جلسه چهاردهم از دوره سیودوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی نیمایوشیج به استادی همسفر مسیحا، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر مرصع سادات با دستور جلسه «دخانیات (سیگار، قلیان، ناس، پیپ، ویپ)» روز دوشنبه ۱۱ خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
قبل از اینکه شروع کنم از راهنمای خودم همسفر سکینه و راهنما همسفر آرزو که لژیون خدمتگزار بودند و اجازه خدمت را به من دادهاند تشکر میکنم. زمانی که در کارگاه نشسته بودم با خودم میگفتم خدایا اگر من 1 سال دیرتر با کنگره آشنا میشدم، مسافر میشدم آنقدر تخریب من در مصرف سیگار زیاد بود و ظرفیت من خیلی بالا بود که به این سمت کشش پیدا کردم. تخریب من 3 سال بود، شاید به اندازه 30 سال تخریب داشتم. مصرف سیگار من بالا بود و ریههای من درگیر شده بود و رشته تحصیلی من تربیتبدنی بود. من ورزش میکردم و یک جاهایی کم میآوردم؛ ولی نمیخواستم قبول کنم که تخریب سیگار است که من مشکل دارم. به جایی رسیده بودم که روزی یک پاکت سیگار روزانه مصرف میکردم و تخریب را به چشم میدیدم و الان درک میکنم که تخریب سیگار از موادمخدر بیشتر و باعث مرگ و میر میشود.
من وقتی وارد لژیون شدم متوجه شدم بدن ما به صورت طبیعی نیکوتین آمید تولید میکند و باعث تعادل و آرامش برای بدن ما میشود و زمانی که من سیگار مصرف میکنم چشمه را قطع میکنم و بدن من نیکوتین تولید نمیکند و چشمه خشک شده است و من از بیرون نیاز دارم هر 20 دقیقه و سی دقیقه سیگار مصرف بکنم و آن سموم را وارد بدن کنم. سیگار بالای ۴۰۰۰ هزار سموم دارد و خیلی زیاد است و بدترین آن باعث سیاهی ریهها میشود. بدانید سیگار چقدر تخریب دارد و این که من از بیرون نیکوتین وارد بدن میکنم تا به حالت آرامش و تعادل نسبی برسم و اینکه در فرهنگ و جامعه ما جا افتاده است که اگر ناراحت هستی یا حال شما بد است سیگار بکشید حال شما خوب میشود، در صورتیکه چنین چیزی نیست امروز فکر میکنم روز ضد دخانیات است.
صبح داشتم تلویزیون نگاه میکردم روانشناس صحبت میکرد یکی از دلایل مصرف دخانیات به خاطر این است که میخواهند به آرامش و تعادل برسند، در صورتیکه ما در کنگره یاد گرفتیم اگر کسی به سمت موادمخدر میرود به خاطر نیاز بدن است. چهطور یک فرد میل به مصرف سیگار دارد و کسی میل ندارد؟ بخاطر نیاز بدن است. من در مشارکت گفته بودم زمانی که پدرم سیگار میکشید من از بوی سیگار خوشم میآمد؛ چون بدن من نیاز داشت من آنموقع آگاهی نداشتم، وقتی کنگره آمدم یاد گرفتم. سیگار مصرف میکردم؛ ولی سیدیها را مینوشتم. در خانه مادرم نمیدانست، و بعد از آن متوجه شده بود که من سیگار مصرف میکنم، باز فکر میکرد من کنار گذاشتم عذاب وجدان میگرفتم. من آمدم آموزش گرفتم و گفتم من چه فایدهای دارم کار ضدارزشی انجام میدهم. بالاخره باید به سمت تاریکی بروم یا وارد مسیر روشنایی بشوم.
با راهنما همسفر زینب صحبت کردم گفتم من سیگار مصرف میکنم نمیدانستم لژیونی به نام ویلیام مجازی هست معرفی کردند و وارد لژیون مجازی شدم. در آخر میخواهم بگویم یکی صدای من را بشنود در شعبه ما و خارج شعبه ما بیایند نترسند و این شجاعت را به خرج بدهند. آقای مهندس این امکان را در اختیار ما قرار دادند، درست است شعبه ما راهنمای ویلیام ندارد؛ اما به صورت مجازی خیلی راحت سفر میکنید. من آنموقع در واتساپ سفر میکردم و به صورت ویس مشارکت میکردیم؛ اما الان از آقای مهندس اجازه گرفتند و تصویری سفر میکنیم همدیگر را میبینیم با پوشش مناسب مشارکت میکنیم هم صوت و هم نور و هم حس هست، هیچ فرقی با لژیون حضوری ندارد و به راحتی سفر میکنیم و از این تاریکی خارج میشویم. امیدوارم همه ما بتوانیم وارد این مسیر درست بشویم و این شجاعت را داشته باشیم و به رهایی برسیم.

پایان خدمت نگهبان قبلی و انتخاب نگهبان جدید

مرزبانان کشیک: همسفر هدی سادات و مسافر مجتبی
تایپیست: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون پانزدهم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی نیمایوشیج
- تعداد بازدید از این مطلب :
1831