English Version
This Site Is Available In English

سیگار تخریب کننده بدن است.

سیگار تخریب کننده بدن است.

دلنوشته همسفر اعظم (لژیون سوم)
دستور جلسه « سیگار» آقای مهندس اول آمدن درمان سیگار را خودشان انجام دادند بعد که به نتیجه رسیدند در کنگره برای مسافران  انجام دادند. ما باید خیلی سپاسگزار آقای مهندس باشیم که این روش را برای مسافران  انجام دادند؛ چون سیگار خیلی تخریب بالایی دارد. کسی که سیگار مصرف می‌کند، سم وارد بدن خودش می‌کند. مسافر من موقعی که سیگار مصرف می‌کرد صبح که از خواب بیدار می‌شد از سرفه‌های شدید از گلویش خون می‌آمد و همینطور که خودش را مریض کرده بود با دود سیگار من و دو دخترم را مریض کرده بود طوری بود که نفسمان بالا نمی‌آمد؛ چون یک اتاق کوچک داشتم و در این اتاق کوچک از شب تا صبح مسافر بالای سر ما سیگار می‌کشید، آنقدر می‌کشید که اتاق کوچک ما پر از دود سیگار می‌شد و صبح که از خواب بیدار می‌شدیم، گیج و منگ بودیم. هر روز از خدا می‌خواستم که هرچه زودتر مرگ مرا برساند تا اینکه نمی‌دانم چه شد که مسافرم راه کنگره به رویش باز شد و وارد کنگره شد و در کنگره سفر کرد، هم آموزش دید و هم به درمان رسید الان من هر کسی را که می‌بینم سیگار می‌کشد سرم را بالا می‌گیرم و می‌گویم خدایا شکرت که مسافرم از سیگار آزاد و رها شد، می‌گویم خدایا همین‌طور که مسافر من را آزاد و رها کردی تمامی انسان‌هایی که دربند سیگار و مواد هستند خودت نجاتشان بده و هرچه زودتر راه کنگره را برایشان باز کن تا آنها هم مثل مسافر من به درمان برسند و از این بدبختی و خانمان سوزی رهایی پیدا کنند. اگر انسان‌ها بدانند چقدر این سیگار ضرر و تخریب به وجود می‌آورد هیچ  وقت دست به همچین کاری نمی‌زدند. باز هم از آقای مهندس و خانواده محترمشان سپاسگزارم و امیدوارم هرجا که هستند خداوند پشت و پناهشان باشد.

دلنوشته همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
از روزی که وارد کنگره۶۰‌  شدیم مسافرم در روز چهار بسته مصرف سیگار داشتند، یعنی ۸۰ نخ در روز سیگار مصرف می کردند و این سیگار باعث خلط در گلو، درد در ریه و سینه مسافرم بود؛ که هر موقع با او صحبت می‌کردم حالم از بوی بدن و دهان او بهم می‌خورد و خدا را شکر چهارسال است که وارد کنگره شدیم دیگر اصلا بوی سیگاری در خانه  ما نیست. خدا را شکر می‌کنم که راه کنگره برای ما باز شد و از این دیو دوسر نجات پیدا کردیم. مسافرم  مدت بیست و پنج سال بود که مصرف سیگار داشت و با کشیدن سیگار قادر به انجام هیچ کاری نبود، در زندگی همیشه پرخاشگری می‌کرد و همیشه سر سیگار دعوا داشتیم؛ وقتی که سیگار می‌کشید خوب بود؛ ولی پنج دقیقه سیگار نمی‌کشید اصلا اوضاع به نحوه احسن نبود و همیشه مدافع این نکته بود که سیگار با وجود ضررهای مختلف حتما منافع زیادی هم دارد. وقتی که دوماه از درمان موادش گذشت، تصمیم گرفت که به لژیون سیگار برود و من همسفر خیلی خوشحال بودم. انگار کنگره تمام زندگی من شده بود از خوشحالی پرواز می‌کردم و روزی هم که درمان  سیگارش را شروع کرد همیشه مثل بال پرواز در کنار او حرکت می‌کردم و آدامس نیکوتین را قطعه‌قطعه کرده بود و در جیب خود گذاشته بود و هر موقع که به یاد سیگار می‌افتاد از آدامس استفاده می‌کرد و آدامس نیکوتین جلوی وسوسه مسافرم را می‌گرفت. با ورود مسافرم به کنگره۶۰  توانستیم به سرحالی، سرزندگی حال خوب و زندگی شادمانی برسیم از مهندس که این راه را جلوی من و مسافرم قرار داد خیلی سپاسگزاریم.

ویرایش و ارسال : همسفر پریسا رهجوی راهنما همسفر زینب(لژیون سوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی زاگرس

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .