وارد کنگره شدم و به لژیون خانم آمنه رفتم از ایشان خیلی خیلی تشکر میکنم و از هم لژیون های خیلی خوبم واقعاً تشکر و قدردانی میکنم،من اوایل هیچ ارتباطی با کسی نمیتوانستم بگیرم یواش یواش با آموزشهایی که از کنگره گرفتم به آرامش رسیدم و خدا را شکر که ماندم و از الگوهایی که گرفته بودم ماندم
از احمد آقا و صحبتهایی که داشتند فرمودند : یک درصد چیزی که میخواهیم شاید نشود و همیشه این را به خودم میگفتم،
پس گذشت چه میشود ،عشق چه میشود، بچه چه میشود
ماندم ، خدا را شکر خدمت کردم راهنما شدم ولی مسافر من مصرف کننده بود و در قعر قعرها بود و زندگی خودم را ادامه دادم و خداوند معجزهای را به زندگی من انداخت که در تمام ناباوری مسافرم آمد و سفر کرد ،
ابتدا خیلی تشکر میکنم از آقا مجتبی که واقعاً الگویی بودند برای مسافر من از راهنمای خوب مسافرم احمد آقا تشکر میکنم فکر نمیکردم کسی باشد که مسافر من به حرفهای آن گوش بدهد و الحمدلله راه را پیدا کرد ، از راهنمای خودم خانم آمنه هم تشکر میکنم و خداوند را شاکر هستم که در کنگره ۶۰ هستم،
این اطمینان را میدهم یک وقتهایی درهایی محکم بسته میشود و هیچ کسی وجود ندارد و کار خداوند انقدر قشنگ است که درها را به آرامی باز میکند و انسانهای مهربانی را وارد زندگی شما میکند که اصلاً به فکر شما نمیرسد که از کجا آمدهاند و کمک میکنند ،
در ادامه تشکر میکنم از کسانی که زحمت کشیدند و تشریف آوردند و در راس از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر میکنم و در آخر هم یک حدیثی است که میگوید اگر کسی به شما خوبی کرد و میتوانید تلافی کنید تلافی کنید و اگر نمیتوانید از صمیم قلب برایشان دعا کنید تا جبران شود ،از احمد آقا و خانواده محترمشان و تک تک استادهای خودم که تشریف آوردهاند تشکر میکنم و امیدوارم خداوند نعمت خودش را نازل کند به زندگی این اساتید و اگر اینها هستند ما هم هستیم
از پسر گلم تشکر میکنم و یک وقتهایی خیلی اذیت شد و در زندگی ما به هم ریختگیهایی داشتیم ولی خدا را شکر پسرم خیلی خوب و بزرگ شده است و شرایط را درک میکند از همه شما دوستان که در جشن ما شرکت کردین ومزین نمودین جشن مارو تشکر میکنم،
از اینکه به صحبتهای بنده توجه نمودید از همه شما تشکر و قدردانی میکنم
.jpg)

تایپ خبر: مسافر مجتبی و روح الله
عکاس: مسافر حمزه
ارسال خبر: مسافر بهزاد
- تعداد بازدید از این مطلب :
242