جلسه پنجم از دوره پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰، نمایندگی سنایی به استادی همسفر سمیه و نگهبانی همسفر سمیه و دبیری همسفر منصوره با دستور جلسه « در استحکام پایه های مالی و علمی کنکره ۶۰ من چه کرده ام » روز یکشنبه ۲۷اردیبهشت ماه ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه امروز در مورد این است که ما در استحکام پایههای مالی و علمی کنگره چه کردهایم. وقتی میگوییم «ما»، یعنی کنگره متعلق به همه ماست و مخصوص یک فرد خاص نیست؛ تکتک ما در سازندگی آن نقش داریم. در اینجا افراد زیادی مانند راهنمایان محترم، مرزبانان، فعالان بخش اوتی و سایر خدمتگزاران، بیمزد و منت فعالیت میکنند. دلیل این امر آن است که روزی خودشان با حال خراب وارد کنگره شدند و دیگران به آنها خدمت کردند تا به درمان و رهایی برسند. اکنون نوبت آنهاست که کمک کنند تا تازهواردین نیز به حال خوش دست یابند؛ مصداق همان ضربالمثل که میگوید دیگران کاشتند و ما خوردیم، حالا نوبت ماست که بکاریم تا آیندگان استفاده کنند.
برای حفظ این چرخه، همه ما باید به این سیستم کمک کنیم. به قول آقای مهندس، هر کس به سهم خود؛ یکی با قلم، یکی با کرم، یکی با خدمت کردن و دیگری با حمایت مالی باید یاریرسان کنگره باشد. ما باید خودمان پایههای مالی و علمی کنگره را محکم کنیم، زیرا تا زمانی که چشممان به دنبال کمک دیگران باشد، به جایی نخواهیم رسید. کنگره باید به افراد خود متکی باشد؛ چرا که قویترین نیروها در درون خود ما ذخیره شدهاند و تنها کافی است بخواهیم و در مسیر درست و ارزشها حرکت کنیم. هر یک از ما باید بیاندیشد که چه کاری میتواند برای این هدف انجام دهد. این کمک میتواند علمی، مالی یا حتی خدماتی ساده باشد؛ مانند دادن یک استکان چای، خالی کردن سطل زباله، یا استفاده و جابهجایی صحیح صندلیها و وسایل. ما باید هر خدمتی که از دستمان برمیآید انجام دهیم تا چراغ کنگره برای آیندگان روشن بماند. همانطور که آقای مهندس میگویند، پایههای مالی و علمی مکمل یکدیگرند؛ علم بدون پول موجب وابستگی به دیگران و از دست رفتن استقلال مالی میشود و پول بدون علم نیز، به دلیل فقدان دانش و آگاهی، در مسیر نادرست هدر خواهد رفت.
من این موضوع را در تجربه شخصی خودم به خوبی لمس کردم. زمانی که مسافرم وارد کنگره شد، من به دلیل داشتن نوزاد و عدم درک صحیح از محیط کنگره، با چند ماه تاخیر به او پیوستم. در آن مدت، وقتی مسافرم از حمایتهای مالی، چرخش سبد و شرکت در لژیون سردار و جشن گلریزان صحبت میکرد، من به دلیل شرایط سخت اقتصادی و ناآگاهی، مدام گلایه میکردم که خودمان به این پول نیاز داریم. همین نارضایتیهای من باعث شد مسافرم نتواند تعهد سرداری خود را کامل کند. اما زمانی که خودم وارد کنگره شدم و آموزش دیدم، تازه متوجه شدم که استقلال کنگره و اتکا به اعضای خودش به چه معناست و حمایت از سبد و گلریزان چه مفهوم عمیقی دارد. با این آموزشها، دیدگاه من کاملاً تغییر کرد؛ به طوری که در جشن گلریزان سال بعد، هر دو نفرمان در لژیون سردار شرکت کردیم و من به مسافرم قول دادم که با برنامهریزی مالی، تعهدمان را کامل کنم. امیدوارم توانسته باشم به خوبی خدمت کنم و آموزشهای کنگره را در مسیر درست زندگی کار بردی کنم.

مرزبانان کشیک: مسافر مجتبی و همسفر معصومه
تایپیست: همسفر شیوا رهجوی راهنما همسفر طیبه (لژیون سوم)
عکاس: همسفر زری رهجوی راهنما همسفر طیبه (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون دوم ) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سنایی
- تعداد بازدید از این مطلب :
39