English Version
This Site Is Available In English

بزرگ‌ترین ضدارزش و تاریکی

 بزرگ‌ترین ضدارزش و تاریکی

جلسه اول از دوره پنجاه‌وچهارم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی پرستار به استادی راهنمای ویلیام وایت همسفر نرگس، نگهبانی همسفر نیلوفر و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «دخانیات (سیگار، قلیان، ویپ، پیپ، ناس)» روز سه‌شنبه ۱۲ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

از نگهبان و دبیر جلسه سپاسگزارم که اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم و خدمت کنم. خود من به عنوان کسی که حداقل در زندگی‌ام کنار مصرف‌کننده مواد‌مخدر یا دخانیات بوده‌ام؛ آگاهی خوبی از مضرات مصرف دخانیات دارم ولی با وجود ۱۰ سال تخریب که از سیگار داشتم این برای من آگاهی مؤثر نبوده است‌. چند روز پیش سی‌دی شکل‌گیری نیروها را گوش می‌دادم؛ دکتر امین می‌گویند: «وقتی ما درگیر یک تاریکی هستیم، کم‌کم نیروهای ما از ما گرفته می‌شود و ذره‌ذره اختیارات خود را از دست می‌دهیم و حاصل آن می‌شود که فکر می‌کنیم همه چیز جبر است و قدرت تغییر اوضاع را نداریم‌.

برای من که تقریباً ۱ سال و ۲ ماه است که از رهایی بزرگ‌ترین ضدارزش و تاریکی زندگی‌ام می‌گذرد به جرأت می‌توانم بگويم که نه این جبر نیست، من قدرت کنترل زندگی‌ و توانایی اداره زندگی‌ام را از دست داده بودم و به واسطه اعتیاد به سیگار، اعتیاد به نیکوتین قدرت‌هایم از من گرفته شده بود. به واسطه همین نیکوتین که آقای مهندس می‌گویند درمان مواد مخدر با درمان سیگار یا درمان نیکوتین کامل می‌شود؛ آن‌قدر که تاریکی این اعتیاد به سیگار بالا است.

من تا قبل از آموزش‌های کنگره خودم را معتاد نیکوتین نمی‌دانستم و تلاشی هم برای کنار گذاشتن آن به طور جدی نکرده بودم؛ چون تا قبل از کنگره هرکسی پیشنهاد این را می‌داد یا در ذهن خودم می‌آمد؛ خودم و آن شخص را قانع و توجیح می‌کردم که اتفاقاً سیگار خیلی هم خوب است، کلاً این قضیه تعطیل می‌شد که به من تمرکز می‌دهد، خستگی من را از بین می‌برد و خیلی لذت‌بخش است. آقای مهندس هم می‌گویند چون خیلی لذت کشیدن سیگار برای ایشان زیاد بود بعد از درمان مواد سمت درمان نیکوتین و سیگار نرفتند تا آن حادثه سکته برایشان اتفاق افتاد‌. برای همین وقتی به کنگره آمدم، با آموزش‌های کنگره آشنا شدم و نقطه تفکر برای من به وجود آمد.

از لطف خدا و شانس خودم دو راهنمای DST خوب داشتم؛ راهنمای اولم که جسارت شروع سفر کردن را به من دادند امیدوارم هر جا که هستند سلامت باشند. راهنمای دومم که در این مسیر به من همواره انگیزه دادند و از آن‌جایی که خودم را آدم خوش‌شانسی می‌دانم دو راهنمای ویلیام داشتم که مسیر را به من نشان دادند و تا به گردن انداختن این شال من را همراهی کردند. به ما می‌گویند از حس بعد از رهایی بگوییم؛‌ از این که چه اتفاقات خوبی برای ما رقم خورده است تا عزیزانی که وابستگی به نیکوتین دارند انگیزه بگیرند و سفرشان را شروع کنند.

من اگر بخواهم از بیداری حس‌هایم بگویم، از انگیزه گرفتن‌هایم بگویم، از قدرتی که از دست دادم و از دست داده بودم به واسطه سفر و رهایی که دریافت کردم و تمام اتفاقات خوب بعد رهایی و حتی هنگام سفر ویلیام بگویم؛ بزرگ‌ترین خدمتی که یک همسفر می‌تواند در کنگره انجام دهد، اگر مصرف نیکوتین دارد، سفر ویلیام است؛ چون سفر نیکوتین خدمت به خود آدم است. شما یک انسان را نجات می‌دهید خودتان را نجات می‌دهید‌. در پایان صحبت‌هایم را با یک جمله از کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر به پایان می‌رسانم: «من معتاد یا هر معتاد دیگری حتی فکر و اندیشه‌مان هم افیونی است و حاضر نیستیم به این زودی ازچیزی بگذریم که جسم ما به آن وابستگی دارد مگر آن‌که به جای آن چیز بهتری به ما داده شود». من آن چیز بهتر و سلامتی جسم و بیداری حس‌هایم و قدرت‌هایم را دریافت کردم، تمرکز خیلی بیشتری دارم، لذت خیلی بیشتری از زندگی می‌برم و الهی که روزی تمام مصرف‌کنندگان نیکوتین باشد مخصوصاً همسفران، به ویژه همسفران شعبه پرستار.

مرزبانان کشیک: همسفر خدیجه و مسافر حسن
عکاس: همسفر ساحل رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
تایپیست: همسفر دلارام رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پرستار

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .