با ورودم به کنگره با سفر نیکوتین آشنا شدم. در ابتدا خودم را مصرفکننده نمیدانستم؛ دنبال بهانه بودم و میگفتم: من فقط در دورهمیها و مسافرتها قلیان مصرف میکنم؛ ولی بعداً متوجه شدم که من مصرفکننده هستم، حتی اگر هفتهای یکبار مصرف کنم.
سفر نیکوتین اوایلش خیلی سخت به نظر میرسید. مگر میشود به مسافرت یا دورهمی رفت و قلیان نباشد؟ انگار بدون قلیان لذتی وجود نداشت. با ترس زیاد سفرم را شروع کردم. اوایل با خوردن آدامس مشکل داشتم، میترسیدم که به دندانهایم آسیب برساند؛ ولی با راهنماییهای راهنمای عزیزم، همسفر سمیه و روش DST، همه چیز خیلی راحتتر از چیزی که فکر میکردم پیش رفت.
طوری که در پله آخر از اینکه قرار بود دیگر آدامس نخورم، ناراحت بودم و بعد از رهایی، با اینکه خودم هم اصلاً باورم نمیشد، کوچکترین میل و وسوسهای به مصرف قلیان نداشتم و ندارم. اما در حال حاضر، بعد از دو سال که از رهایی من گذشته، آن حس ترس به حس غرور و قدرت تبدیل شده است.
با این سفر فهمیدم من آنقدر قوی هستم که برای لذت بردن و شاد بودن نیازی به دود و قلیان ندارم. من خیلی ارزشمند هستم که باید از جسمم و سلامتی خودم مراقبت کنم. وقتی به خودم احترام میگذارم، دنیا هم به من احترام میگذارد و مهمترینش نگاه بچههایم به من است. وقتی در جمعهایی که قلیان میکشند قرار میگیریم، با افتخار به من نگاه میکنند که من مصرف نمیکنم. این تغییر من به آنها یاد میدهد که "نه" گفتن را یاد بگیرند، قوی باشند و متوجه شوند که بدون وابستگی هم میشود لذت برد و شاد بود. از جناب مهندس برای روش درمان درست و خوبشان و همه خدمتگزاران کنگره۶۰ سپاسگزارم.
نویسنده: مسافر نیکوتین همسفر مرجان رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون اول ویلیام)
رابط خبری: مسافر نیکوتین همسفر زهرا رهجوی راهنما ویلیام همسفر غزاله (لژیون سوم ویلیام)
ویرایش و ارسال: همسفر هستی رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ابوریحان تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
55