«توکل یعنی رهاکردن و سپردن به دستانِ خدا. تو فقط دعا کن و باایمان قلبی پیش برو؛ چرا که وسعتِ بخششِ او، انعکاسی از باورِ توست. زندگی را تماموکمال بپذیر؛ حتی رنجهایش را که گاهی زیباترین مسیر برای رهاییاند.»
این بار میزبان راهنما همسفر الهه، ایجنت پیشین شعبه بوئینزهرا هستیم. با ایشان گفتوگوی کوتاهی ترتیب دادهایم که امیدواریم از خواندن آن بهره ببرید.
.jpg)
همسفر الهه و مسافرشان با بیش از پنج سال سوءمصرف مواد وارد کنگره شدند. آخرین آنتی ایکسِ مصرفی، تریاک؛ روش درمان DST، داروی درمان شربت OT. مدت چهارده ماه سفر کردند، به راهنماییِ مسافر امیر و همسفر پروانه. رشتهٔ ورزشی: والیبال. در حال حاضر، نه سال و ده ماه است که واردِ سفرِ دوم شدهاند. خدمتهایی که انجام دادهاند: دبیری، نگهبانی، ورز شبانی، مسئولِ امتحانات، مسئولِ سایت، سرداری و دنوری، راهنمایی، دستیارِ اسیستانت، و در حالِ حاضر در جایگاهِ ایجنتی مشغولِ خدمت هستند.
۱- لطفاً بفرمایید خدمت در جایگاه ایجنتی چطور برای شما گذشت؟
۲۱ ماه خدمت در جایگاه ایجنتی در نمایندگی تازهتأسیس بوئینزهرا برای من سرشار از آموزش، حس تازه و عشق بود. احساس مسئولیتی شیرین و دلچسب که در کنار همسفران فهیم نمایندگی و مرزبانان پر تلاش باعث شد سنگینی بار مسئولیت جای خودش را به لذت و عشق بدهد و قدمهایم را در این مسیر استوارتر کند.
۲- حتماً در هر مسئولیتی چالشهایی وجود دارد بزرگترین چالشی که با آن روبهرو شدید چه بود و چطور توانستید مدیریتش کنید؟
بزرگترین چالش من طیکردن مسیر قزوین تا بوئینزهرا باوجود داشتن فرزند خردسالم بود که به لطف خدا این همسفر کوچک من هم جذب انرژی مثبت کنگره و فضای معنوی آن شد و بهراحتی به رفتوآمد در این مسیر در کنار من خو گرفت.
۳- آیا در این دوره لحظهای بود که حس کنید این خدمت واقعاً نتیجه داده و توانسته است به دیگران کمک کند؟
بله، هر وقت که چهره همسفری از حالت یاس و اندوه به شادی و نشاط مبدل شد من با تمام وجود احساس کردم که توانستهام در مسیر خدمت حرکت کنم دیدن رهاییها، دیدن شور و نشاط همسفران در پارک و لحظات زیبای بیشماری که طی این مدت در ذهن من ماندگار شد همهوهمه تجلی حس خوب خدمتگزاری در من است.
۴- در این مدت مهمترین چیزی که از این مسئولیت آموختید چه بود و چه تغییری در نگاه و شخصیت شما ایجاد شد؟
مهمترین آموزش من در جایگاه ایجنتی این بود که هرگز اجازه ندهم حسهای منفی در خدمت من اختلال ایجاد کند. آموختم که بزرگتر شعبه باید بتواند در وهلهٔ اول خودش را مدیریت کند و بر حسهای منفیاش غلبه کند تا یک شعبه منسجم و پرانرژی داشته باشد. آموختم که شعار معرفت، عدالت و عمل سالم وقتی که در میدان عمل کاربردی میشود خروجی آن کیفیتی مطلوب در تمام امورات شعبه است.
۵- اگر بخواهید کل این ۲۱ ماه خدمت را در یک جمله جمعبندی کنید آن جمله چه چیزی میتواند باشد؟
من چیزی جز زیبایی ندیدم
طراحِ سؤال و مصاحبهکننده: همسفرِ معصومه، رهجویِ راهنما همسفرِ محبوبه (لژیونِ سوم)
عکاس: همسفرِ اعظم، رهجویِ راهنما همسفرِ اعظم (لژیونِ یکم)
تنظیم و ارسال: همسفرِ مینا، رهجویِ راهنما همسفرِ اعظم (لژیونِ یکم) نگهبان سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
150