دهمین جلسه از دوره چهل و سوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ویژه مسافران نمایندگی نیمایوشیج بهشهر به استادی مسافر ایرج،نگهبانی مسافر محمدرضا و دبیری مسافر صمد با دستور جلسه دخانیات(سیگار،قلیان،ناس،پیپ و ویپ)در روز سه شنبه مورخ۱۴۰۵/۰۳/۱۲ رأس ساعت۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان ایرج هستم یک مسافر. خداوند را شاکرم و سپاسگزار آقای مهندس بابت این خدمت ارزنده به بشریت .ممنون همه شما هستم که این فرصت را به من دادید تا در این جایگاه قرار بگیرم و آموزش ها را کسب کنم. ضمن اینکه از راهنمای خودم آقا مصطفی تشکر می کنم که دلیلی برای درمان به من دادند و برای رهایی من زحمت زیادی کشیدند. از تمامی خدمتگزاران نمایندگی کمال تقدیر را دارم که این شعبه را فعال و پویا نگه می دارند تا امثال من به حال خوش و رهایی زیبایی دست پیدا کنند.
در رابطه با دستور جلسه که با موضوع دخانیات است. خب ما تجربه سیگار و قلیان را داریم. از بچگی خاطرم هست که مادربزرگم قلیان می کشید. قلیان ها آن زمان شاهرودی و اصفهانی بود. بیشتر مواقع من میرفتم و توتون را خریداری می کردم،توصیه ای که به من می شد این بود که اصفهانی نخرم و ترجیحا شاهرودی را تهیه کنم تا موجب سر درد نشود.آن موقع که بچه بودیم،قلیان کشیدن بزرگتر ها که به اتمام میرسید و بعد جمع آوری آن را در محوطه ای به صورت پنهانی می کشیدیم و حتی سابقه قلیان کشیدن به این صورت را دارم.
آگاهی وجود نداشت و سن ما هم خیلی پایین بود شاید برای آن مقطع چنان حساسیتی وجود نداشت. بزرگتر شدیم،سیگار را در دست اکثریت می دیدیدم و به خود می گفتیم خب چیز خوبی هست که اطرافیان می کشند پس من هم امتحان کنم. آگاهی نداشتیم وتفکری شکل نگرفته بود. بعدها که به کنگره وارد شدیم تصور می کردیم فقط درمان مواد مخدر در کنگره اتفاق می افتد.و هضم این قضیه که درمان سیگار آن هم با آدامس کمی سخت بود و قابل باور نبود.هرچند وارد لژیون سیگار شدم و درمان سیگار هم برای من رقم خورد.
شاکر خداوندم که توانستم سیگار را ترک کنم.سی و پنج سال مصرف سیگار داشتم و تلاش های زیادی برای ترک آن داشتم ولی ناموفق بودم و بعد از یکی دو ماه مجدد مصرف می کردم.در رابطه با تخریب سیگار جناب مهندس در سی دی های مختلفی دقیقا با شرح مطالب مفید توضیح دادند و از عوارض آن کاملا شفاف و بدون تعارف روشنگری نمودند که هر ذهن بیدار خواستار رهایی با گوش دادن به همین سی دی های آموزشی مهندس باید یابنده راه باشد و مسیر را گم نکند.
زمان خواب مشکل زیادی داشتم و به پهلوی چپ که می خوابیدم مشکل زیادی در تنفس داشتم و جریان تنفسی من دچار اختلال می شد. اما چهار ماهی می شود که بعد از رهایی سیگارم عوارض از بین رفته و آسوده شدم تنفسم حالتی کاملا عادی گرفته است.حتی زمانی که در پارک بودم قادر نبودم یکست تنیس روی میز بازی کنم.ضربان قلبم بالا میرفت و مشکل تنفسی پیدا می کردم الان خدا را شکر به راحتی می توانم چند ست بازی کنم تا دو سه ساعت مشکلی ندارم.
متاسفانه قلیان کشیدن در خانواده ها کاملا عادی شده و در فرهنگ درون خانواده ها کاملا باب و عادی شده است و این یک چالش بزرگی است. پدر و مادر،بزرگ و کوچک استعمال آن را عیب نمیدانند. در پارک گاهی که شب ها برای ورزش کردن می روم حدود ساعت هشت شب بصورت خطی گاهی میبینم، نشستند و در حال کشیدنند. واقعا نمیتوان چیزی گفت . تمام افراد زیر هجده سال و بوی حشیش و سیگار تمام فضای پارک پر کرده.

فقط باید بگویم خداوند را شاکرم که توانستم سیگار و مواد را در این محیط پر از آرامش و آموزش درمان کنم.امیدوارم هر شخص خواهان رهایی به این خواسته ها ی زیبا برسد خصوصا سفر اولی ها که سیگار مصرف می کنند بدانند که به سادگی می شود سیگار را ترک کرد شاید اولش کمی سخت باشد ولی ممکن است. من رهایی سیگار خودم را بیشتر از مواد دوست دارم و آرامشی که از ترک سیگار دارم از ترک مواد ندارم. لذت ترک سیگار برایم شادی فوق العاده تری از شادابی حاصل از رهایی از مواد مخدر ایجاد کرد. ممنونم از اینکه با سکوت خود به صحبت های من گوش کردید.
مرزبان خبری مسافر مسلم
عکاس مسافر سبحان لژیون ششم
ویرایش و بارگذاری مسافر محمد جواد لژیون هشتم
- تعداد بازدید از این مطلب :
154