English Version
This Site Is Available In English

سیگار؛ ضد ارزشی که با دانستن تنها درمان نمی‌شود

سیگار؛ ضد ارزشی که با دانستن تنها درمان نمی‌شود

دومین جلسه از دوره ششم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی سنایی نیشابور، با استادی راهنمای محترم مسافر امیر، نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر حمزه با دستور جلسه «دخانیات(سیگار,قلیان,ناس,پیپ,ویپ)» در روز سه شنبه1405/03/12 رأس ساعت17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

آغاز سخن یاد خدا باید کرد
دل را به امید او رها باید کرد
ای با تو شروع کارها زیباتر
آغاز سخن تو را صدا باید کرد

سلام دوستان، امیر هستم یک مسافر.بسیار شاد و شاکرم که امروز در خدمت شما عزیزان هستم و توفیق این خدمت را به واسطه دعوت ایجنت عزیز، آقای زرگرانی گرامی، همچنین نگهبان و دبیر عزیز دارم. پیشاپیش از همه شما که امروز سخنان مرا می‌شنوید و این حس و احساس را ادامه می‌دهید تا به ادراک برسد، سپاسگزارم.
دستور جلسه امروز، «سیگار» است؛ به نظر من یکی از مهم‌ترین دستور جلسات سالیانه کنگره ۶۰. سیگار، دخانیات و همه انواع و اقسام آن؛ از ویپ و قلیان گرفته تا ناس و سایر موارد. شما بهتر از من با آن‌ها آشنایی دارید.من صحبت‌هایم را با چند سؤال آغاز می‌کنم. عزیزانی که امروز مصرف سیگار دارند، طی این هفته و حتی پنجشنبه‌ای که تعطیل است، خوب به این موضوع فکر کنند تا به پاسخ برسند و مجهولات برایشان روشن شود: چرا سیگار می‌کشیم؟ چرا ناس مصرف می‌کنیم؟ چرا در بند یک ضد ارزش باقی می‌مانیم؟نه فقط سیگار؛ چرا انسان درگیر ضد ارزش‌ها می‌شود؟
در سی‌دی‌های اخیر، استاد دژاکام، آقای مهندس، فرمودند ما مثلثی داریم به نام «مثلث آموزش» که از سه ضلع تشکیل شده است: آموزش‌دهنده، آموزش‌گیرنده و متون آموزشی.سؤال اساسی اینجاست؛ چرا با وجود این سه ضلع، باز هم در بند ضد ارزش باقی می‌مانیم؟ چه سیگار باشد، چه مواد مخدر. چرا با اینکه می‌دانیم کارمان اشتباه است، باز ادامه می‌دهیم؟ حتی زمانی که در حال انجام آن عمل ضد ارزشی هستیم، نفس لوامه بارها به ما نهیب می‌زند که این کار اشتباه است؛ اما باز هم درگیرش می‌مانیم.با وجود اینکه در کنگره ۶۰ می‌بینیم از بدترین انسان‌ها، بهترین استادان پرورش یافته‌اند. بهترین آموزش‌دهندگان در اختیار ما هستند. خود ما نیز به‌عنوان آموزش‌گیرنده، با خواسته‌ای قوی وارد مسیر سفر می‌شویم و متون آموزشی هم بی‌نقص است. از کجا معلوم؟ چون الگوهای موفق فراوان‌اند؛ انسان‌هایی که ۱۰، ۱۵، ۲۰ سال و حتی مانند جناب مهندس نزدیک به ۳۰ سال است که رها و آزادند و به انسان دیگری تبدیل شده‌اند.پس چرا ما موفق نمی‌شویم؟
هر مثلثی که در کنگره شکل می‌گیرد، برای رشد نیازمند بستری بزرگ‌تر است. آن مثلث بزرگ‌تر، اساس کار ما در کنگره است: عقل، عشق و ایمان.
ممکن است بهترین آموزش‌دهندگان، بهترین متون آموزشی و بهترین روش اجرایی مانند DST و متد درمانی کنگره را داشته باشید؛ حتی خودتان نیز اراده و انرژی کافی بگذارید؛ اما اگر عقلانی عمل نکنید، عشق به سفر نداشته باشید و ایمان نداشته باشید که این مسیر پاسخ‌گوی شماست، هرگز آموزش‌گیرندگی واقعی در شما شکل نمی‌گیرد.
اگر ایمان نداشته باشید که فرمان راهنما عین درمان شماست، نه آموزش‌دهنده جایگاه واقعی خود را پیدا می‌کند و نه متون آموزشی برایتان اعتبار خواهد داشت.ما تا امروز که می‌خواهیم وارد سفر سیگار شویم، سه وادی را پشت سر گذاشته‌ایم. من همیشه به عزیزان گفته‌ام برای شروع صحیح سفر نیکوتین و رهایی از این بند شیطانی، همین سه وادی کفایت می‌کند؛ اگر درست درک شوند.
وادی اول، تفکر را به ما آموزش می‌دهد. اینکه بی‌تفکر و از روی عادت و روزمرگی زندگی نکنیم. باید از خود بپرسیم چرا از میان میلیاردها انسان، من نامزد مصرف سیگار یا مواد شدم؟ چرا با بوی دود، مسیرمان عوض می‌شود؟ چرا علی‌رغم داشتن آموزش خوب، باز هم به سمت ضد ارزش می‌رویم؟خیلی وقت‌ها ترس مانع تفکر سالم می‌شود. می‌ترسیم سفر سیگار را شروع کنیم و خراب کنیم؛ می‌ترسیم چند ماه جلو برویم و دوباره برگردیم. در نتیجه تفکر سالم در ما شکل نمی‌گیرد و یعنی هنوز وادی اول را درست پشت سر نگذاشته‌ایم.
وادی دوم می‌گوید هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند. اما بسیاری از ما گرفتار «خود هیچ‌پنداری» می‌شویم. می‌گوییم: «حالا ۴۰ یا ۵۰ سال سیگار کشیده‌ایم، از این به بعد چه فرقی می‌کند؟» یا: «این روش هم مثل بقیه روش‌هاست و فایده‌ای ندارد.»این نگاه ناامیدانه و پوچ‌گرایانه، یعنی برای حیات و وجود خود ارزشی قائل نیستیم. لازمه ورود به سفر سیگار این است که این دیدگاه را کنار بگذاریم.
وادی سوم نیز به ما می‌آموزد که زندگی بدون مشکل مخصوص مرده‌هاست، نه انسان‌های زنده. مشکلات بخشی از زندگی‌اند و حل کردن آن‌ها به شخصیت انسان شکل می‌دهد. بنابراین نباید مشکلات را گردن دیگران بیندازیم.امروز که سیگار دست ماست، نباید بهانه بیاوریم که: «جامعه مشکل دارد، تفریح نیست، فشار زیاد است و ناچاریم سیگار بکشیم.»این‌ها توجیه است. وادی سوم به ما یاد می‌دهد مسئولیت زندگی خود را بپذیریم.ما باید نگرش خود را اصلاح کنیم. ابتدا بپذیریم که سیگار و ناس ضد ارزش‌اند. ایمان بیاوریم که این‌ها به ما آسیب می‌زنند؛ حتی اگر آسیبشان هنوز دیده نشود.

