جلسه هشتم از دوره چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی گلمکان به استادی راهنما ویلیام مسافر زهرا، نگهبانی همسفر حمیده و دبیری همسفر حوا با دستور جلسه «دخانیات،سیگار،قلیان،ناس، پیپ،ویپ» روز دوشنبه ۱۱خردادماه ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد
بسیار خوشحالم که امروز در جمع شما هستم. در دستور جلسهی شیرین «دخانیات و درمان سیگار» از نگهبان جلسه، ایجنت، مرزبانان و همینطور راهنمای درمان ویلیام مسافر زهرا سپاسگزارم که به من اجازه دادند امروز اینجا باشم، انرژی بگیرم و انرژی منتقل کنم.
من پارسال همین موقع در خدمت شما بودم و امسال منتظر بودم که یک شال ویلیام از داخل جمع شما بیرون بیاید. انشاءالله که سال دیگر این اتفاق بیفتد و در شعبهی خودتان راهنمای ویلیام داشته باشید و رهاییهای بسیاری را تجربه کنید.
در مورد دستور جلسه هفتهی گذشته وادی سوم بود که سرلوحهی مسافران ویلیام است؛ تنها وادی که با کلمهی «باید» آغاز میشود. برای من جا افتاد که باید خودت را دوست داشته باشی. مگر ما خانمها به چه چیزی بیشتر اهمیت میدهیم؟ به قول آقای مهندس، همهچیزمان به پوست و صورتمان بند است و این برای ما بسیار مهم است. من به مرحلهای رسیده بودم که رنگ چشمانم به زردی میزد و واقعاً سو نداشت؛ صبحها که بیدار میشدم فشار خونم پایین بود و چشمانم سیاهی میرفت. فکر میکردم ضعیف هستم، آهن بدنم کم است یا به خاطر شیردهی است؛ اما مشکل اینها نبود، نیکوتین علاوه بر اینکه زمان مرا نشانه رفته بود، این موارد را هم تحتالشعاع قرار داده بود.
در پوست ما نوعی کلاژن به نام لاستین وجود دارد؛ نیکوتین اول آن را از بین میبرد، چون کارکرد کلیه را ضعیف میکند و وقتی کارکرد کلیه کم شود زیر چشم گود میافتد. من اوایل سفر ویلیام به این موضوع توجه کرده بودم. بعضیها فکر میکنند میتوانند بیایند اینجا بروند و فقط از کرم دیسپ استفاده کنند و همزمان قلیان هم بکشند؛ اما نه اصلاً اینطور نیست. به نظر من ابزار کنگره را باید در مسیر خود کنگره استفاده کرد. اگر سفر ویلیام را شروع کنیم و در مسیر باشیم، با استفاده از کرم دیسپ، پوستی شفاف خواهید داشت، من پوستم را کاملاً از دست داده بودم تغییر کردن درد دارد، اما همین که قدم اول را برمیداریم ارزشمند است.
هنوز بچههایی هستند که در شعبه میترسند قدم پیش بگذارند؛ من دستم را به سمتشان دراز میکنم و میگویم: بیا در لژیون بنشین، دستت را در دست راهنما بگذار تا این راه را طی کنی، به قله و حال خوش برسی و دست چند نفر دیگر را هم بگیری.
نکتهی دیگر این است که همانطور در جزوات میخوانید، نیکوتین از سد خونی مغز عبور میکند و بیوشیمی مغز را تحت تأثیر قرار میدهد. فرد سیگاری یا مصرفکنندهی قلیان یک روز میگوید دیگر نمیکشم؛ اما بعد از یک هفته عصبی میشود. همان حالتی که فرد خمار مواد است، به سراغش میآید و دوباره به مصرف برمیگردد. وقتی از او میپرسی خوبی؟ آرام شدی؟ میگوید: آره، خیلی آروم شدم این آرامش نیست، سلولهای بدن به نیکوتین نیاز دارند و وقتی میرسد فقط شارژ میشوند.
پیامی دارم برای همسفران که قلیان استفاده میکنند و به کنگره میآیند: قلیان مانند یک نقاب است. آقای مهندس در سیدیهایشان میفرمایند این دقیقاً مثل نگه داشتن هندوانه زیر آب است؛ ما آن را پنهان کردهایم، اما همچنان روی صورت ماست. این ماسک را بردارید؛ باید طوری باشد که پیش وجدان خودتان راحت باشید. اینکه ۴۰ سیدی بنویسید و پیش آقای مهندس بروید و بگویید تمام شد ولی دوباره سراغ قلیان بروید شما را به حال خوش نمیرساند.
سفر ویلیام یک تفسیر دیگر هم دارد: فرض کنید یک قفس آهنی داریم و یک شیر که نماد اعتیاد است. ما درمان اعتیاد را انجام میدهیم و شیر را داخل قفس میاندازیم، اما اصل کار، آن قفل است. قفل چیست؟ درمان نیکوتین. اگر درمان سیگار را انجام دهم، قفل را محکم کردهام؛ وگرنه قفل نیمهباز است و آن شیر با ضربه زدن، قطعاً بیرون میآید. مسافران ویلیام جگر شیر دارند که پا در این راه میگذارند. به خودتان ببالید و جسارت داشته باشید که قدم اول را بردارید، درمان شوید، شالتان را بگیرید و خدمت کنید.
تقدیر از دبیر جلسات خصوصی
.jpg)
.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر مهری و مسافر اصغر
تایپیست: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول)
عکاس: همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا (مرزبان خبری)
همسفران نمایندگی گلمکان
- تعداد بازدید از این مطلب :
132