هر متن آموزشی زمانی اثر می‌کند که انسان به نادیده‌ها ایمان داشته باشد. وقتی راهنما شما را از تخت بیمارستان، هزینه‌های درمان، سرطان‌ها و تخریب‌های آینده می‌ترساند، باید به تجربه دیگران ایمان داشته باشید.در قرآن نیز آمده است که این کتاب هدایت‌کننده کسانی است که ایمان دارند. متون آموزشی کنگره هم همین‌گونه‌اند.باید فرمان راهنما را محکم بگیریم. اگر بهترین ماشین را دست یک انسان خواب‌آلود بدهید، آن را به در و دیوار می‌زند. بهترین آموزش هم اگر درست اجرا نشود، نتیجه‌ای ندارد.
بعد از ایمان، نوبت عمل است. اگر بهترین نقشه گنج را به کسی بدهید اما به آن عمل نکند، آیا به گنج می‌رسد؟ قطعاً نه.همه این آموزش‌ها زمانی ارزش دارند که به عمل برسند.
اگر امروز درباره تخریب‌های جسم، روان و جهان‌بینی ناشی از سیگار صحبت می‌کنیم، هدف فقط دانستن نیست؛ هدف، عمل کردن است.در جسم، ما با وارد کردن نیکوتین از بیرون، سیستم طبیعی بدن را مختل می‌کنیم. در روان نیز تعادل ناقل‌های عصبی و خلق‌وخو را به هم می‌ریزیم. اما دانستن این مطالب بدون عمل، ارزشی ندارد.
خیلی‌ها با انگیزه وارد سفر می‌شوند اما می‌گویند: «آدامس نیکوتین کافی است، دیگر نیازی به لژیون سیگار نیست.»درحالی‌که بخشی از پازل درمان را ناقص می‌گذارند. حضور در لژیون، نوشتن سی‌دی‌ها و اجرای کامل آموزش‌ها بخشی از درمان است.
بعضی‌ها دو ماه سفر می‌کنند و بعد خراب می‌کنند و ناامید می‌شوند. اما آیا وقتی ماشین خراب می‌شود، آن را اسقاط می‌کنید یا تعمیر؟سفر خراب هم نیاز به تعمیر دارد.اینجا کنگره ۶۰ است؛ محل احیای انسان.

طبق تحقیقات کنگره، درصد بسیار زیادی از کسانی که به مصرف مواد بازمی‌گردند، سفر سیگار را یا انجام نداده‌اند یا ناقص انجام داده‌اند. این آمار شوخی نیست.
حضرت علی (ع) می‌فرمایند: «چه بسیار عبرت‌ها و چه اندک عبرت‌گیرندگان.»
الگوهای ناموفق هم برای ما درس دارند.تمام قوانینی که در کنگره وجود دارد؛ از سفر سیگار گرفته تا نوشتن سی‌دی، حضور به‌موقع، سکوت جلسه و اجرای دقیق فرامین، همه برای رشد و درمان ماست.
صحبت پایانی من درباره «حس، احساس، ادراک، دریافت و برداشت» است. این‌ها با هم تفاوت دارند.ممکن است امروز سخنان مرا شنیده باشید، اما مهم این است که چه برداشتی از آن می‌کنید و با این برداشت چه حرکتی انجام می‌دهید.از این بذری که امروز کاشته شد، چه نانی خواهید پخت؟امیدوارم برداشت ما از آموزش‌ها، برداشتی صحیح باشد و بتوانیم راه رهایی خود را پیدا کنیم.کنگره بدون من و شما معنایی ندارد. هر جایی که ما باشیم و درست عمل کنیم، آنجا کنگره است.
قدر خودتان، سفرتان، راهنمایانتان و فرامینی را که در این عمر عزیز و تکرارنشدنی به شما داده می‌شود، بدانید.کنگره جز هندسه و اندازه‌دانی چیز دیگری نیست.قدردان باشید و ان‌شاءالله در تمام سفرهایتان موفق و پیروز باشید.از اینکه به صحبت های بنده گو ش کردید متشکرم.

ضبط صدا مسافر مهدی
عکس مسافر روح الله
تایپ مسافر علی
ویراستاری مسافر بهروز
لینک و انتشار خبر مسافر حمزه

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .